﻿var ic = 150;

var title = new Array(ic);

title[0] = 'بادوست خود زياد دوستي مكن كه روزي دشمن توگردد؛ بادشمن خود زياد دشمني نكن كه روزي دوست تو گردد. (امام علي عليه السلام)';
title[1] = 'چه زشت است بريدن بعد از پيوستن؛ بي وفايي بعد از پيوند برادري؛ دشمني بعد از دوستي. (امام علي عليه السلام)';
title[2] = 'از زمين خوردن كسي شاد مشو كه نمي داني گردش روزگار براي تو چه در آستين دارد. (امام علي عليه السلام)';
title[3] = 'عابد بي عمل همچون خر آسياب است كه همواره در يكجا ميچرخد و گام پيش نميرود. (امام علي عليه السلام)';
title[4] = 'هر كس مؤمني را بر انجام دادن گناهي سرزنش كند، نمي ميرد تا آنكه خود آن گناه را مرتكب شود. (حضرت امام صادق عليه السلام)';
title[5] = 'اگر مثل گاو گنده باشي، ميدوشنت. اگر مثل خر قوي باشي، بارت مي كنند. اگر مثل اسب دونده باشي، سوارت مي شوند... فقط از فهميدن تو مي ترسند. (معلم شهيد دكتر علي شريعتي)';
title[6] = 'سكوت سخن بزرگي است كه خداوند به گوياترين زبانها بخشيده است.';
title[7] = 'هيچ وقت رازت رو به كسي نگو. وقتي خودت نمي توني حفظش كني، چطور انتظار داري كسي ديگه‌اي برات رازت رو نگهداره.';
title[8] = 'هر وقت احساس كردي در اوج قدرتي به حباب فكر كن...';
title[9] = 'هر كجا محرم شدي چشم از خيانت بازدار، اي بسا محرم كه با يك نقطه مجرم مي شود.';
title[10] = 'يك بچه همواره مي تواند سه چيز به يك آدم بزرگ بياموزد : 1- شاد بودن بدون دليل 2- دائم به كاري مشغول بودن 3- تقاضا كردن آنچه با تمام وجود مي خواهد.';
title[11] = 'غم و شادي در يك خانه زندگي مي كنند به آهستگي شادي كن تا غم بيدار نشود.';
title[12] = 'هميشه دو درس را در زندگي خود به ياد داشته باشيد: جسارت در بيان عقيده؛ جرأت در پذيرش اشتباه.';
title[13] = 'عزيزم اينو بدون كه زندگي بد ترين معلمه چون اول امتحان ميگيره وبعد درس ميده پس سعي كن از اين امتحان سر بلند بيرون بياي';
title[14] = 'دستت رو بذار روي قلبت. اين ساعت عمرت كه داره تيك تيك ميكنه. جالبه هموني كه بهت زندگي ميده برات شمارش معكوس رو شروع كرده. منتظر باش اما معتل نشو! تحمل كن اما توقف نكن! قاتع باش اما لج باز نباش! صريح باش اما گستاخ نباش! بگو آره اما نگو حتما! بگو نه اما نگو ابدا...';
title[15] = 'عالم همه هيچ اهل عالم همه هيچ، اي هيچ براي هيچ بر هيچ مپيچ. داني كه ز آدمي چه ماند پس مرگ، لطف است و محبت است و ديگر همه هيچ.';
title[16] = 'زندگي كتابي است پرماجرا، هيچگاه آنرا به خاطر يك ورقش دور مينداز.';
title[17] = 'همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند به جز مداد سفيد. هيچ كسي به او كار نمي داد. همه مي گفتند: تو به هيچ دردي نمي خوري. يك شب كه مداد رنگي ها توي سياهي كاغذ گم شده بودند، مداد سفيد تا صبح كار كرد. ماه كشيد، مهتاب كشيد و آنقدر ستاره كشيد كه كوچك وكوچك و كوچك تر شد. صبح توي جعبه ي مداد رنگي جاي خالي او با هيچ رنگي پر نشد! (خدا هيچ كس و هيچ چيز بدرد نخوري نيافريده)';
title[18] = 'درياي بيكران باشي يا گودال كوچك آب، فرقي نميكند. زلال كه باشي آسمان در توست.';
title[19] = 'زندگي مثل بازي شطرنج مي مونه. اگه بازي بلد نباشي همه ميخوان يادت بدن. ولي اگه خوب بازي كني همه مي خوان شكستت بدن!';
title[20] = 'وقتي با يك انگشت به طرفه كسي اشاره ميكني و اون رو مسخره مي كني، اگر خوب نگاه كني مي بيني سه ‌تا انگشت ديگه به طرفه خودته.';
title[21] = 'هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده دوباره اعتماد نكني!';
title[22] = 'قدر دست هايم را بيشتر دانستم و قدر چشم هايم را و تازه فهميدم چه شكوهي دارد ايستادن بر روي دو پا... آن لحظه كه به زمين خوردم!';
title[23] = 'خوشبين كسي است كه جدول را با خودنويس حل ميكند.';
title[24] = 'سازنده ترين كلمه "گذشت" است، آن را تمرين كن. پرمعني ترين كلمه "ما" است، آن را به كار ببر. عميق ترين كلمه "عشق" است، به آن ارج بنه. بي رحم ترين كلمه "تنفر " است، از بين ببرش. سركش ترين كلمه" تنفر" است، با آن بازي نكن. خودخواهانه ترين كلمه "من" است، از آن حذر كن. ناپايدارترين كلمه "خشم" است، آن را فرو ببر.';
title[25] = 'به چيزي كه گذشت غم نخور، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.';
title[26] = 'كاش كودك بودم تا بزرگترين شيطنت زندگي ام نقاشي روي ديوار بود، اي كاش كودك بودم تا از ته دل مي خنديدم نه اينكه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم، اي كاش كودك بودم تا در اوج ناراحتي و درد با يك بوسه همه چيز را فراموش مي كردم.';
title[27] = 'به شيطان گفتم: «لعنت بر شيطان»! لبخند زد. پرسيدم: «چرا مي خندي؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام مي گيرد» پرسيدم: «مگر چه كرده ام؟» گفت: «مرا لعنت مي كني در حالي كه هيچ بدي در حق تو نكرده ام» با تعجب پرسيدم: «پس چرا زمين مي خورم؟!» جواب داد: «نفس تو مانند اسبي است كه آن را رام نكرده اي. نفس تو هنوز وحشي است؛ تو را زمين مي زند.» پرسيدم: «پس تو چه كاره اي؟» پاسخ داد: «هر وقت سواري آموختي، براي رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو';
title[28] = 'ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي كرد بهت چي گفت؟ جايي كه ميري مردمي داره كه مي شكننت. نكنه غصه بخوري من همه جا باهاتم. تو تنها نيستي. توكوله بارت عشق ميزارم كه بگذري، قلب ميزارم كه جا بدي، اشك ميدم كه همراهيت كنه، ومرگ كه بدوني برميگردي پيشم.';
title[29] = 'در ميان هر سيب، دانه ها محدود است. در دل هر دانه، سيبها نامحدود. چيستانيست عجيب، دانه باشيد نه سيب.';
title[30] = 'خوشا آنانكه بذر آدميت، در اين ويرانه پاشيدند و رفتند.';
title[31] = 'دواي همه دردها نيكي است، به شرط آنكه ندانند شما نيكيد، وگرنه نخواهند گذاشت نيك بمانيد.';
title[32] = 'گذشته كتابي است كه بايد بارها خواند واز آن تجربه آموخت. آينده كتابي است كه اكنون توسط تو نوشته مي شود. بكوش تا آنچه را مي نگاري بعد از خواندنش لذت ببري.';
title[33] = 'مردي نبود فتاده اي پاي زدن، گر دست فتاده اي بگيري مردي.';
title[34] = 'آدمك آخر دنياست بخند، آدمك مرگ همينجاست بخند. دست خطي كه تو را عاشق كرد، شوخي كاغذي ماست بخند. آدمك خر نشوي گريه كني، كل دنيا يه سراب است بخند. آن خدايي كه بزرگش خواندي، بخدا مثل تو تنهاست بخند.';
title[35] = 'خدايا كمك كن: قاطع باشيم اما لجباز نباشيم، صبور باشيم اما مظلوم نباشيم، حاكم باشيم اما ظالم نباشيم، شجاع باشيم اما احمق نباشيم، راضي باشيم اما قانع نباشيم، بذله گو باشيم اما هرزه گو نباشيم، جاري باشيم اما ويرانگر نباشيم، صريح باشيم اما گستاخ نباشيم، ساكت باشيم اما بي صدا نباشيم، طناز باشيم اما لوده نباشيم، منتظر باشيم اما علاف نباشيم، راحت باشيم اما بي خيال نباشيم، محتاط باشيم اما ترسو نباشيم، سرشار باشيم اما لبريز نباشيم، متواضع باشيم اما ذليل نباشيم، حساس باشيم اما زود رنج نباشيم، تيز بين باشيم اما عيب بين نباشيم، سريع باشيم اما عجول نباشيم، بزرگ باشيم اما متكبر نباشيم.';
title[36] = 'در حيرتم از مرام اين مردم پست، اين طايفه زنده كش مرده پرست. چون هست به ذلت بكشندش و جفا، چون مرد به عزت ببرندش سر دست.';
title[37] = 'به مد پوشان بگوييد آخرين مد كفن است!';
title[38] = 'سرنوشت ننوشت، گر نوشت بد نوشت. اما باور كن نمي توان سرنوشت را از سر نوشت.';
title[39] = 'ايستاده مردن بهتر از زانو زده زيستن است.';
title[40] = 'انسان هيچ وقت بيشتر از آن موقع خود را گول نمي زند كه خيال مي كند ديگران را فريب داده است.';
title[41] = 'روزي دروغ به حقيقت گفت: ميل داري باهم به دريا برويم وشِنا كنيم. حقيقتِ ساده لوح پذيرفت وگول خورد. آن دو باهم به كنار ساحل رفتند. وقتي به ساحل رسيدند. حقيقت لباسهايش را در آورد. دروغِ حيله گر، لباسهاي او را پوشيد ورفت. از آن روز هميشه حقيقت عريان ولخت وزشت است. اما دروغ در لباسِ حقيقت با ظاهري آراسته نمايان وآشكار مي شود.';
title[42] = 'در شرايط دشوارِ زندگي، مردِ بزرگ به خود سخت مي گيرد و مردِ كوچك به ديگران سخت مي گيرد.';
title[43] = 'دريا باش كه اگر كسي سنگي به سويت پرتاب كرد، سنگ غرق شود نه اينكه تو متلاطم شوي.';
title[44] = 'به سحر مرغ حق زد اين ترانه، كه جهان سر به سر بود فسانه. مخوري تو فريب رنگ دنيا، سر سازش ندارد اين زمانه. بده ساقي آن شراب معرفت سوز، تو بزن مطرب نواي عارفانه. كه اگر ماند ز تو نام و يادي، بود اين تفسير عمر جاودانه.';
title[45] = 'ز حق توفيق خدمت خواستم، دل گفت پنهاني. چه توفيقي از اين بهتر، كه خلقي را بخنداني؟';
title[46] = 'هرچه داريم از اوست، هرچه نداريم صلاح اوست.';
title[47] = 'بيا عارف كه دنيا حرف مفت است، گهي نازك گهي پخ گه كلفت است. گهي عزت دهد گه خوار آيد، از اين بازيچه ها بسيار دارد. يكي را افكند امروز در بند، كند روز دگر او را خداوند. اگر كارش وفاقي يا نفاقيست، تمام كار عالم اتفاقيست. نه مهر هيچكس در سينه دارد، نه با كس كينه ديرينه دارد. دهد بر دهخدا نعمت همانجور، كه صد چندان دهد بر قاسم كور. به نادان آنچان روزي رساند، كه صد دانا در آن حيرت بماند. ';
title[48] = 'دريا كه چنين فراخ روي است، پالايش قطره هاي جوي است. وان كوه بلند كه ابرناك است، جمع آمده ريزه هاي خاك است.';
title[49] = 'اين شعر توسط يك بچه آفريقايي نوشته شده: وقتي به دنيا ميام، سياهم. وقتي بزرگ ميشم، سياهم. وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم. وقتي مي ترسم، سياهم. وقتي مريض ميشم، سياهم. وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم... و تو آدم سفيد، وقتي به دنيا مياي، صورتي اي. وقتي بزرگ ميشي، سفيدي. وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي. وقتي سردت ميشه، آبي اي. وقتي مي ترسي، زردي. وقتي مريض ميشي، سبزي. و وقتي مي ميري، خاكستري اي... و تو به من ميگي رنگين پوست!';
title[50] = 'يه ضرب المثل چيني ميگه: اگه از دوران مجردي لذت نميبري ازدواج كن! اون وقت حتما از فكر كردن به دوران مجرديت لذت ميبري.';
title[51] = 'روي هر پله كه باشي خدا يه پله از تو بالاتره. نه به خاطر اينكه خداست. به خاطر اينكه دستتو بگيره.';
title[52] = 'چهار چيز را در زندگيت نشكن: اعتماد، قول، رابطه و قلب. چون وقتي اين‌ها مي شكنند صدا ندارند، ولي درد بسياري دارند.';
title[53] = 'در بيكرانه زندگي مرا دو چيز افسون ميكند: 1- آبي آسمان كه ميبينم و ميبينم كه نيست. 2- خدايي كه نميبينم و ميبينم كه هست.';
title[54] = 'زندگيمون يه فرصته، نكته به نكته خط به خط. بايد به مقصد برسيم، مثل يه مشق بي غلط.';
title[55] = 'آن كوه كه سيل از آن گريزد، در زلزله بين كه چون بريزد.';
title[56] = 'بازنده ها در هر جوابي مشكلي را مي بينند ولي برنده ها در هر مشكلي جوابي را مي بينند.';
title[57] = 'در راه رسيدن به اوج با مردم مهربان باش چرا كه هنگام سقوط با همان مردم رو به رو خواهي شد.';
title[58] = 'فرشتگان از خدا پرسيدند: خدايا! تو كه بشر رو آنقدر دوست داري، چرا غم را آفريدي؟ خدا گفت: غم را به خاطر خودم آفريدم. چون اين مخلوق من تا غمگين نباشه به ياد خالقش نمي افته.';
title[59] = 'اينو به ياد داشته باش كه: نقطه هاي سياه هستند كه به صفحه سفيد جلوه ميدن.';
title[60] = 'آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است، با دوستان مروت با دشمنان مدارا.';
title[61] = 'هنگام تنگدستي در عيش كوش و مستي، كاين كيمياي هستي قارون كند گدا را.';
title[62] = 'راستگويي موجب آرامش و دروغ مايه پريشانيست.';
title[63] = 'هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته ميشود، دري ديگر باز مي شود. ولي ما اغلب چنان به دربسته چشم مي دوزيم كه درهاي باز را نمي بينيم.';
title[64] = 'در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند، هرچه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد.';
title[65] = 'هر آنكه جانب اهل خدا نگه دارد، خداش در همه حال از بلا نگه دارد. حديث دوست نگويم مگر به حضرت دوست، كه آشنا سخن آشنا نگه دارد.';
title[66] = 'حريص ترين جانور مگسه و قانع ترين جانور عنكبوته. جالبه كه بدوني حريص ترين موجود هميشه خوراك قانع ترين ميشه.';
title[67] = 'كوچيك كه بوديم تنها كفشامون رو اشتباه مي پوشيديم. اما حالا كه بزرگ شديم تنها كار درستمون پوشيدن كفشامونه!';
title[68] = 'راز بزرگ زندگي در شكيبايي است و نبايد به خاطر يك آينده ي مبهم زمان حال را بر خود تلخ كرد.';
title[69] = 'بشنو اين نكته كه خود را ز غم آزاد كتي، خون خوري گر طلب روزي ننهاده كني. آخرالامر گل كوزه گران خواهي شد، حاليا فكر سبو كن كه پر از باده كني.';
title[70] = 'زندگي صحنه يكتاي هنرمندي ماست. هر كسي نغمه خود خواند و از صحنه رود. صحنه پيوسته به جاست. خوشتر آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد.';
title[71] = 'نيكي و بدي كه در نهاد بشر است، شادي و غمي كه در قضا و قدر است. با چرخ مكن حواله كاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بيچاره تر است.';
title[72] = 'بر چرخ فلك هيچ كسي چير نشد، وز خوردن آدمي زمين سير نشد. مغرور به آني كه نخورده است تو را، تعجيل نكن  هم بخورد دير نشد.';
title[73] = 'آنها كه كهن شدند و اينها كه نوند، هركس به مراد خويش يك تك بدوند. اين كهنه جهان به كس نماند باقي، رفتند و رويم و ديگر آيند و روند.';
title[74] = 'اي بس كه نباشيم و جهان خواهد بود، ني نام زما و ني نشان خواهد بود. زاين پيش نبوديم و نبود هيچ خلل، زاين پس چو نباشيم همان خواهد بود.';
title[75] = 'خاكي كه به زير پاي هر ناداني است، زلف صنمي و چهره جاناني است. هر خشت كه بر كنگره ايواني است، انگشت وزيري و لب سلطاني است.';
title[76] = 'اين يك دو سه روزه نوبت عمر گذشت، چون ابر به كوهسار و چون باد به دشت. هرگز غم دو روز مرا ياد نكرد، روزي كه نيامده است و روزي كه گذشت.';
title[77] = 'پرسيدم اين همه حرف است معجزه، كو معجزه؟ ندا رسيد از آسمان، يافت كن در اين جهان، چيزي بغير از معجزه.';
title[78] = 'يك چند به كودكي به استاد شديم، يك چند به استادي خود شاد شديم. پايان سخن شنو كه ما را چه رسيد، از خاك بر آمديم و بر باد شديم.';
title[79] = 'اي دوست بيا تا غم فردا نخوريم، واين يك دم عمر را غنيمت شمريم. فردا كه از اين دير فنا در گذريم، با هفت هزار سالگان سر به سريم.';
title[80] = 'از دي كه گذشت هيچ ازو ياد مكن، فردا كه نيامده است فرياد مكن. بر نامده و گذشته بنياد مكن، حالي خوش باش و عمر بر باد مكن.';
title[81] = 'تا كي غم آن خورم كه دارم يا نه، واين عمر به خوشدلي گذارم يا نه. پركن قدح باده كه معلومم نيست، اين دم كه فرو برم برآرم يا نه.';
title[82] = 'شيخي به زني فاحشه گفتا مستي، هر لحظه به دام دگري پابستي. گفتا شيخا هر آنچه گويي هستم، آيا تو چنان كه مي نمايي هستي؟';
title[83] = 'از چرخ فلك گردش يكسان مطلب، وز دور زمانه عدل سلطان مطلب. روزي پنج در جهان خواهي بود، آزار دل هيچ مسلمان مطلب.';
title[84] = 'آلوده دنيا جگرش ريشتر است، آسوده ترست هر آنكه درويشتر است. هر خر كه بر او زنگي و زنجيري هست، چون به نگري بار بر او بيشتر است.';
title[85] = 'گفتار نكو دارم و كردارم نيست، از گفت نكوي بي عمل عارم نيست. دشوار بود كردن و گفتن آسان، آسان بسيار و هيچ دشوارم نيست.';
title[86] = 'گر كار تو نيكست به تدبير تو نيست، ور نيز بدست هم ز تقصير تو نيست. تسليم و رضا پيشه كن و شاد بزي، چون نيك و بد جهان به تقدير تو نيست.';
title[87] = 'روزم به غم جهان فرسوده گذشت، شب در هوس بوده و نابوده گذشت. عمري كه دمي ازو جهاني ارزد، القصه به فكرهاي بيهوده گذشت.';
title[88] = 'در دل همه شرك و  روي بر خاك چه سود، با نفس پليد جامه پاك چه سود. زهرست گناه و توبه ترياك وي است، چون زهر به جان رسيد ترياك چه سود.';
title[89] = 'گر ملك تو شام و گر يمن خواهد بود، وز سر حد چين تا به ختن خواهد بود. روزي كه ازين سرا كني عزم سفر، همراه تو هفت گز كفن خواهد بود.';
title[90] = 'خواهي كه خدا كار نكو با تو كند، ارواح ملايك همه رو با تو كند. يا هرچه رضاي او در آنست بكن، يا راضي شو هر آنچه او با تو كند.';
title[91] = 'با علم اگر عمل برابر گردد، كام دو جهان ترا ميسر گردد. مغرور مشو به خود كه خواندي ورقي، زان روز حذر كن كه ورق برگردد.';
title[92] = 'چون تيشه مباش و جمله بر خود متراش، چون رنده ز كار خويش بي بهر مباش. تعليم ز اره گير در امر معاش، نيمي سوي خود مي كش و نيمي مي پاش.';
title[93] = 'شاهي طلبي برو گداي همه باش، بيگانه ز خويش و آشناي همه باش. خواهي كه ترا چو تاج بر سر دارند، دست همه گير و خاك پاي همه باش.';
title[94] = 'عنان مركب خويش به دست غير مسپار، كه باز ستاندنش كمتر از گدايي نيست.';
title[95] = 'يا رب تو چنان كن كه پريشان نشوم، محتاج برادران و خويشان نشوم. بي منت خلق خود مرا روزي ده، تا از در تو بر در ايشان نشوم.';
title[96] = 'افسوس كه ما عاقبت انديش نه ايم، داريم لباس فقر و درويش نه ايم. اين كبر و مني جمله از آنست كه ما، قانع به نصيب و قسمت خويش نه ايم.';
title[97] = 'ما با مي و مستي سر تقوي داريم، دنيا طلبيم و ميل عقبي داريم. كي دنيا و دين هردو به هم آيد راست، اينست كه ما نه دين نه دنيا داريم.';
title[98] = 'دنيا گذران محنت دنيا گذران، ني بر پدران ماند و ني بر پسران. تا بتواني عمر به طاعت گذران، بنگر كه فلك چه ميكند با دگران.';
title[99] = 'چون باز سفيد در شكاريم همه، با نفس و هواي نفس ياريم همه. گر پرده ز روي كارها برگيرند، معلوم شود كه در چه كاريم همه.';
title[100] = 'هركه دنيا خواهد، علم آموزد و هركه آخرت خواهد در عمل كوشد.';
title[101] = 'شش چيز را شعار خود سازيد: 1- در شروع هر كاري بسم الله بگوييد. 2- در هر نعمتي الحمدلله بگوييد. 3- در هر كار كه قصد انجامش را داريد، انشاءالله بگوييد. 4- در هر مصيبتي استغفرالله بگوييد. 5- در هر مصيبتي كه به شما وارد ميشود، انالله و انا اليه راجعون بگوييد. 6- ذكر مرتب لااله الا الله را فراموش نكنيد.';
title[102] = 'مردان كوچك به آسايش مردان بزرگ فكر ميكنند و مردان بزرگ در آرزوي آرامش مردان كوچك مي ميرند.';
title[103] = 'خواهي چو خليل كعبه بنياد كني، وآنرا به نماز و طاعت آباد كني. روزي دوهزار بنده آزاد كني، به زان نبود كه خاطري شاد كني.';
title[104] = 'گر درويشي مكن تصرف در هيچ، نه شادي كن به هيچ و نه غم خور هيچ. خرسند بدان باش كه در ملك خداي، در دنيا و آخرت نباشي بر هيچ.';
title[105] = 'توانگران كه زر و سيم را شمار كنند، هزار حيله به راه خدا به كار كنند. قفا زنند به مردم كه ما به از خلقيم، جفا كنند به آنان كه كسب و كار كنند.';
title[106] = 'زندگي مثل يه جاده است، من و تو مسافراشيم. قدر لحظه ها رو بدونيم، ممكنه فردا نباشيم.';
title[107] = 'بر نيايد اين دو كار از اين دو فرد، مردي از نامرد و نامردي ز مرد.';
title[108] = 'اگه با گذشت كردن كسي كوچيك ميشد، خدا اينقدر بزرگ نبود.';
title[109] = 'ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ام ميكرد بهم چي گفت؟ جايي كه ميري مردمي داره كه ميشكننت. نكنه غصه بخوري. من همه جا باهاتم. تو تنها نيستي. تو كوله بارت عشق ميزارم كه بگذري، قلب ميذارم كه جا بدي، اشك ميدم كه همكاريت كنه و مرگ كه بدوني بر ميگردي پيشم.';
title[110] = 'آنكس كه بداند و بداند كه بداند، اسب شرف از گنبد گردون برهاند. وآنكس كه بداند و نداند كه بداند، بيدارش نماييد كه بس خفته نماند. آنكس كه نداند و بداند كه نداند، لنگان خرك خويش به منزل برساند. وآنكس كه نداند و نداند كه نداند، در جهل مركب ابدالدهر بماند.';
title[111] = 'در انديشه آنچه كرده اي مباش؛ در انديشه آنچه نكرده اي باش.';
title[112] = 'در قرض دادن به دوستان احتياط كن. مبادا هر دو را از دست بدهي!';
title[113] = 'داشتن علم بهتر از داشتن ثروت است؛ ولي نداشتن ثروت بدتر از نداشتن علم است.';
title[114] = 'در هر كاري اگه اولش به فكر آخرش نباشي، آخرش به فكر اولش ميفتي!';
title[115] = 'مرگ داشت با زندگي درد و دل ميكرد. بهش گفت: تو چرا واسه همه دوست داشتني هستي و همه دوست دارن با تو باشن؟ ولي من واسه هيچكس ارزش ندارم! زندگي بهش گفت: چون تو يه حقيقتي و من يه دروغ!';
title[116] = 'جهان اي برادر نماند به كس، دل اندر جهان آفرين بند و بس. مكن تكيه بر ملك دنيا و پشت، كه بسيار چون تو پرورد و كشت.';
title[117] = 'حاصل نشود رضاي سلطان، تا خاطر بندگان نجويي. خواهي كه خداي بر تو بخشد، با خلق خداي كن نكويي.';
title[118] = 'هر كه عيب دگران پيش تو آورد و شمرد، بي گمان عيب تو پيش دگران خواهد برد.';
title[119] = 'بر در كعبه سائلي ديدم، كه همي گفت و مي گرستي خوش. من نگويم كه طاعتم بپذير، قلم عفو بر گناهم بخش.';
title[120] = 'اگر دانش به روزي در فزودي، ز نادان تنگ روزي تر نبودي. چو كيمياگر به غصه مرده و رنج، ابله اندر خرابه يافته گنج.';
title[121] = 'چو كاري بي فضول بر تو آيد، تو را در وي سخن گفتن نشايد. وگر بيني كه نابينا و چاه است، اگر خاموش بنشيني گناه است.';
title[122] = 'چه سالهاي فراوان و عمر دراز، كه خلق بر سر ما بر زمين بخواهد رفت. چنانكه دست به دست آمده است ملك به ما، به دستهاي دگر همچنين بخواهد رفت.';
title[123] = 'شرّ با شرّ خاموش نشود، چنانكه آتش با آتش. بلكه شرّ را خير فرو مي نشاند و آتش را آب.';
title[124] = 'به مرگ كسي شادي مكن، گرفتار را مسخره مكن، خير خود را دريغ مدار. آنچه نمي داني از علما فراگير و آنچه مي داني به ديگران بياموز.';
title[125] = 'شادي را علت باش، نه شريك. و غم را شريك باش، نه دليل.';
title[126] = 'خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد: او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد. او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد';
title[127] = 'نه بر اشتري سوارم نه چو خر به زير بارم، نه خداوند رعيت نه غلام شهريارم. غم موجود و پريشاني معدوم ندارم، نفسي ميزنم آسوده و عمري به سر آرم.';
title[128] = 'چو كم خوردن طبيعت شد كسي را، چو سختي پيشش آيد سهل گيرد. وگر تن پرور است اندر فراخي، چو تنگي بيند از سختي بميرد.';
title[129] = 'تا به دكان و خانه در گروي، هرگز اي خام آدم نشوي. برو اندر جهان تفرج كن، پيش از آن روز كز جهان بروي.';
title[130] = 'وقتي از كار دست بكشيد كه كار شما انجام شده باشد، نه آنگاه كه خسته شده ايد.';
title[131] = 'سالها بر تو بگذرد كه گذار، نكني سوي تربت پدرت. تو به جاي پدر چه كردي خير، تا همان چشم داري از پسرت.';
title[132] = 'خداوندان كام و نيكبختي، چرا سختي خورند از بيم سختي. برو شادي كن اي يار دل افروز، غم فردا نشايد خورد امروز.';
title[133] = 'فراموشت نكرد ايزد در آن حال، كه بودي نطفه مدفون و مدهوش. روانت داد و طبع و عقل و ادراك، جمال و نطق و راي و فكرت و هوش. كنون پنداري از ناچيز همت، كه خواهد كردنت روزي فراموش.';
title[134] = 'چو انسان را نباشد فضل و احسان، چه فرق از آدمي با نقش ديوار. بدست آوردن دنيا هنر نيست، يكي را گر تواني دل به دست آر.';
title[135] = 'آنكه در نعمت و آسايش و آساني زيست، مردنش زين همه شك نيست كه دشوار آيد. به همه حال اسيري كه ز بندي برهد، بهتر از حال اميري كه گرفتار آيد.';
title[136] = 'كسيكه غرور دارد حاضر است گم شود و راه را از ديگران نپرسد.';
title[137] = 'ميان دو كس جنگ چون آتش است، سخن چشن بدبخت هيزم كش است. كنند اين و آن خوش دگرباره دل، وي اندر ميان كور بخت و خجل.';
title[138] = 'در سخن با دوستان آهسته باش، تا ندارد دشمن خونخوار گوش. پيش ديوار آنچه گويي هوش دار، تا نباشد در پس ديوار موش.';
title[139] = 'شهوت چو آتش است از وي بپرهيز، به خود بر  آتش دوزخ مكن تيز. در آن آتش نداري طاقت سوز، به صبر آبي برين آتش زن امروز.';
title[140] = 'هركه تامل نكند در جواب، بيشتر آيد سخنش ناصواب. يا سخن آراي چو مردم به هوش، يا بنشين چون حيوانان خموش.';
title[141] = 'اگر شبها همه قدر بودي، شب قدر بي قدر بودي. گر سنگ همه لعل بدخشان بودي، پس قيمت لعل و سنگ يكسان بودي.';
title[142] = 'توان شناخت به يك روز در شمايل مرد، كه تا كجاست رسيده است پايگاه علوم. ولي ز باطنش ايمن مباش و غره مشو، كه خبث نفس نگردد به سالها معلوم.';
title[143] = 'اسير بند شكم را دو شب نگيرد خواب، شبي ز معده سنگي شبي ز دلتنگي.';
title[144] = 'نيك سهل است زنده بي جان كرد، كشته را باز زنده نتوان كرد. شرط عقل است صبر تير انداز، كه چو رفت از كمان نيابد باز.';
title[145] = 'آنكه در راحت و تنعم زيست، او چه داند كه حال گرسنه چيست. حال درماندگان كسي داند، كه به احوال خويش درماند.';
title[146] = 'نه هر بازو كه در وي قوتي هست، به مردي عاجزان را بشكند دست. ضعيفان را مكن بر دل گزندي، كه درماني به جور زورمندي.';
title[147] = 'موحد چه در پاي ريزد زرش، چه شمشير هندي نهي بر سرش. اميد و هراسش نباشد ز كس، بر اين است بنياد توحيد و بس.';
title[148] = 'وامش مده آنكه بي نماز است، گرچه دهنش ز فاقه باز است. كو فرض خدا نميگذارد، از قرض تو نيز غم ندارد.';
title[149] = 'نردبان اين جهان ما و منيست، عاقبت اين نردبان افتادنيست. لاجرم آنكس كه بالاتر نشست، استخوانش سخت تر خواهد شكست.';


function pickRandom(range) { 
if (Math.random) 
return Math.round(Math.random() * (range-1)); 
else { 
var now = new Date(); 
return (now.getTime() / 1000) % range; } } 
var choice = pickRandom(ic);
document.writeln('<p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 0">' + title[choice] + '</p><p align="center" style="margin-bottom: 0"><a target="_blank" href="http://mtxt.blogfa.com" style="text-decoration: none"></a></p>');
