﻿var ic = 1300;

var title = new Array(ic);

title[0] = 'تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!';
title[1] = 'يه روز تركه در بيابان يك چراغ جادو پيدا مكنه روي آن دست ميكشه يه دفعه غول چراغ ظاهر ميشود غول به تركه ميگه هر آرزويي داري بگو. تركه با خودش فكر ميكنه بعد ميگه برو قدس را آزاد كن. غول ميگه نميشه يه آرزوي ديگه بكن .تركه باز فكر ميكنه ميگه به من فارسي ياد بده. در همين وقت غوله سرشو ميندازه پايين و ميره. تركه داد ميزنه بابا كجا ميري؟ غول ميگه دارم ميرم قدس رو آزاد كنم.';
title[2] = 'يه روز يه غوله از تو چراغ جادو مي ياد بيرون و به تركه مي گه: تو مي توني سه تا آرزو كني و من برآوردشون كنم. خب آرزوي اولت چيه؟ تركه ميگه يه 206 مي خوام و غوله سريع براش آماده مي كنه و ميگه: خب آرزوي دوم و تركه باز ميگه يه 206 ديگه و غوله يه كم تعجب مي كنه و ميگه خب بيا اين هم دومين 206 براي شما و حالا آخرين آرزوت چيه و تركه باز بدون معطلي ميگه بازم   206 ميخوام باز هم غوله 206 مي ياره. اما با تعجب از تركه مي پرسه: ببينم اينهمه 206 رو براي چي مي خواي؟ تركه جواب مي ده: مي خوام بفروشم ماكسيما بخرم.';
title[3] = 'به تركه ميگن 12 امام رو ميشناسي؟ ميگه آره. ميگن خوب نام ببر. ميگه: اين جوري كه نه! ببينمشون ميشناسم.';
title[4] = 'يه تركه تاكسي سمند مي خره. سه تا مسافر سوار مي كنه. اولي به مقصد مي رسه مي گه نگه دار. تركه مي گه سمند داري؟ مي گه نه. مي گه پس بشين. دومي به مقصد مي رسه مي گه نگه دار. مي گه سمند داري؟ مي گه نه. مي گه پس بشين. سومي مي گه من ميگم سمند دارم. مي گه من سمند دارم نگه دار. مي گه پس بگو ترمزش كدومه؟';
title[5] = 'تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين، يارو بهش ميگه: ببخشيد، شما تركين؟ ميگه: از كجا فهميدين؟ ميگه: از لهجتون. تركه با خودش ميگه: من بايد اين لهجمو درست كنم. پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده، ميره همون جا ميگه: آقا نيم كيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا شما تركين؟ ميگه: اِاِا... از كجا فهميدي؟ مگه من هنوز لهجه دارم. يارو ميگه: نه، ولي آخه اينجا پنج ساله كه بانك شده!!!';
title[6] = 'يه روز به يه تركه عكس دايناسور رو نشون ميدن. بهش ميگن: شما به اين چي ميگين؟ تركه ميگه: كي جرأت داره به اين چيزي بگه؟!';
title[7] = 'يه روز يه تركه ميره امامزاده، ميبينه شلوغ پلوقه. داد ميزنه ميگه: شلوغ نكنيد! پارسال شلوغ كردين حاجتها قاتي شد و من حامله شدم.';
title[8] = 'تركه از خواب ميپره، دست و پاش ميشكنه!';
title[9] = 'تركه با دوست دخترش ميره كافي شاپ ، گارسون مياد ميگه : چي ميل داريد براتون بيارم؟ دختره ميگه : دوتا كافه گلاسه لطفاً . تركه با عجله ميگه : دوتا هم واسه من بيارين!';
title[10] = 'از يك تركه مي پرسن 2 2 تا چند تا مي شه؟ تركه ميگه 5 تا، ميگن چرا 5 تا، ميگه تقصير من چيه علم پيشرفت كرده.';
title[11] = 'يه روز يه تركه ساعت ميخره. روز اول همه ازش ساعت ميپرسن. اصباني ميشه ميگه: حالا اينقدر بپرسين تا برينين توش!';
title[12] = 'تركه ميره مشهد ميگه يا امام رضا ازت مي خوام كه تو قرعه كشي بانك برنده بشم و يه ماشين ببرم. يه يكي دوسالي همين جور مي گذره و تركه همش ميرفته حرم و دعا مي كرده ولي برنده نمي شده. يه شب امام رضا مياد تو خوابش بهش ميگه آخه عزيز دلم تو اول به بابات بگو يه حساب تو بانك برات باز كنه بعد من دعا كنم كه برنده بشي.';
title[13] = 'تركه مست ميكنه ميگه من اسبم!';
title[14] = 'تركه ميخوابه رو تخت. خوابش سنگين بود تختش ميشكنه!';
title[15] = 'يه روز يه تركه دور خودش ميتابه حرز ميشه!';
title[16] = 'تركه ميره كارواش بهش ميگن پس ماشينت كو؟ ميگه راه نزديك بود پياده اومدم!';
title[17] = 'تو تبريز مسابقه ميزارن ببينن كي شبيه داريوشه. خود داريوش شركت ميكنه نفر هشتم ميشه...';
title[18] = 'يه بار به يه تركه ميگن كره خر. يه نگاه به خودش ميكنه و ميگه: ايلده بابا اينگدر جوون موندم!';
title[19] = 'يه روز يه تركه سرش ميخوره به ميخ، ميخه باد ميكنه!';
title[20] = 'تركه بلال ميخوره، تايك هفته ازون ميگه.';
title[21] = 'يه روز تركه ميره استخر، آهنگ تايتانيك ميزارن غرق ميشه.';
title[22] = 'تركه بچه اش يه روز بعد از عيدفطر به دنيا مياد، اسمشو ميذاره: پس فطرت';
title[23] = 'تركه مي ره در مغازه ميگه آقا نوشابه خانواده داريد؟ مغازه دار ميگه بله داريم. تركه ميگه به مجردها هم ميديد؟';
title[24] = 'سه نفر رشتي و تهراني و ترك داشتن تو خليج فارس عليه آمريكا شعار ميدادند و ميگفتن خليج فارس ايران محل دفن ريگان. يه ناو آمريكايي كه از اونجا رد ميشد اينا رو دستگير ميكنه. به تهرانيه ميگن خب تو چي ميگفتي؟ يه هو جوش مياره ميگه: خليج فارس ايران محل دفن ريگان. ميگيرن ميكشنش. به رشتيه ميگن تو چي ميگي؟ ميترسه ميگه والا به خدا من فقط گفتم خليج فارس ايران محل ماهيگيران. آزادش ميكنن. به تركه ميگن تو چي ميگي؟ ميگه: من گفتم خليج فارس ايران آسفالت بايد گردد.';
title[25] = 'يه روز يه تركه مي ره كتاب فروشي مي گه آقا كتاب "ترك دانا" داريد؟ فروشنده مي گه: شرمنده ما كتاب تخيلي نمي فروشيم...';
title[26] = 'يه تركه براي مسابقات دووميداني دوپينگ مي كنه. براي اينكه كسي بهش شك نكنه آخر مي شه.';
title[27] = 'يك تركه مهم ميشه، زيرش خط مي كشند. تو امتحان مياد!';
title[28] = 'تركه ميخوره زمين براي اينكه ضايع نشه تا در خونه سينه خيز ميره.';
title[29] = 'تركه به شكمش نگاه ميكنه، ميگه: آخه اي شكم! آخه من تا كي كاركنم تو بخوري؟ شكمه صداش در مياد ميگه: ميخواي از اين به بعد من كار كنم تو بخوري؟';
title[30] = 'يه تركه تو اتوبوس مي گوزه همه ميخندن. تركه ميگه: اگه ميدونستم اينقدر ميخندين براتون ميريدم.';
title[31] = 'يه تركه ميره سربازي دوره كلاش قرمزي.';
title[32] = 'تركه ميره مشهد. جلوي حرم ميگه: يا امام علي، قربون لب تشنت، فداي دو دست بريدت، پس كي ظهور ميكني؟ خسته شدم اينقدر اومدم قم!';
title[33] = 'يه تركه از تير ميره بالا از شهريور مياد پايين.';
title[34] = 'از تركه نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه! ';
title[35] = 'پليس جلوي تركه رو ميگيره ميگه گواهينامه. كارت ماشين؟ تركه ميگه: چيكار كنم؟ باهاشون جمله بسازم؟';
title[36] = 'يه تركي باخودش كشتي مي گيره دوم مي شه!';
title[37] = 'يه روز يك تركه و عربه با هم دعوا مي كنند و شروع ميكنند به هم فحش دادن. بعد مدتي تركه شروع ميكنه به خنديدن. ميگن چرا ميخندي؟ ميگه من يك ساعته دارم فحشش ميدم اون داره برام قرآن مي خونه.';
title[38] = 'يه روز يك تركه ميره نانوايي ميبينه صف مردانه خيلي شلوغه و صف زنانه خيلي خلوت. ميگه: شاطر خانمم گفته ده تا نون بده.';
title[39] = 'يك روز يه تركه ميره جلوه آينه مي گه: اي پدرسوخته من تو رو يك جا ديدم.';
title[40] = 'يه روز يه تركه ميره بهشت زير پاي مادران له مي شه!';
title[41] = 'يه روز يه تركه ميره مسجد وقتي مياد بيرون ميبينه كفشش نيست. ميگه من كي رفتم كه خودم نفهميدم!';
title[42] = 'به تركه ميگن برو ببين راهنمايه ماشين روشنه يا خاموشه ميره جولو ميگه روشنه خاموشه روشنه خاموشه...';
title[43] = 'يك روز يه تركه ميره امام رضا ميگه يا امام رضا قربانت تو چرا با اين همه طلا هشتم شدي؟';
title[44] = 'پرستاراز اتاق عمل مياد بيرون داد ميزنه: همراه مريض ... تركه ميدوه مياد جلو ميگه: يادداشت كنين 091500000';
title[45] = 'به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه: كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!';
title[46] = 'تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته: سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، ميپرسه: ببخشيد قربان، ميتونم بپرسم داريد چيكار ميكنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش ميكنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!';
title[47] = 'اردبيل زلزله مياد، تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!';
title[48] = 'تركه ميخواسته از اصفهان بره تهران، ميره ترمينال، از يه راننده ميپرسه آقا بليط تهران چند؟ راننده ميگه: اگه جلو بشيني 1000 تومن وسط 800 تومن رو بوفه 500 تومن. (بعد ميخواد يكم يارو رو سر كار بذاره) ميگه: اگه دنبال اتوبوس هم بدويي 300 تومن! تركه يك نگاه به كيف پولش ميكنه، ميگه: خوبه دنبالش ميدوم! خلاصه 300 تومن ميده و بسم الله شروع ميكنه دنبال اتوبوس دويدن. نزديكاي غروب اتوبوس داشته از نزديكاي كرج رد ميشده، راننده ميبينه تركه هي داره از عقب اشاره ميكنه. شاگردش ميگه: بابا بيچاره از نفس افتاد! نگه دار سوار شه، هوا داره تاريك ميشه، سختشه. بيچاره 300 تومن هم كه داده. راننده هم نگه ميداره. تركه نفس نفس زنان و شاكي مياد جلو ميگه: اينجا كرج بود؟ راننده ميگه: آره. تركه ميگه: خوب مرتيكه چرا هر چي علامت ميدم نگه نميداري؟ من ميخواستم كرج پياده شم.';
title[49] = 'تركه دوتا دزد ميگيره، زنگ ميزنه به 220';
title[50] = 'يه روز يه تركه ميره مسافرت وقتي برميگرده ميگن كي اومدي؟ ميگه پس فردا. بهش ميگن پس فردا كه هنوز نرسيده! ميگه ميدونم. كار داشتم زود تر اومدم.';
title[51] = 'به تركه ميگن بزرگترين ريسكي كه تو زندگيت كردي چي بوده ؟ ميگه: وقتي كه اسهال بودم گوزيدم.';
title[52] = 'يه روز يه تركه ميره مرغداري. جو ميگيردش تخم ميزاره.';
title[53] = 'يه روز يه تركه ميره ماه عسل يادش ميره زنشو ببره.';
title[54] = 'از تركه سوال ميكنند كه چرا اينقدر باسنش گنده است؟ در جواب ميگه وقتي بچه بودم مامانم بجاي پودر بچه بكينگ پودر زده.';
title[55] = 'يه روز يه تركه و يه كرده با هم كل كل دعوا ميكنند تركه ميگه كردا خرترند كرده ميگه نه تركا خرترند. بالا خره هر روز كه همديگرو ميبينند باهم جر وبحث ميكنن تا اينكه با اطلاع ميشن يه دستگاه خر سنج درست شده به هم ميگن بريم ببينيم كي از كي خرتره . وقتي ميرسن جايي كه دستگاه هست كرده ميره رو دستگاه دستگاه مي نويسه (صد در صد خر)كرده مياد پايين نارحت ميشه و باخودش ميگه آبروم پيش تركه رفت. نوبت تركه ميشه تركه ميره رودستگاه دستگاه مي نويسه (صدرحمت به خر)';
title[56] = 'تركه پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، تركه ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم! ';
title[57] = 'از يه تركه ميپرسن: چرا تركها به «ق» ميگن «گ»؟ تركه ميگه: اون گبلن گبلنها، گديم گديما ميگفتيم، حالا ديگه نميگيم! ';
title[58] = 'به تركه ميگن: خاصيت نوشابه را بگو. ميگه: آب دارد گاز دارد ولي متاسفانه تلفن ندارد! ';
title[59] = 'تركه يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه!';
title[60] = 'تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر من دچار فراموشي شدم. دكتره ميپرسه: چند وقته؟ تركه يكم فكر ميكنه، ميگه: چي چند وقته؟!';
title[61] = 'تركه ميخوره زمين،... هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره! ';
title[62] = 'تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم! ';
title[63] = 'زن تركه حامله بوده، ميبرنش سونوگرافي كه جنسيت بچه رو معلوم كنند. خلاصه زنه و يارو دكتره ميرن تو اتاق و بعد يك ربع دكتره مياد بيرون، به تركه ميگه: مژده بده، بچهت دختره. تركه خيلي حال ميكنه، ميگه: آخــــييـي.. آقاي دكتر بپرس اسمش چيه؟! ';
title[64] = 'از تركه ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي؟ آبيش! ';
title[65] = 'تركه زنگ ميزنه هواشناسي ميگه: آقا دستتون درد نكنه... ديروز هوا خيلي خوب بود.';
title[66] = 'به يه تركه ميگن: راسته شما به خر ميگين داداش؟ ميگه آره داداش!';
title[67] = 'تركه توي اتوبوسِ تهران-خرمآباد نشسته بوده، ميره به راننده ميگه: آقاي راننده واسه كي داري رانندگي ميكني؟! اينا همه خوابن!';
title[68] = 'به تركه ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش!';
title[69] = 'تركه ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي ميزنن درش ميارن!';
title[70] = 'به يه تركه ميگن: دو دو تا! ميگه: هان؟ ميگن: بابا دودوتا! ميگه آهان...';
title[71] = 'تو اردبيل معلمه از شاگردش ميپرسه: دو دو تا چند تا ميشه؟ پسره ميگه: شونزده تا! يارو شاكي ميشه، ميگه: همين خنگ بازيا رو در مياريد كه ملت ميگن تركا خرن! دو دو تا ميشه چهارتا، ديگه اگه خيلي بشه، ميشه هشت تا! ';
title[72] = 'تركه بيهوا مياد تو اتاق، خفه ميشه!';
title[73] = 'تركه دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!';
title[74] = 'تركه ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه!';
title[75] = 'تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانهست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!';
title[76] = 'يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خانواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!';
title[77] = 'تركه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده. بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، تركه دستشو ميگيره ميگه: هوووي! چه خبره؟! يك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده!';
title[78] = 'تركه تلويزيون رو روشن ميكنه. كانال 1: قرآن. كانال 2: قرآن. كانال 3: قرآن. كانال 4: قرآن. كانال 5: قرآن. كانال 6: قرآن. پا ميشه تلويزيون رو ميبوسه ميذاره رو طاقچه! ';
title[79] = 'تركه پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره!';
title[80] = 'تركه رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. تركه يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟! ';
title[81] = 'تركه زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!';
title[82] = 'تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيهها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟! ';
title[83] = 'از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني! ';
title[84] = 'به تركه ميگن: كجا داري ميري؟ ميگه: دارم برميگردم! ';
title[85] = 'تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!';
title[86] = 'تركه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت صحنه بهش ميرسونن كه: جواب برج ايفله، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه: ها... ! پس حتماٌ برج ايفله! ';
title[87] = ' تركه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت صحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه: بابا اين عجب خيار گندهايه! ';
title[88] = 'يه روز يه تركه خبر داغ ميشنوه، گوشش تاول ميزنه. ';
title[89] = 'تركه خورد به جدول، حلش كرد.';
title[90] = 'يه روز يه تركه داشته رد ميشده، يه نمره بهش ميدن قبول بشه! ';
title[91] = 'تو تبريز يك روز عروس رفت گل بچينه، شهرداري گرفتش! ';
title[92] = 'يك روز يه تركه از حال رفت، از آشپزخانه اومد تو!';
title[93] = 'تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطي راه، يك مهمون داره مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ تركه مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم!';
title[94] = 'تركه كارت تلفن ميخره، عجالتاً اول ميده پِرِسش كنن!';
title[95] = 'به تركه ميگن يه معما بگو. ميگه: اون چيه كه درازه، زرده، موزه؟';
title[96] = 'يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد!';
title[97] = 'تركه مي ره پيش آخونده ميگه: حاج آقا! با كفش ميشه نماز خوند؟ آخونده ميگه: نه! نميشه! تركه ميگه: پس چرا من خوندم شد؟';
title[98] = 'پرچم عربستان رو به تركه نشون ميدن، ازش ميپرسن: اين پرچم كجاست؟ تركه يوخده فكر ميكنه، ميگه: پرچم اسپانيا! ملت جا ميخورن، ميگن: آخه چرا اسپانيا؟! تركه ميگه: يلده خودتون نگاه كنيد، روش نوشته: الالهلالهلالا!';
title[99] = 'تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: اي بابا، من كه از اينها چهارتا دارم.';
title[100] = 'يه روزي به يه تركه ميگن اين ات ساين (@) رو بخون. ميگه: اي دورت بگردم!';
title[101] = 'يه روز يه تركه بليت هواپيما ميگيره، ميره ايستگاه قطار، سوار اتوبوس ميشه، با دوچرخه ميره مسافرت!';
title[102] = 'دو تا ترك بودن كه هر كدوم 1 گاو داشتن و تو يه مزرعه زندگي ميكردن. اولي ميگه من شاخ گاومو ميبرم كه غاطي نشه. فردا ميان ميبينن شاخ اون يكي گاوم بريدس. دومي ميگه من گوشه گاومو ميبرم. فردا ميان ميبينن گوش اون يكي هم بريدس. اولي ميگه من پاي گاومو ميبرم. فردا ميان ميبينن پاي اون يكي گاوم نيست.... اخرش اولي ميگه: گزمفر خوب سفيده مال من سياهه مال تو!!!';
title[103] = 'تركه عينك آفتابي ميزنه. بچش مياد توي اتاق. به بچش ميگه: كجا بودي تا اين وقت شب؟';
title[104] = 'تركه عينك آفتابي مي زنه مي ره دريا مي گه واي چقدر نوشابه.';
title[105] = 'يه روز يه تركه راديو پيام رو روشن ميكنه. راديو ميگه: مسير آزادي به امام حسين بسته است. تركه ميگه: بابا چرا قسم ميخوري، نميخواد، همه باور ميكنن! ';
title[106] = 'يه تركه داشته آب جوش ميريخته توي باغچه! وقتي ميگن چرا اين كارو ميكني ميگه: آخه چاي كاشتم!';
title[107] = 'تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، يارو ميگه: بچه ها در رين صاحابش اومد.';
title[108] = 'تركه ميره تو يخچال درو رو خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكني مرد مؤمن؟ ميگه: ايلده ميخوام ببينم اين چراغش واقعاٌ خاموش ميشه يا نه؟';
title[109] = 'رفيق تركه ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه جمعه كجا بودي؟ تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچه ها رفتيم شمال!';
title[110] = 'يه تركه داشت تو خيابون عقب عقب راه ميرفت. ازش پرسيدن قضيش چيه؟ تركه گفت: به من گفتن از عقب شبيه داريوشم.';
title[111] = 'به تركه توپ فوتبال نشون دادن و گفتن: اين چيه؟ طرف كلي فكر كرد و گفت : شطرنج گردالي';
title[112] = 'يه تركه يه قالب يخ رو بالاي سرش نگه داشته بود و هي ميگفت : جلاالخالق... جلاالخالق... بهش ميگن قضيه چيه؟ تركه گفت: وا... اين گالب يخ هيچ جاش سوراخ نيست، ولي هي چيكه ميكنه!';
title[113] = 'يه تركه ميره تو صف نانوايي . نانوا مياد بيرون ميگه: نون تموم شد بريد.همه شروع مي كنن به رفتن. تركه عصباني ميشه و ميگه: نون تموم شد چرا صف رو به هم مي زنيد؟';
title[114] = 'از تركه مي پرسن دانشگاه نميري؟ ميگه اگه مسافر بخوره چرا كه نريم!';
title[115] = 'يه تركه به مامانش ميگه اگه توبه دنيا نيومده بودي من بي مادر بودم.';
title[116] = 'يه تركه نميدونسته مهتابي چيه. ميره الكتيريكي ميگه يه متر لامپ بدين.';
title[117] = 'تركه شب زير پشه بند ميخوابه تا صبح به پشه ها بيلاخ ميده.';
title[118] = 'از تركه ميپرسن قبله كدوم طرفه؟ ميگه: كجا بهت آدرس دادن؟';
title[119] = 'آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده، هي داد ميزده: Help me!!! Help…! تركه از اونجا رد ميشده ميگه: احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي.';
title[120] = 'تركه تو خيابون رفيقش رو ميبينه. رفيقش بهش ميگه: اصغر چرا اين همه لوبيا خريدي؟ تركه ميگه: بابا لوبيا خوبه، كلي خاصيت داره! رفيقش ميگه: نخور اصغر جون! اينقدر لوبيا نخور! لوبيا مغز رو خراب ميكنه! تركه ميگه: نه بابا اين دكترا دروغ ميگن. من يك رفيق داشتم هرچي درمياورد رو ميداد لوبيا ميخورد، مغزش خراب نشد. ماشينش رو فروخت لوبيا خريد، بازم مغزش خراب نشد. خونشو فروخت لوبيا خريد خورد، بازم مغزش خراب نشد.';
title[121] = 'تركه مي ره كله پزي كله پاچه بخوره. يارو بهش مي گه چشم بزارم؟ تركه مي گه بزار به شرطي كه جر نزني!';
title[122] = 'به يك تركه ميگن عروسيتو كجا ميخواي بگيري ميگه تو مدرسه. ميگن چرا؟ ميگه چون باكلاسه.';
title[123] = 'تركه مي زنه يه پليس و مي كشه زنگ مي زنه 110 مي گه حالا شدين 109 تا.';
title[124] = 'تركه ميره رستوران به گارسون مي گه غذا چي داري؟ گارسون مي گه غداي امروز ما كاستيدجلينيكفتيتسا با ليمو - تركه مي گه كاستيد جلينيكفتيتسا با چي؟';
title[125] = 'تركه به تيمساره مي گه: تو سربازي؟ تيمساره كه مي بينه طرف تركه مي گه آره. تركه مي گه پس گه مي خوري لباس تيمسارا رو مي پوشي؟';
title[126] = 'تركه ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!';
title[127] = 'تركه ميگه چقدر مملكت شير تو شير شده. ميگن چطور؟ ميگه من تا حالا 4 بار رفتم سربازي هيچكس نفهميده.';
title[128] = 'به تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!';
title[129] = 'تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!';
title[130] = 'تركه با يكي تصادف ميكنه. افسر مياد ميپرسه خوب تقصيره كي بود؟ تركه ميگه آقا من كه خواب بودم از ايشون بپرس چي كار كرده؟';
title[131] = 'به يه تركه ميگن تاحالا چين رفتي؟ الكي چاخان ميكنه: آره. بد ميگن اگه راست ميگي يكي از خيابوناشو بگو؟ يخرده فكر ميكنه بد ميگه... خيابون شهيد بروسلي!';
title[132] = 'يه تهراني ميره مكه پرده كعبه رو ميگيره توبه ميكنه كه خدا من توبه ميكنم ديگه براي ترك ها جوك نمي سازم من رو ببخش. بعد از اون ور يه تركه مياد ميگه: ببخشيد آقا قبله از كدام طرفه؟ بعد تهراني ميگه: خدا ببين خودش گير ميده.';
title[133] = 'تركه ميره توالت ميگوزه. وقتي مياد بيرون ميبينه چهار تا دختر دارن نگاهش ميكنن براي اينكه ضايع نشه ميگه ببين چه مردمي پيدا ميشن ميگوزن آب نميريزن بره.';
title[134] = 'تركه رو ميبرن اعدامش كنن. بهش ميگن حرفي نداري ميگه نه! آويزونش ميكنن به جرثقيل و ميبرنش بالا! يه هو ميبينن تركه دست و پا ميزنه ميگه ميخواهم يك چيزي بگم! ميارنش پايين ميگن خوب بگو! ميگه به گضنفر بگين از اون بالا خونشون معلومه من ديديم!';
title[135] = 'تركه ميميره ميره اون دنيا، ازش ميپرسن چي شد مردي؟ ميگه داشتم شير ميخوردم. ميگن اِ؟ شيرش فاسد بود؟ ميگه نه بابا. گاوه يهو نشست!';
title[136] = 'به تركه ميگن چرا در خونت نوشتي  WC ؟ ميگه اين مخفف Welcome  هست.';
title[137] = 'به تركه مي گن از چه تيم فوتبالي خوشت مياد؟ ميگه: قربون جدش برم! آ سد ميلان!';
title[138] = 'تركه خواب ميبينه با 3 نفر دعواش شده. شب با بچه محلاش ميخوابه.';
title[139] = 'رييس بيمارستان از دكتر (كه ترك بوده) مي پرسه عمل چه طور بود؟ تركه هم مي گه مگه براي كالبد شكافي نياورده بودينش.';
title[140] = 'روز ميلاد امام مهدي توي تبريز به كسايي كه اسمشون ميلاد بود هديه مي دادند!';
title[141] = 'به تركه مي گن فرق هواپيما با آدم كچل چيه؟ ميگه : والا , كچل كه فرق نداره. هواپيما هم نكته انحرافيه.';
title[142] = 'تركه يه 1000 تومني رو زمين پيدا ميكنه. برش ميداره بعد ميندازش ميگه: اه ما ازين شانسا نداريم!';
title[143] = 'تركه ميره قنادي، ميگه: ببخشيد كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو ميگه: نخير نداريم. فردا دوباره تركه مياد، ميپرسه: شرمنده، كيك هفتاد طبقه داريد؟ باز قناده ميگه: نخير نداريم. خلاصه يك هفته تمام هر روز كار تركه ين بوده كه بياد سراغ كيك هفتاد طبقه بگيره و قناده هم هرروز جواب ميداده كه نداريم. آخر هفته قناده با خودش ميگه: اين بابا كه مشتري پايس... بگذار يك كيك هفتاد طبقه براش بپزيم، يك پول خوبي هم شب جمعهي بزنيم به جيب.خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو ميگذاره يك كيك خوشگل هفتاد طبقه رديف ميكنه. شنبه اول صبح تركه مياد، ميپرسه: ببخشيد، كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو با لبخند بر لب ميگه: بعله كه داريم، خوبشم داريم! تركه ميگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقة بيست چهارمش به ما بده!';
title[144] = 'تركه ميره كتابخونه كتابشو پس بده. كتابدار ازش مي پرسه كتاب چطور بود؟ تركه: شخصيت زياد داشت ولي داستان و محتوي نداشت! كتابدار: اوشگول دفتر تلفن من دست تو چيكار مي كنه؟';
title[145] = 'تركه دفترچه خاطراتش پر ميشه ميندازش دور!';
title[146] = 'خواننده تو عروسي ميگه: خانوما، آقايون، دستا بالا، مي‌خواهيم بريم بندر! تركه داد ميزنه: كجا؟ ما تا شام نخوريم هيچ‌جا نميريم!';
title[147] = 'از تركه ميپرسن از چه رنگي خوشت مياد؟ ميگه از قهوه اي نوك ممه اي!';
title[148] = 'يه نفر ميفته توي چاه. هي ميگفته: كمك... كمك... تركه از اونجا رد ميشده، يه سكه ميندازه تو چاه و ميگه: آخه اونجا هم جاي گداييه؟';
title[149] = 'دوست دختر تركه بهش ميگه: اگه توجه كني نگاهم باهات حرف ميزنه. تركه ميگه: اينقدر پلك نزن؛ صدات قطع و وصل ميشه.';
title[150] = 'تركه باباشو ميكشه ميره مرحله بعد!';
title[151] = 'تركه مي خواسته نماز بخونه، مهر نداشته؛ امضا مي كنه.';
title[152] = 'بچه تركه شلوارش رو برعكس پوشيده بود باباش بهش ميگه قربون پسرم شلوارشو برعكس پوشيده داره ميره انگار داره مياد.';
title[153] = 'يه تركه يه پري دريايي ميبينه ! ميگه خانوم چقده شما خوشگلين! زن من ميشين؟ پريه ميگه: آخه من كه آدم نيستم! يارو ميگه خوب فكر كردي من آدمم؟';
title[154] = 'يه شب يه تركه ميره دسنشويي برميگرده خانوم شو بيدار ميكنه و ميگه رفتم دستشويي در رو باز كردم برق روشن شد اومدم بيرون در رو بستم برق خاموش شد زن بلند ميشه وميگه پدرسگ بازم رفتي تو يخچال شاشيدي؟';
title[155] = 'يك روز يك تركه به يك فرشته ميگه: مياي با هم ازدواج كنيم؟ فرشته ميگه: من آدم نيستم. تركه ميگه: مگه من آدمم؟!';
title[156] = 'تركه ميره خرش رو بفروشه وسط راه خوابش ميبره ... وقتي بيدار ميشه ميبينه خرش داره پول ميشمره!';
title[157] = 'تركه ميخواسته آب بخوره، آب نبوده تيمم مي كنه!';
title[158] = 'يه روزي يه نفر از يه تركه ميپرسه :آقا اين خيابون كجا ميره؟ تركه ميگه : والا من چهل ساله تو اين خياون زندگي ميكنم تا حالا نديدم جايي بره!';
title[159] = 'تركه آشغال رفته بوده توي چشمش، بعد وايساده بوده جلوي آيينه هي فوت ميكرده، دوستش مياد بهش ميگه بابا همين كارها رو ميكنيد بهمون ميگن تركها خرن ديگه، آخه آي كيو، اوني كه توي آيينست بايد فوت كنه !';
title[160] = 'پسر تركه تو پارك با يه دختره قرار گذاشته بوده، بعد همين كه داشتن حرف ميزدن يهو دختره ميگه: واي بابام از دور داره مياد. تركه: بابات تا حالا منو ديده؟ دختره: نه! تركه: اينكه ترس نداره، بهش بگو من داداشتم!';
title[161] = 'يه روز يه تركه رو ميگيرند ميبرند كلانتري. تركه ميگه منو واسه چي گرفتيد ؟ جناب سروان ميگه : واسه عرق خوري. تركه ميگه : پس چرا نمياريد بخوريم؟';
title[162] = 'تركه ماشينش تو برف گير ميكنه. زنجير نداشته سينه ميزنه!';
title[163] = 'يه صندلي بوده كه هركس روش ميشسته و دروغ ميگفته بادكنك بالاي سرش ميتركيده اصفهانيه ميشينه ميگه مافكر ميكنيم آدماي ولخرجي هستيم بادكنك ميتركه رشتيه ميشينه ميگه ما فكر ميكنيم كه آدماي با غيرتي هستيم بادكنك ميتركه تركه ميشينه ميگه ما فكر ميكنيم... بادكنك ميتركه!!!!';
title[164] = 'به تركه ميگن: ساعت چنده. بلد نبوده ميگه: بدو بدو ديرت شده!';
title[165] = 'ده تا ترك ده سال پيش قايم بوشك بازي ميكردند. هنوز 3 تاشون پيدا نشدند!';
title[166] = 'يه تركه تو آينه عكس خودشو مي بينه بعد مي گه: ا...اين چه آشناست! بعد از يه ساعت فكر كردن داد مي زنه: فهميدم... فهميدم اين همونيه كه امروز تو آرايشگاه ديدم !';
title[167] = 'تركه ميره نماز جمعه، جو ميگيرش، موج مكزيكي مياد!';
title[168] = 'يه روز تركه يه شماره تلفن پيدا ميكنه زنگ ميزنه ميگه: ببخشيد آقا من شمارتونو پيدا كردم آدرس بديد براتون بيارم!';
title[169] = 'يه روز تركه ميره قهوه خونه 2 تا چايي ميخوره 5 تا 10 تا 15 تا . قهوه خونه چيه شاكي ميشه ميگه : بابا خسته نشدي اين همه چايي خوردي؟ تركه ميگه: راست ميگي والا قربونت يه چايي بيار بخوريم خستگيمون در بره!';
title[170] = 'تست كنكور اردبيل: سرعت نور چقدر است؟ 1- بد نيست. 2- خوب است. 3- شما چطوريين؟ 4- چه خبرا؟';
title[171] = 'ميدوني چرا 2 تا ترك نميتونن شب بغل هم بخوابن؟ چون تا صبح دعوا ميكنن كه كي وسط بخوابه.';
title[172] = 'يه تركه مي پرسن يه موجود نام ببر؟ تركه مي گه يخ. مي گن يخ كه موجود نيست. مي گه هست. خوب چون همه جا نوشتن يخ موجود است.';
title[173] = 'يارو ميره تو يك قهوهخونه، به قهوهچي ميگه: داش حال ميكني يك جك تركي بگم؟ قهوهچيه ميگه: ببين، من خودم تركم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم تركه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم تركه؛ درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك تركي تعريف كني؟ يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم.';
title[174] = 'ميخواستند تركه رو سر كار بزارن. دو طرف يه برگه مي نويسند: اون طرف رو نگاه كن.';
title[175] = 'به يه تركه ميگن 300 تا پستاندار نام ببر. ميگه دبيرستان دخترانه.';
title[176] = 'تركه تو امامزاده داشته ميشاشيده. ملت ميريزن سرش و يه كتك حسابي بهش ميزنن! تركه هم ميگه لامصبا ! چرا ميزنيد؟ من شاش بند بودم، امامزاده شفام داد.';
title[177] = 'تركه برف پاك كن ماشينش رو مي زنه هيپنتيزم مي شه.';
title[178] = 'به تركه مي گن: چرا ترك شدي؟ مي گه بچه بودم، خر گازم گرفت؛ واكسن هم نبود!';
title[179] = 'به تركه مي گن: چرا ترك شدي؟ مي گه چيه؟ ايدز نداريم كه... خوب مي شيم.';
title[180] = 'به تركه ميگن: تا حالا تو موقعيتي گير كردي كه نه راه پس داشته باشي نه راه پيش؟! ميگه: آره، يه بار يه اَره رفته بود توي ماتحتم.';
title[181] = 'به تركه ميگن اسم يه پيامبرو بگو، ميگه "سوج". ميگن اينو از كجا آوردي؟ ميگه پشت يه اتوبوس نوشته بود "ياسوج".';
title[182] = 'به تركه ميگن در رو ببند؛ هواي بيرون سرده. ميگه: مثلا اگه من در و ببندم هواي بيرون گرم ميشه؟';
title[183] = 'تركه داشته رد ميشده يه نفرو ميبينه كه تصادف كرده. از يكي ميپرسه چي شده؟ يارو ميگه گوز پيچ شده. چند لحظه بعد يكي از تركه ميپرسه چي شده؟ تركه ميگه نميدونم گوز پيچ شده، پيچ گوز شده؛ گوزيده پيچيده، پيچيده گوزيده؛ گوز داده پيچيده، پيچ داده گوزيده؛ گوزش پيچيده، پيچش گوزيده؛ تو گوز پيچيده، تو پيچ گوزيده؛ گوز ديده پيچيده، پيچ ديده گوزيده؛ گوزش پيچي بوده، پيچش گوزي بوده...';
title[184] = 'يك فيلسوف ترك معتقد است: دايره زندگي يك مستطيله كه سه ضلع داره: محبت، عشق!';
title[185] = 'ازتركه ميپرسن؟ ميدوني چرا زلزله مياد؟ ميگه: والا خدا پي ام ميده كسي جوابشو نميده  BUZZ  ميزنه.';
title[186] = 'از تركه مي پرسن نظرت چيه اگه دخترت بره دانشگاه؟ تركه مي گه: اگه به درسش لطمه نخوره از نظر من ايرادي نداره.';
title[187] = 'تركه داشته تو پارتي ميخونده: ميخوام كه با بوسه گل لباتو پرپر كنم... يه دفعه كميته ميريزه تو پارتي. تركه ادامه ميده: گلهاي پرپر شده رو هديه به رهبر كنم...';
title[188] = 'تركه رو ميبرن كلانتري، ميگه: واسه چي منو آوردين اينجا؟ ميگن: واسه عرق خوري. ميگه: پس بريز بخوريم.';
title[189] = 'تركه ميخواسته با دختر اسراييلي ازدواج كنه، به علامت اعتراض، سر سفره عقد حاضر نميشه.';
title[190] = 'جسد 20 نفر از تركهاي جزيره كيش كه پياده به سمت حرم امام به راه افتاده بودند، امروز از آبهاي خليج فارس بيرون كشيده شد!';
title[191] = 'به تركه ميگن چرا پاهات پرانتزيه؟ ميگه حتما لاش يه چيز مهمه!';
title[192] = 'يه تركه با زنش سوار ماشين بودن و داشتن مي رفتن ماه عسل، يه خارجيه مي آد و با ماشينش از كنارشون رد مي شه و مي گه: گود مورنينگ. تركه هم در جواب مي گه: مورنينگ گود. زنش ازش مي پرسه؟ تو به اون يارو خارجيه چي گفتي؟ مي گه: هيچ چي، اون گفت: سلام عليكم، منم گفتم: عليكم السلام!';
title[193] = 'تركه ماه رمضون ميره خونه دوستش مي خوابه. دوستش بهش ميگه: سحر صدات كنم؟ تركه مي گه: نه! همون غضنفر صدام كني بهتره!';
title[194] = 'تركه ميره دستشويي بهش خبر ميدن الان اب قطع ميشه از حولش اول خودشو ميشوره بعد مي رينه!';
title[195] = 'يه تركه ادعاي پيغمبري ميكرده، رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه. بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه جوونك ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده؛ رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! يارو ميگه: ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!';
title[196] = 'به يه تركه ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش!';
title[197] = 'تركه با زنش دعواش ميشه. ميگن بهش آقا شما چرا بي دليل زنتو ميزني. ميگه اگه دليل داشتم كه ميكشتمش.';
title[198] = 'يه روز باروني يك راننده كاميون كه ترك بود 53 نفر رو توي يك حادثه مي كشه. سروان اداره رانندگي ازش ماجرا رو مي پرسه! ميگه: والا جناب سروان، ما داشتيم رانندگي مي كرديم كه يهو يكي از چرخها تركيد و كنترل كاميون از دستم خارج شد. تو جاده اي كه مي رفتيم ديديم 50 نفر اينور خيابون ايستادن و 3 نفرم اونور. با خودمون گفتيم 3 نفر بميرن بهتره تا 50 نفر. براي همين فرمون رو انوري گرفتيم ميپرسه پس چه جوري 53 نفر مردن ؟ تركه ميگه: راستش داشتيم به طرف اون 3 نفر ميرفتيم، دو تاشون مردن ولي يهو يكيشون به اون سمت خيابون فرار كرد.';
title[199] = 'تركه ميره بالاي پل عابر پياده ميگه: حالا من خر، من نفهم؛ اينجا كه آب نيست پل زدند!';
title[200] = 'تركه صبح ميره خونه ي دوستش، بعد از يه ساعت مياد كه بره دوستش ميگه نهار بمون، نهار ميمونه، بعد نهار مياد بره دوستش ميگه: حالا بيا يه دست تخته بزنيم، بازي تموم ميشه مياد بره دوستش ميگه: بدون شام كه نميشه. شام ميخوره مياد بره دوستش ميگه دير وقته! بخواب فردا برو، ميخوابه. صبح مياد بره دوستش ميگه: با شيكم خالي؟ بمون بعد صبحونه برو، يارو ميگه: نه ديگه. خانم بچه ها تو ماشين منتظرند!';
title[201] = 'تركه دوست دخترشو ميبره تو يه كوچه خلوت و بهش ميگه بيا كار بد بكنيم. دختره هم كه دل تو دلش نبوده با ناز ميگه: مثلا چيكار؟ تركه ميگه بيا زنگ بزنيم و فرار كنيم.';
title[202] = 'تركه لب دريا همش داد ميزد: آفرين، ما شالا...، ازش ميپرسن چه كار ميكني؟ ميگه: پسرم 1 ساعته رفته زير آب هنوز بر نگشته. عجب نفسي داره ها!';
title[203] = 'تركه تيپ ميزنه ميره تو خيابون. يه دختره بهش ميگه: دختر كش شدي، بخورمت. تركه ميگه: بهت نمياد از اين گوها بخوري!';
title[204] = 'تركه ميره مسجد. وقتي مياد ميبينه كفشاش نيست. به خودش ميگه: 1- نيومدم. 2- اومدم رفتم. 3- بدون كفش اومدم. 4- هيچكدوم.';
title[205] = 'پنج فحش عمده ترك ها: از جلوي چشمام خفه شو! 2- فكر كردي فقط خودت خري؟ 3- صداتو واسه من داد نزن! 4- كسي با تو زر نزد! 5- وقتي با من صحبت مي كني دهنتو ببند!';
title[206] = 'تركه سوار تاكسي ميشه، يه تيمسار هم تو تاكسي بوده. ميپرسه سربازي؟ يارو ميفهمه تركه، ميگه: آره. تركه ميگه: پس غلط ميكني لباس تيمساري ميپوشي!';
title[207] = 'تركه با ماشينش يه دختر سوار مي كنه. مامورا جلوشو مي گيرن مي گن: خواهرم شما پياده شو. تركه با تعجب مي گه: خواهر شماست؟ وضعش خرابه ها!';
title[208] = 'تركه ميره جنگل داد ميكشه: من شير ميخورم، من پلنگ ميخورم،من ببر ميخورم... يهو شيره يه نعره ميكشه. تركه ميگه: البته بعضي وقتها گه زيادي هم ميخورم!';
title[209] = 'تركه داشته تو اتوبان كرج با سرعت ميرفته، يه دفعه راديو پيام ميگه: "رانندگان عزيز كه در لاين تهران به كرج در تردد هستند مواظب باشن يه اتومبيل در لاين مخالف در حركت است" تركه همينجور كه داشته فرمونو اينور اونور ميكرده ميگه: لامصبا يكي دوتام نيستن!';
title[210] = 'تركه زنگ ميزنه خونه ي دوست دخترش. باباي دختره گوشيو بر ميداره. تركه هول ميكنه ميگه: ببخشيد ميدون انقلاب كدوم طرفه؟';
title[211] = 'تركه ميره پيش يه دختره تو پارك روي نيمكت مي شينه وبعد از چند دقيقه مي گوزه. دختره عصباني ميشه شروع به فحاشي ميكنه كه بي ادب اين چه حركتيه جلوي يه خانوم باشخصيت انجام ميدي؟ تركه جواب ميده: مي خواستم يه جوري سرصحبت رو بازكنم!';
title[212] = 'تركه زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه: يك پيتزا ميخواستم. طرف ميگه: بنام؟ تركه ميگه: ببخشيد! بنام خدا. يك پيتزا ميخواستم.';
title[213] = 'تركه ميره از ملاي محل ميپرسه: ببخشيد حاج آقا، با كفش ميشه نماز خوند؟ حاج آقا ميگه: نه برادر، نميشه. تركه ميگه: ولي من خوندم شد!';
title[214] = 'تهرانيه داشت واسه تركه خالي مي بست. مي گه: من يه سگ دارم وقتي مياد خونه در مي زنه. تركه مي گه: مگه سگت كليد نداره؟ ';
title[215] = 'يه تركه خوابش سنگين ميشه تخت ميشكنه، بعد كه از خواب ميپره دستش ميشكنه، فرداش از مرحله پرت ميشه پاش هم ميشكنه، ميزنه به سرش سرش هم ميشكنه، همون يارو خودش رو ميزنه به اون راه گم ميشه، كلي اعصابش خوردميشه نوار خالي گوش ميده، يه هو مي خوره زمين تا خونه سينه خيز ميره، جلو پمپ بنزين سيگار ميكشه ميگن آقا اينجا پمپ بنزينه سيگارنكش ميگه اهه من جلو بابام هم سيگار ميكشم، يه روز ميخوره به شيشه ميگه عجب هواي سفتي، روز بعد ميخوره به ديوار كمونه ميكنه، فرداش باز ميخوره به ديوار ميگه ببخشيد، پس فرداش باز ميخوره به ديوار واي ميسته پليس بياد، دوپينگ ميكنه برا اينكه كسي نفهمه آخر ميشه، ميره تظاهرات مي بينه شلوغه برميگرده، ميره لايه اوزون رو ميدوزه ميمونه اون ورش، ميره پشت بوم مي خوابه سردش ميشه در پشت بوم رو ميبنده، سوار اتوبوس ميشه از يه دختره خوشش مياد پياده ميشه شماره اتوبوس رو ور ميداره، بعد از اين همه اتفاق بي هوا از خونه ميره بيرون خفه ميشه.';
title[216] = 'ميخواستن به تركه خبر مرگ باباشو بدن، بهش گفتند: بابات به رحمت ايزدي پيوست. گفت: رحمت ايزدي كيه؟ گفتند: نه. منظورمون اينه كه به ديار باقي شتافت. گفت: ديار باقي كجاست؟ گفتند: يعني اينكه دار فاني را وداع گفت. گفت: دار فاني چيه؟ گفتند: اي بابا! بابات رخت از اين دنيا بربست. بازم نفهميد. آخر سر عصباني شدند و گفتند: ابله! باباي خرت مرد! گفت: خر من كه بابا نداشت.';
title[217] = 'به تركه ميگن خوابيده آب نخور؛ عقلت كم ميشه. ميگه: عقل چيه؟';
title[218] = 'به تركه ميگن اگه حالت تهوع بهت دست بده چيكار ميكني؟ ميگه: منم بهش دست ميدم!';
title[219] = 'تركه براي اولين بار آخوند ميبينه. بهش ميگه: واقعآ تو اينقدر سرت درد ميكنه؟';
title[220] = 'يه تركه كه لنگ بوده با كشتي ميره سفر. بعد ميپرسن چطور بود؟ ميگه: والا همش ايستيريس داشتم. آخه زرت و زرت ميگفتن: لنگرو بندازين تو آب.';
title[221] = 'به تركه ميگن سبز ليمويي رو توصيف كن. ميگه: آبي آسموني رو تصور كن، بشاش توش.';
title[222] = 'تركه با پليس زن ازدواج ميكنه. از شب اول مپرسن، ميگه: 7 بار جريمم كرد. 1- سرغت زياد. 2- ورود ممنوع. 3- نداشتن كلاه ايمني. 4- تخريب عوارضي. 5- نديدن چراغ قرمز و عبور از آن. 6- بستن وسايل اضافه به زير خودرو. 7- عدم توجه به فريادهاي پليس.';
title[223] = 'رفيقاي تركه داشتن براش پوز ماهواره مياوردن. اولي ميگه: من استارست دارم. دومي ميگه: من آسياست دارم. تركه ميگه: من يبوست دارم!';
title[224] = 'زن تركه پنج قلو زاييده بوده و هر كدوم از بچه‌هاش يه رنگي دراومده بودند. تركه ميره دكتر ببينه علتش چيه. دكتره ميگه: زن شما به جاي قرص ضد حاملگي، اسمارتيز خورده!';
title[225] = 'تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يه پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتا با هم رفيق ميشن. وسطاي راه يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه: پدر شما شكلات ميل دارين؟ پيرمرده ميگه: نه. خيلي ممنون. من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ تركه مياد تريپ رفاقت بذاره، ميگه: نه، مرسي. اين رفيقمون بواسير داره با هم ميخوريم.';
title[226] = 'به تركه ميگن آمريكا ميخواد حمله كنه. ميگه خاك بر سرمون شد. حالا كي ميخاد جلوي آرنولد رو بگيره؟';
title[227] = 'يكي داشته تركه رو ميزده و هي داد ميزده مي كشمت اكبر مي كشمت اكبر. يكي مياد ميگه چرا ميزنيش؟ تركه كه داشته كتك ميخورده ميگه: ولش كن بابا بذار بزنه من كه اكبر نيستم!';
title[228] = 'تركه با پليس زن ازدواج ميكنه. از شب اول مپرسن، ميگه: 7 بار جريمم كرد. 1- سرعت زياد. 2- ورود ممنوع. 3- نداشتن كلاه ايمني. 4- تخريب عوارضي. 5- نديدن چراغ قرمز و عبور از آن. 6- بستن وسايل اضافه به زير خودرو. 7- عدم توجه به فريادهاي پليس. ';
title[229] = 'تركه تو اردبيل ميميره، اعلاميه اش رو ميزنن به ديوار، تو انتخابات راي مياره.';
title[230] = 'به تركه گفتند: پسر عموت HIV گرفته. گفت: نامرد پارسال هم GLX گرفته بود.';
title[231] = 'تركه مي ره امتحان گواهي نامه بده، چند بار رد ميشه. بعد تو راه پليس جلوش رو مي گيره مي گه: گواهي نامه! تركه مي گه: دادين كه مي خواين؟';
title[232] = 'تركه مي خواسته مين خنثي كنه، گوشاش رو مي گيره پاش رو ميذاره رو مين!';
title[233] = 'گزارشگر صدا و سيما از يه تركه ميپرسه: نظرت راجع به اين محله كه هنوز آسفالت نشده چيه؟ تركه ميگه: بسم الله الرحمن الرحيم. با سلام خدمت شما و بينندگان عزيز و همچنين پرسنل محترم شهرداري و مقام معظم رهبري و خانواده هاي محترم شهداي دفاع مقدس، جانبازان و معلولين و ايثارگران. من بچه اين محل نيستم.';
title[234] = 'تركه به البرادعي رئيس آژانس انرژي هسته اي ميگه: تو واقعا دكتر هستي؟ اونم با افتخار مي گه: بله من دكتر هستم. تركه ميگه: خوب بدبخت پس چرا تو آژانس كار ميكني؟';
title[235] = 'يك روز يه تركه داشته توي يه كوچه دنده عقب ميرفته، ازش ميپرسن چرا عقبي ميري؟ ميگه شايد ته كوچه جاي دور زدن نداشته باشه. چند دقيقه بعد ميبينن يارو بازم از تو كوچه عقبي داره مياد. ميگن چرا باز داري عقبي از كوچه در ميايي؟ يارو ميگه: آخه ته كوچه جاي دور زدن داشت!';
title[236] = 'يه روز يه تركه ميميره و ميره اون دنيا و بعد از بررسي اعمالش بهش مي گن كه شما با توجه به اعمالتان جايتان جهنم است. ولي اين اختيار را داريد تا از بين اين دو گزينه يكي را انتخاب نمائيد كه يا به جهنم ايرانيان برويد يا جهنم اروپاييان. تركه جواب ميده: بريم جهنم اروپاييها رو يه نگاه كنم كه جهنمشون چطوره، اگه خوب بود برم. مي ره مي بينه كه اينجا همه چي سر نظم و ترتيبه. يه مشعل گنده اون جلو هست و همه بطور منظم سر صف واي ميستن تا نوبتشون برسه تا برن زير مشعل و هر كي كه مي ره زير مشعل آنقدر آتيش مشعل زياده كه يه جيغ كوتاهي مي زنه و فوري پودر مي شه و بعد از 10 ثانيه باز زنده مي شه و مي ره ته صف تا نوبتش برسه. تركه با ديدن اين وضعيت به اون فرشته مي گه: اينجا جاي خوبي نيست. بيا بريم جهنم ايرانيا رو ببينم. همينكه در جهنم ايرانيارو باز مي كنه مي بينه عجب بزن برقصيه! هر كي به شادي مشغوله. تركه از يكي از ايرانيا مي پرسه كه دادش اينجا چه خبره؟ يارو جواب ميده: بيا تو بابا اينجا خيلي با حاله. يه روز مشعل خرابه، يه روز گازوئيل تموم شده، يه روز مامورش نمي ياد و خلاصه تمام شش روز هفته همين طوره تا جمعه بياد كه تعطيله.';
title[237] = 'به غضنفر مي گن: چرا ترك شدي؟ مي گه از دزدي كه بهتره!';
title[238] = 'يه روز تركه كبوترش را گم مي كنه تو روزنامه آگهي مي ده: بيه... بيه... بيه...';
title[239] = 'به تركه ميگن نظرت راجع به چهار معقوله "شعور، عقل، فكر، درك" چيه؟ ميگه: ما به اينها ميگيم "چهار محال بختياري"';
title[240] = 'تركه ميره بالاي درخت چنار، مي پرسن اون بالا چيكار ميكني؟ ميگه: دارم توت ميخورم. ميگن: اينكه درخت چناره! ميگه: آخه توت توي جيبمه.';
title[241] = 'به تركه ميگن اگه دنيا رو بهت بدن چي ميشه؟ ميگه: من خودم زن دارم!';
title[242] = 'يه تركه ميره مزرعه ميخره 2 سانتيمتر در 8 كيلومتر. ميگن اين چه زمينيه! چي ميخواي بكاري؟ ميگه به اميد خدا "ماكاروني"';
title[243] = 'به تركه ميگن نظرت راجع به آب چيه؟ ميگه: آب خيلي خوبه. اگه آب نباشه ما نميتونيم شنا كنيم. و اگه نتونيم شنا كنيم خب غرق ميشيم.';
title[244] = 'ماشيني با پلاك تهران ص از چراغ قرمز رد مي شه. پليسه كه ترك بوده آژير كشان دنبالش مي افته و داد مي زنه: تهران صلي الله عليه و آله بزن كنار.';
title[245] = 'يه نفر داشته توي دريا غرق ميشده، بلند بلند داد ميزده: كمك، من شنا بلد نيستم! تركه داشته رد ميشده ميگه: حالا منم تنيس بلد نيستم، بايد داد بزنم؟';
title[246] = 'دو تا ترك تصميم ميگيرن فارسي صحبت كنن. صبح يكيشون ميره اون يكي رو بيدار كنه، ميگه: پاشو. اون يكي ميگه: نميپاشم. ميگ: خره! نبايد بگي نميپاشم كه. بايد بگي پاشه نميشم.';
title[247] = 'يه روز يه تركه يه 20 تومني پيدا ميكنه كه وسطش سوراخ بوده. ميگه: اي بابا، اينم از شانس من. وسطش گوشه نداره!';
title[248] = 'از تركه مي پرسن چرا پرنده ها زمستون از شمال به جنوب پرواز مي كنن؟ ميگه: آخه پياده خيلي راهه!';
title[249] = 'از تركه ميپرسن: اگه يه دختره خوشگل و باحال بهت راه بده چي كار مي كني؟ مي گه: ازش سبقت مي گيرم.';
title[250] = 'يه نفر زنش ميميره خواهر زنشو ميگيره. ميگن چرا خواهر زنتو گرفتي؟ ميگه بخاطر صرفه جويي در مادرزن.';
title[251] = 'يك نفر مادرزنش رو ميبره دكتر، دكتره ميپرسه: اين بنده خدا چه بلايي سرش اومده؟ تركه ميگه: زهر خورده. دكتره تعجب ميكنه، ميپرسه: پس چرا سر و صورتش خوني ماليه؟! تركه ميگه: آخه لامصب به زبون خوش كه نميخورد';
title[252] = 'يك نفر مادرزنش رو روي سرش گرفته بوده راه ميرفته. ميپرسن چرا مادرزنتو رو سرت گرفتي؟ ميگه بخاطر اينكه ريختشو نبينم.';
title[253] = 'از يه نفر ميپرسن فرق حادثه با فاجعه چيه؟ ميگه: اگه مادرزنت بيفته توي دريا غرق بشه ميگن حادثه؛ ولي وقتي مادرزنتو بندازي توي دريا و سالم بياد بيرون ميگن فاجعه!';
title[254] = 'يك نفر خونش آتيش ميگيره. ميره توي آتيشا زنشو مياره بيرون. دوباره ميره بچه هاشو مياره بيرون. دوباره ميره تنها مياد بيرون. هي ميرفته توي آتيشا و ميومده بيرون. مردم بهش ميگن: نرو توي آتيشا خطرناكه! ميگه: مادرزنم توي آتيشاست. ميرم زير و روش كنم همه جاش خوب بسوزه.';
title[255] = 'يه مرده داشته از كنار دريا رد ميشده، ميبينه يك خانومه داره غرق ميشه. ميپره توي آب و نجاتش ميده. يك نفر ديگه از راه ميرسه و تا جايي كه ميخوره طرفو ميزنه. ميگه چرا ميزني؟ كار بدي كه نكردم. اين خانوم داشت غرق ميشد نجاتش دادم. ميگه: آخه اين مادرزنمه، خودم انداخته بودمش توي دريا...';
title[256] = 'يك ايراني وي يك آمريكايي قرار گذاشتند به تعداد روزهاي تعطيل كشور خود به ديگري پس گردني بزنند! آمريكايي اول شروع كرد وهمينطور كه ميزد مي گفت: تولد عيسي، ژانويه، وفات عيسي، عيد پاك و تعطيلاتش تمام شد و حالا نوبت ايراني رسيد: تولد امام اول، دوم، سوم... دوازده ام و شروع كرد به نام بردن تمام پيغمبرها و تولد و وفاتشان. در حاليكه آمريكايي داشت از درد فرار ميكرد فرياد زد: كجا در ميري؟ هنوز سه ماه تعطيلي مونده!';
title[257] = 'يه بار يه پيرزنه تو اتوبوس هي ميگفته ني ناي  نا ناي  ني ناي ناي بعد همه واسش دست ميزدن، بعد از 1 ساعت دندوناشو از تو كيفش در مياره ميگه: ني آوران نگه دار!';
title[258] = 'يه روز ميخه مي افته توي آب، زنگ ميزنه در مي ره.';
title[259] = 'يه زن به شوهرش ميگه: اگه ميخواي كه براي تولدم يه كادو بخري، يه چيزي بخر كه به پالتو پوستم بخوره! مرد ميگه: از قبل فكر اونو كردم! زنه ميگه: چي خريدي؟ مرد ميگه: نفتالين! ';
title[260] = 'يه روز از يه شيرازي ميپرسن كه راسته كه شيرازي‌ها حرف دومشون هميشه فحشه؟ شيرازيه ميگه: كدوم بي‌شرفي اين حرف رو زده! ';
title[261] = 'به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي! ';
title[262] = 'به عربه ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره ولك، همون كه هستش يك وجبه؟';
title[263] = 'دزد مسلح جلوي مردي رو گرفت و اسلحه روي پيشوني‌اش گذاشت و گفت: هر چي پول داري بده وگرنه مغزتو داغون مي‌كنم. مرد گفت: پول نمي‌دهم. چون تو اين مملكت بدون مغز ميشه زندگي كرد، ولي بدون پول نمي‌شه. ';
title[264] = 'معلم: حميد سه ‌تا حيوان وحشي نام ببر. حميد: آقا اجازه، شير، پلنگ و بيژن، اينهم جاي گاز گرفتنش! ';
title[265] = 'از يه زن ميپرسن: فرق تو با حوا چيه؟ ميگه هيچي... فقط شوهر اون آدم بود، شوهر من آدم نيست!';
title[266] = 'به خدا ميگن چرا اول مرد رو آفريدي بعد زن رو؟ ميگه شما هم اگه بخواهيد چيزي بنويسيد اول چكنويس ميكنيد بعد پاكنويس.';
title[267] = 'يارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت ميرفته. افسره جلوشو ميگيره بهش ميگه: شما گواهينامه دارين؟ يارو ميگه نخير! ميگه: كارت ماشين چي؟ مرده ميگه: دارم ولي مال خودم نيست؛ مال اون بدبختيه كه جسدش تو صندوق عقبه! افسره كف ميكنه ميره سريع به مافوقش گذارش ميده. خلاصه بعد از يك ربع سرهنگ مافوقش مياد از مرده ميپرسه: آقا شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين؟ يارو ميگه: چرا قربان. بفرمايين! دست ميكنه از تو داشبرد گواهينامه و كارت ماشين رو درمياره ميده خدمت سرهنگ. سرهنگه ميگه: مي‌تونم صندوق عقب ماشينتونو بازرسي كنم؟ يارو ميگه: خواهش ميكنم. بفرماييد! سرهنگه ميره در صندوق عقب رو باز ميكنه، ميبينه اونجا هم خبري نيست. برميگرده به مرده ميگه: ولي زيردست من گزارش داده كه شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين و يه جسد هم تو صندوق عقب ماشينتونه. يارو ميگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردين. به خدا اين افسره عقده ا‌يه. دوست داره بيخودي به ملت گير بده. لابد بعدشم گفته كه من داشتم 180 تا سرعت مي‌رفتم!';
title[268] = 'رئيس: خجالت نمي كشي توي اداره جدول حل مي كني؟ كارمند: چي كار كنم با اين سروصدا كه نمي شه خوابيد.';
title[269] = 'عربه زنشو واسه زايمان بچه هفتم برده بوده بيمارستان، بعد از يك مدت يك پرستار مياد، آروم بهش ميگه: يك خبر بدي براتون دارم . متاسفانه بچه عقب افتادهست . عربه ميگه : ولك خودشو ناراحت نكن ! شيش تاشون از جلو افتادن هيچ گهي نشدن، بگذار اين هفتمي از عقب بيافته شايد يك گهي شد!';
title[270] = 'يه دكتره از مريضش ميپرسه: اين همه قاشق تو شكم تو چيكار ميكنه؟ ميگه: خودتون گفتين روزي يه قاشق بخور!';
title[271] = 'مادر عروس از خواستگار پرسيد: تا به حال ازدواج كردي؟ خواستگار: نه! مادر عروس: از كجا باور كنم؟ خواستگار: به جان بچه هايم راست ميگويم!';
title[272] = 'يه نفر ادعاي خدايي مي كرد مي برنش پيش قاضي. قاضي مي گه: پارسال يه نفر ادعاي پيغمبري مي كرد، اعدامش كردن. مي گه خوب كاري كرديد؛ اونو من نفرستاده بودم.';
title[273] = 'يه خودكار قرمز باباش ميميره تا چهل روز مشكي مي نويسه.';
title[274] = 'از يكي پرسيدند: نظرت درباره دوران نامزدي چيه؟ ميگه: مثل يه دوچرخه ميمونه كه بابات واست ميخره ولي نميزاره سوارش بشي.';
title[275] = 'جاهله بعد از چهل سال مي‌خواسته زن بگيره،‌ ميره پيشه مادرش ميگه: ننه ميري برام خواستگاري؟ مادرش كلي خوشحال ميشه كه پسرش ديگه مي‌خواد دست از الواتي برداره و بره سر خونه زندگي، ميگه: بعله كه ميرم عزيزم! خودت‌ كسي رو سراغ داري؟ جاهله ميگه: كسِ خاصي رو كه نه، ولي من مي‌خوام عيالم عينهو ماه باشه! مادرش ميگه: خودم برات آستين مي‌زنم بالا،‌يك زن ي‌گيرم به خوشگليِ ماه!‌ جاهله ميگه: ‌نگرفتي ننه!‌ من مي خوام عيالم عينهو ماه، شب بياد خونه من صبح بره خونه ننش!';
title[276] = 'يه چوب كبريت سرشو ميخارونه آتيش ميگيره!';
title[277] = 'معلم : الفباي فارسي رو بگو. شاگرد : الف..ب..پ..ت..ث...چهار...پنج..شيش ..هفت...  معلم : انگليسي اش رو بگو. شاگرد : اي...بي...سي...چهل...پنجاه...شصت...هفتاد...  معلم : يونانيش رو بگو. شاگرد : آلفا...بتا...ستا...چهارتا...پنج تا...شيشتا...هفتا....  معلم : نخواستم اصلاً ، يه شعر بگو. شاگرد : نابرده رنج گنج پنج شيش هفت .......';
title[278] = 'سياهه با سفيده ازدواج ميكنه ، بچشون شطرنجي ميشه!';
title[279] = 'يه پيرزني از مكه مياد توي چمدونش مشروب پيدا ميكنن بهش ميگن حاج خانم اين كارا از شما بعيده ميگه مادر جان من كه پا ندارم دور خونه ي خدا بگردم مشروب ميخورم تا خونه ي خدا به دورم بگرده !';
title[280] = 'آخونده بعد از ورق بازي ميره با لا منبر وسط صحبتاش يكي از ورقاش از جيبش مي افته ميبينه كه داره ضايع ميشه از زمين ور ميداره و ميگه : كي اين ورق و مي شناسه؟ همه ميگن بي بي گيشنيزه..... بعد آخونده ميگه :خاك بر سر همتون!!!!! كه بي بي گيشنيزو مي شناسيد ولي بي بي فاطمه زهرا رو نمي شناسيد';
title[281] = 'دو تا ترك ميرن سوراخ لايه اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور!';
title[282] = 'يه روز يه روحاني ميره بالاي منبر يه خانم ميگه حاج آقامن تو خونه حجاب مو رعايت ميكنم حاجي ميگه آفرين كليد بهشت رو بديد به اين خانم! يه خانم ديگه ميگه اينكه چيزي نيست من چادر هم ميپوشم حاجي ميگه آفرين كليد بهشت رو بديد به اين خانم !يه خانم ديگه ميگه من تو خونمون با ركابي ميگردم. حاجيه ميگه آفرين كليد خونه اينا رو بديد به من!';
title[283] = 'توي اتوبان يه ژيان هي از يه بنز سبقت مي گرفت، دوباره ازش عقب مي افتاد، باز سبقت مي گرفت، دوباره عقب مي افتاد. راننده بنز مياد بقل زيان ازش مي پرسه اين چه كاريه تو مي كني؟ ژيانيه مي گه: ببخشيد آقا من كش شلوارم به آينه بقل شما گير كرده!';
title[284] = 'مادر نازنين و مسعود به مسافرت رفته بود و آنها در خانه تنها بودند. حدود يك هفته بعد ، نازنين پيش مسعود آمد و گفت : از وقتي كه مادر از اينجا رفته ، قندان نقره اي من گم شده ، تو فكر نمي كني كه او قندان را برداشته باشد ؟ مسعود گفت: خب، من شك دارم ، اما براي اطمينان به او ايميل خواهم زد. او در ايميل خود نوشت : مادر عزيزم، من نمي گم كه شما قندان را از خانه من برداشتيد، و در ضمن نمي گم كه شما آن را برنداشتيد . اما در هر صورت واقعيت اين است كه قندان از وقتي كه شما به تهران برگشتيد گم شده . با عشق، مسعود. روز بعد ، مسعود يك ايميل به اين مضمون از مادرش دريافت نمود : پسر عزيزم، من نمي گم تو با نازنين رابطه داري ! ، و در ضـــمن نمي گم كه تو باهاش رابطه نداري . اما در هر صورت واقعيت اين است كه اگر او در تختخواب خودش مي خوابيد ، حتما تا الان قندان را پيدا كرده بود. با عشق ، مامان ! ';
title[285] = 'بوش: اگر 12 ساعت برق ژاپن برود، ما در تكنولوژي از ژاپن پيشي ميگيريم. احمدي نژاد: اگر 1 ساعت برق ما برود، جمعيت ايران 2 برابر ميشود.';
title[286] = 'يه لر دهاتي يه دختر تهروني ميگيره. تو عروسيش تهرونيا ميگن: سبد سبد گل ياس، عروس ما چه زيباست. لرها براي اينكه كم نيارن ميگن: گوني گوني پشكل، عباسعلي خوشگل!';
title[287] = 'آخونده ميخواسته زبان درس بده شروع ميكنه ميگه : وان. تو. تري. فر. فايو... نعوذبالله سكس';
title[288] = 'سر جلسه ي خواستگاري بعد از نيم ساعت سكوت مادر داماد مي گه: ببخشيد كبريت دارين پسرم مي خواد سيگار بكشه. مي گن پس آقا داماد سيگارين؟ سيگاري كه نه ولي هميشه مي گه كه بعد مشروب مي چسبه. پس مشروب هم مي خورن؟ نه آخه تو قمار باخته يكم مشروب بهش داديم سر حال بياد . پس قمار باز هم هستن؟ نه آخه دوستاش توي زندان بهش ياد دادن. پس زندان هم رفته؟ نه آخه معتاد كه بود چند روزي گرفته بودنش ولي آخه زنه بي همه چيزش الكي رفته بود لوش داده بود.';
title[289] = 'چوپاني رفت خواستگاري. پدر دختر پرسيد چكاره ايد؟ چوپان براي بالا بردن كلاس گفت: مهندسي دامپيوتر و پشم افزار.';
title[290] = 'برق خونه شاه غلام ميره، يه قابلمه بر مي‌داره و مي‌ره در خونه غضنفر، ميگه: برق دارين؟ غضنفر ميگه: مرديكه احمق، حداقل ظرف پلاستيكي مياوردي برق نگيردت (جوكهاي فرا پاستوريزه.......)';
title[291] = 'خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه: اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن، بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه: هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه. معلمه ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه: خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟ معلمه ميگه: بپرس. پسره ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟ معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: خوب معلومه، سومي! بچهه ميگه: نه... جوابتون درست نبود. اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد!';
title[292] = 'معتاده 2 تا سيگار تو دهنش گرفته بود داشت ميكشيد ازش ميپرسن چرا 2 تا سيگار ميكشي ميگه يكي واسه خودم يكي هم از طرف دوستم كه زندونه بعد از يه مدتي ميبينن همون معتاد يه دونه سيگار ميكشه بهش ميگن حتما دوستت از زندان آزاد شده ميگه نه خودم ترك كردم!';
title[293] = 'يه دختره ميره تو كتاب فروشي ميگه آقا ببخشيد كتاب برتري زن بر مرد دارين؟ مرده نگاش ميكنه ميگه خانم شرمنده ما اينجا رمان تخيلي نميفروشيم';
title[294] = 'يه روز يه مردي قوز داره وقتي ميميره اعلاميه اش نمي چسبه روي ديوار!';
title[295] = 'يه روز دوتا بسيجي با هم ازدواج مي كنند، ماه عسل مي رن جبهه!';
title[296] = 'از يه معتاد ميپرسن فرق شما با ورزشكارا چيه؟ ميگه اونا با تكنيك كار ميكنن ما با پيك نيك!';
title[297] = 'به يكي ميگن: يك جمله بگو كه توش سه تا دروغ باشه. ميگه: دانشگاه آزاد اسلامي.';
title[298] = 'مادره به بچش ميگه: مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد. بچه هم ميگه:آره. ولي لگدي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود!';
title[299] = 'پزشك قانوني به بيمارستان دولتي سري كشيد و مردي را ميان ديوانگان ديد كه به نظر خيلي باهوش مي آمد. او را صدا كرد و با كمال مهرباني پرسيد:ميبخشيد آقا شما را به چه علتي به تيمارستان آورده اند؟ مرد در جواب گفت: بنده زني گرفته ام كه دختري 18 ساله داشت. پدرم از اين دختر خوشش آمد و او را گرفت. از آن روز به بعد زن من، مادر زن پدر شوهرش شد. چندي بعد دختر زن من كه زن پدرم بود پسري زائيد كه نامش را چنگيز گذاشت. چنگيز برادر من شد، زيرا پسر پدرم بود. اما در همان حال چنگيز نوه زنم بود و از اين قرار نوه من هم مي شد، و من پدر بزرگ برادر تني خود شده بودم. چندي بعد زن من پسري زائيد، و از آن روز زن پدرم، خواهر ناتني پسرم و حتي مادر بزرگ او شد. در صورتي كه پسرم، برادر مادر بزرگ خود و حتي نوه او بود. از طرفي چون مادر فعلي من يعني دختر زنم خواهر پسرم ميشود، بنده ظاهرآ خواهرزاده پسرم شده ام. ضمنآ من پدر مادرم و پدربزرگ خود هستم. پس پدرم هم برادر من است و هم نوه ام! حالا آقاي دكتر اگر شما هم به جنين مصيبتي گرفتار ميشديد، كارتان به تيمارستان نميكشيد؟';
title[300] = 'هيتلر به ناپلئون ميگه ما براي شرف ميجنگيم ولي شما براي پول ميجنگيد ناپلئون ميگه هر كي براي هر چي نداره ميجنگه!';
title[301] = 'قانون 13 نيوتن ميگه: وقتي ميري دستشويي منتظر جاذبه زمين نباش. زور بزن.';
title[302] = 'تفاوتهاي خون و اشك:1- خون قرمزه رنگه عشقه، اشك بيرنگه درد عشقه. 2- خون وقتي مياد بيرون ميسوزه، اما اشك اول ميسوزه بعد بيرون مياد. 3- خون مال زخم جسمه، ولي اشك مال زخم روحه. 4- جاي زخم خون خوب ميشه، ولي مال اشك خوب نميشه. 5- خون هميشه مال درد و غمه، ولي اشك بعضي وقتا مال خوشحاليه. 6- جلوي خون و ميشه گرفت، ولي اشك رو نه. 7- از جاري شدن خون كسي خجالت نميكشه، اما بعضيا از اينكه اشك بريزن خجالت ميكشن.';
title[303] = 'كتب دبستان از سال آينده محلي مي شود: تهران: بابا با 206 آمد. قم: بابا با تسبيح آمد . تبريز: بابا با بربري آمد . رشت: آن مرد رفت ، بابا آمد.';
title[304] = 'مژده مژده المپيك حوزه علميه قم آغاز شد. از علاقه مندان دعوت مي شود در رشته هاي: 1- طناب زني با عمامه 2- پرش از حوض با عبا 3- پرتاب مهر 4- وضو سرعتي 5- دو صد متر با نعلين 6- نماز استقامت 7- خوردن لوبيا و نگه داشتن وضو 8- بالا رفتن از منبر با چشم بسته شركت نمايند.   ضمنا به برندگان به قيد قرعه يك دست عبا ضد گلوله مع عمامه و مدال منقوش به تمثال مقام معظم رهبري به رسم يادبود اهدا خواهد شد.';
title[305] = 'فتواي جديد علماي حوزه علميه: اگر يك پسر به دختري بگه قربونت برم عزيزم، 20 ضربه شلاق داره. اگر بگه قربونت برم خوشكلم 70 ضربه شلاق داره. ولي اگر بگه قربونت برم الهي چون در راه خداست هيچ اشكالي ندارد!';
title[306] = 'دعاي پاس كردن ترم: الهي ادركني پاساً ترمي بالنمراتِ دهي وگاهِ دوازدهي والحفظ من مشروطي والفلخِ اُستادي والغوِ امتحاني برحمهِ';
title[307] = 'دعاي شب امتحانات: أللهم أهدا كل شوت و مشنگ لايعلم من دروسها بقدر بز أخفش. ألذي لايعلم و لايستطيع أن يقراء في ليلة واحدة كل هذه الكتب المخوفة القطورة و الجزوات الزيراكسية. والذي لا ينفع في الدنيا و الاخرة و في الموضوعات العملگية تغني محل أشتغالنا. أللهم أنجنا من البليات الذي ينزل علينا ببركة الأساتيد و الأمتحاناتهم الذي يتنزل المعدل تحت خطوط المشروطية. أللهم نسئلكة اللغو كل الأمتحان و الكوئيز في كل تروم. و لاتكلنا الي أنفسنا و نمراتنا و محفوظاتنا الذي يجذبتا الي.';
title[308] = 'دعاي يك دختر مجرد: اللهم الرزقنا جوانك رشيدا. الغني و الصاحب المدرك الاعلي. مسكن كبيرا و راكب الزانتيا. مطيع الامري. لا خواهر ولا مادر. متخصص الطبخ والنظافت. يا رب العالمين';
title[309] = 'تابلوهاي بين راهي در 5 كيلومتري شهرها... قم: لطفاً با وضو وارد شويد!  قزوين: لطفاً با ركوع وارد شويد! رشت: از غيرت خود بكاهيد! آبادن: پاريس 5 كيلومتر! تبريز: پايان تمام محدوديتها!';
title[310] = 'اون شب حاجي خيلي نوراني شده بود... همه بچه ها رو بوسيد. آفتابه رو برداشت رفت پشت خاكريز و... صداي انفجار آمد. حاجي رو مين ريده بود!';
title[311] = 'پيغام گير تلفن يه بچه لات: حاجيتون رفته ددر، بعد از سوت بلبلي فرمايشتونو بكنين، جيك ثانيه جيرينگي تيليف ميزنم. جمالتونو عشقه در بست، عزت زياد.';
title[312] = 'چند تا آدمند كه تنشون ميخاره: 1.اونايي كه چشمك ميزنن ولي شماره نميدن 2.اونايي كه شماره ميگيرن ولي زنگ نميزنن 3.اونايي كه حموم نميرن 4.اونايي كه پيامتو واسه خودت ميفرستن.';
title[313] = 'يك مرد 40 ساله در 65 سالگي ازدواج كرد.';
title[314] = 'مرام فقط مرام گاو، چون نگفت من گفت ما. صفا فقط صفاي مورچه، كه هر وقت گريه كرد هيچكس اشكش نديد. رفيق فقط كلاغ، نه بخاطر سياهيش به خاطر يه رنگيش. معرفت فقط معرفت كرم، نه به خاطر كرم بودنش به خاطر خاكي بودنش. يه رنگي فقط يه رنگي ديوار، كه هرچي مردو نا مرده بهش تكيه ميدن. عشق فقط عشق سيگار، كه تا آخرش به پات ميسوزه آخرش هم زير پات له مي شه.';
title[315] = 'روش دفع انگل: 3 روز چاي و بيسكويت مي خوري روز چهارم فقط چاي. كرمه مياد بيرون ميگه: پس بيسكويت كو؟';
title[316] = 'علي دايي بعد از جام جهاني 2006: اگل خولشيد لا در دست لاست من و ماه لا دل دست چپ من قلال دهيد باز هم دل ولد كاپ دوهزالوده(2010) نيز شلكت خواهم كلد.';
title[317] = 'نام: علي. فاميل: دايي. حرفه: فوتباليست. لقب: علي تفو. سن: با وجود تلاشِ شبانه روزي دانشمندان اما تا كنون آمارِ دقيقي از سن او به دست نيامده. ولي شواهد حاكي از اين كه احتمالا به حدود 2000 سال قبل از ميلاد مسيح بر مي گرده (يه چيز تو مايه هاي نوح). اصليت: ترك... افتخارات: مهمترين افتخارش اين كه ميتونه در مقابله فحش خار و مادرِ 100000 نفر تو ورزشگاه دوام بياره. خداحافظي از ورزش: پس از ظهور امام زمان.';
title[318] = 'ميگن علي دايي رو تو پلي استيشن هم نمي شه تعويض كرد!';
title[319] = 'آخرين فيلم در حال ساخت سينماي ايران: زندگي پيامبران. با حضور افتخاري علي دايي در نقش حضرت نوح.';
title[320] = 'هن اجنوا اجنيا ايب اجنيا ايب اجنيا ايب الاح هن اجنوا اجنيا ايب اجنيا ايب اجنيا ايب الاح زور نزن از آخرش بخون.';
title[321] = 'نوار مغزي نرمال _/|_/|_/|_/|_/|_/|_/|_/|_/| نوار مغزي اصفهاني _$_$_$_$_$_$_$_$_$_$ نوار مغزي ترك _!_؟_!_؟_!_؟_!_؟_!_؟_!_؟ نوار مغزي لر _____________________';
title[322] = 'شده خواب ببيني كه وقتي خوابيدي تو خواب داري خواب ميبيني كه خوابي و داري مي خوابي و خواب خوابو ميبيني كه در اون حالي كه تو خواب داري خواب خواب رو ميبيني تو خواب همونطور كه خوابي يكي ديگه هم مثل خودت خوابه و تو خوابش خواب خوابو ميبينه و همين طور كه خوابيده تو خواب به تويي كه خوابي بگه: انرژي هسته اي حق مسلم ماست';
title[323] = 'اين جمله را با صداي بلند بخوانيد: آتش زدي بر خرمنم، آي خرمنم، آي خرمنم، آي خرمنم... خوبه همينجور ادامه بده!';
title[324] = 'اگه ارمني بلدي بخون: ( هيراكرس متشون يسراف نزن روز يرايم راشف تدوخ هب يراد يليخ منكيم ساسحا) اگر هم ارمني بلد نيستي از آخر بخون.';
title[325] = 'يك جمله براي پشت ماشين: اگه مي توني اين جمله رو بخوني يعني فاصلت خيلي كمه فاصله رو رعايت كن';
title[326] = 'شهادت جان سوز، جان گداز، جان كاه، جان اف كندي، جان فورد، جان تراولتا، جان علي، جان نثار ، جان من، جان هركي دوست داري سركاري!';
title[327] = 'چند سوال نسبتا احمقانه: چرا وقتي باطري كنترل تلويزيون تموم مي شه دكمه هاي اونو محكمتر فشار ميديم؟ چرا اگر به كسي بگيد كه در فضا 4 ميليارد ستاره وجود داره باورش ميشه ولي اگر بهش بگيد رنگ ديوار خيسه خودش با دست امتحان مي كنه تا مطمئن بشه؟ چرا براي انجام مجازات اعدام با تزريق آمپول سمي، از سرنگ استريل استفاده مي كنن؟ چرا تارزان ريش و سيبيل نداره؟ شب ها كه ميگن بگير بخواب، چي رو بايد بگيري بخوابي؟';
title[328] = 'عاموزش علفباي فارصي! سد در سد تزميني: با ما طماص بگيريد؟';
title[329] = 'معلم اضيظم عذ اينكه به من خاندن و نوشطن عاموخطي حذار بار اضط ممنونم!';
title[330] = 'جشنواره فيلمهاي مشهد: 1- قتل در كال زركش. 2- جواهري در التيمور. 3- جوادها مي آيند. 4- دختري با موهاي پتيخ متيخ.';
title[331] = 'جشنواره فيلمهاي قم: 1- عبا قرمزي 2- آخوندي با كفشهاي كتاني 3- صيغه شدگان 4- بازگشت مارمولك 5- عمامه اي براي 2 نفر 6- من شيخ حسن 15 سال دارم.';
title[332] = 'برنامه كودكان قم: 1- آخوند صورتي 2- حاج آقا و دوستان 3- شيخ شجاع 4- بچه هاي مدرسه فيضيه 5- حاج ريزه و منبر سحر آميز.';
title[333] = 'ميدوني بسيج مخفف چيه؟ بنياد سازنده ي يه مشت جوجه.';
title[334] = 'ميدوني USA  مخفف چيه؟ يوم‌الله سيزده آبان!';
title[335] = 'ميدوني BF  (دوست پسر) مخفف چيه؟ بدبخت فلك زده.';
title[336] = 'ميگن اونايي كه جلوي سرشون كچله، خيلي فكر ميكنن. اونايي كه پشت سرشون كچله، باهوشن. اونايي كه هم جلوي سرشون و هم پشت سرشون كچله، فكر ميكنن باهوشن. (حالا شما از كدوم دسته هستين؟)';
title[337] = 'آرزوي حيوانات مختلف: آرزوي جوجه تيغي: بغلش كني. آرزوي پاندا: عكس رنگي بگيره. آرزوي گوسفند: صندلي جلوي وانت بشينه. آرزوي خر: نميگم داغ دلت تازه نشه.';
title[338] = 'تنبلهاي عزيز توجه فرمائيد راهكارهاي جديد رسيد: 1- روزها استراحت كنيد تا شبها بتوانيد راحت بخوابيد. 2- در نزديكي تختتان صندلي راحتي بگذاريد، تا اگر از خواب بيدار شديد، روي آن بنشينيد و استراحت كنيد. 3- خوابيدن به نشستن، نشستن به ايستادن، ايستادن به راه رفتن الويت دارد. 4- جايي كه مي توانيد بنشينيد چرا مي ايستيد. 5- كار امروز را به فردا موكول كنيد و كار فردا را به پس فردا. 6- اگر حس كار كردن به شما دست داد، كمي صبر كنيد.';
title[339] = 'ديرين ديرين ديرين ديرين ديرين ديرييييين ديييريريرين... . . . . . . . . بي ذوق، با احساس بخون. آهنگ پلنگ صورتيه!';
title[340] = 'پنج كار غير ممكن در ايران: 1- گدايي در اصفهان. 2- مطربي در قم. 3- شاليكاري در قزوين. 4- آدم شناسي در اردبيل. 5- تشخيص هويت در رشت.';
title[341] = 'اپيكوروس خيلي ساده گفت : " مرگ به ما مربوط نيست، چون مادام كه ما وجود داريم *مرگ* وجود ندارد . و وقتي مرگ آمد ما ديگر وجود نداريم!';
title[342] = 'هر جا كه ميگن ياحسين برو كه شام ميدن. هرجا كه ميگن يا علي نرو كه دارن ماشين هل ميدن.';
title[343] = 'يك جمله به زبان برره اي: يكي بيد يكي نبيد. سه تا درخت بيد كه دوتاش بيد بيد، يكيش بيد نبيد. اوني كه بيد نبيد بين اون دوتا كه بيد بيد بيد.';
title[344] = 'روانشناسان ترك ثابت كردند كه مهمترين عامل طلاق، ازدواج است!';
title[345] = 'سه راه براي پول در آوردن: 1- پدرت برات پول در بياره. 2- پدر مردم رو براي پول در بياري. 3- پدرت دربياد تا پول در بياري.';
title[346] = 'توالت كه ميري زياد زور نزن. چون جنس ايراني دوام نداره زود پاره ميشه.';
title[347] = 'روزنامه ديروز: روز گذشته پيرزني در پارك هنگام ورزش مورد تجاوز قرار گرفت.   روزنامه امروز: پيرزنها براي ورزش به پاركها هجوم آوردند.';
title[348] = 'پليس راه اعلام كرد جاده لغزنده است. كساني كه زنجير ندارند سينه بزنند.';
title[349] = 'در فيش گاز نوشته شده: هزينه گار مصرفى شما 28 هزار تومان، يارانه پرداختى توسط دولت 24500 تومان، مبلغ قابل پرداخت توسط من 3500 تومان بسيار خب، من هم براى دولت فيش صادر مى كنم حقوق هر ساعت 6 دلا‌ر، روزانه 45600 تومان، حقوق ماهيانه من يك ميليون و 400 هزار تومان، دريافتى من از دولت 200 هزار تومان و يارانه پرداختى من به دولت يك ميليون و 200 هزار تومان، حالا‌ كي بايد سر كي منت بذاره؟';
title[350] = 'اولين چيزي كه بهش دل بستم تو بودي. بي تو آروم و قرار نداشتم! گريه ميكردم. تو رو ميخواستم. ميدونستم تو نباشي نمي خوابم. دوستت دارم... پستونك!';
title[351] = 'دستانم را بر كمرت حلقه ميزنم، لبانم را بر لبانت ميگذارم، از عصاره وجودم ميمكم و فرياد ميزنم دوستت دارم... اي شيشه نوشابه!';
title[352] = 'اين آخرين چيزي بود كه از تو برام مونده... جاي پاهاي تو روي ديوار خونمون. يادت بخير. عجب مارمولكي بودي!';
title[353] = 'بابا نوئل بهم گفت: بين گل و گلدون يكي رو انتخاب كن. منم گلدون رو گرفتم تا تو رو بذارم توش... آخه تو بهترين كود دامي دنيايي.';
title[354] = 'وقتي تو را ديدم و بهت خيره شدم، تو هم همينطور به من خيره بودي و من قلبم داشت تاپ تاپ ميزد. احساساتي در وجودم موج ميزد. ناگهان از اعماق وجودم فرياد كشيدم... سوسك!';
title[355] = 'شبها به خاطر تو از خواب پا ميشم. به در و ديوار ميخورم تا به تو ميرسم... اي مستراح!';
title[356] = 'هيچ وقت خبر نميكنه كه كي مياد. خيلي وقته كه نميخوام ببينمش. حالا توي تموم راه دنبالمه. خيلي بد درديه "اسهال"';
title[357] = 'در تاريكي شب هايم فقط صداي تو بود. در تاريكي شب هايم فقط دست هاي تو بود كه صورتم را نوازش ميكرد. و دليل بيدار ماندنم تنها تو بودي... اي پشه!';
title[358] = 'بر روي سنگ سفيدي نشسته بودم و آمدنت را به انتظار ميكشيدم. باد، آمدنت را به گوش جان نواخت. تو آمدي... پاهايم لرزيد و صورتم سرخ شد. آنگاه سيفون را كشيدم و تو را آب برد.';
title[359] = 'اميدوارم در بهترين و زيباترين و قشنگترين و خوشترين موقع خواب، جيشت بگيره.';
title[360] = 'گفتم "اي يار"، گفتي "زهر مار". گفتم "اي نور"، گفتي "مرده شور". گفتم "از غم دوري تو بيمارم"، گفتي "به من چه، مگه من پرستارم!". گفتم "دوست دارم"، گفتي "خفه شو!". گفتم: "عاشقتم"، گفتي "خفه شو!". گفتم "ميخوام باهات ازدواج كنم". گفتي: "جدّي ميگي؟!"، گفتم خفه شو.';
title[361] = 'دنيا 3 ركن داره: 1- اصلا عاشق نشو 2- اگه عاشق شدي واسه معشوقت بمير 3- و اگه مردي خاك بر سر بي جنبت...';
title[362] = 'اي كه پا گذاشتي رو عشق من. اي كه در را بستي به روي من. در رو باز كن دستم مونده لاي در!';
title[363] = 'هرگز به كسي نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري. هرگز به كسي محبت نكن وقتي قصد شكستن قلبش را داري. هرگز قلبي را قفل نكن وقتي كليدش را نداري. و هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.';
title[364] = 'زندگي قشنگه اگه با تو باشه. مرگ قشنگه اگه براي تو باشه. دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه. من قشنگم اگه با تو باشم. اما تو هر كار بكني قشنگ نميشي پس بيخود زور نزن.';
title[365] = 'گلي گم كرده ام در باغ هستي، خودت رو لوس نكن آن گل تو نيستي.';
title[366] = 'ميخواي با سه شماره هيبنوتيزمت كنم و بگم چه جور آدمي هستي؟ خوب، پس با شماره 3 آروم چشمات رو ببند: 1 ... 2 ... 3 ... هنوز كه چشمات بازه! ... ميگم چشماتو ببند! ... چرا زير چشمي نگاه مي كني؟ ... اصلا نيازي به هيبنوتيزم نيست، هر كي باشه مي‌فهمه كه چقدر فضولي!';
title[367] = 'آواز خوش كلاغ تقديم تو باد، بوي پشكل الاغ تقديم تو باد. گويند لحظه ايست ريدن گاو، آن لحظه هزاران بار تقديم تو باد.';
title[368] = 'سرسبزترين خيار تقديم تو باد, آواز شغال تقديم تو باد. گويند لحظه ايست آمدن سوسك, آن لحظه هزار بار تقديم تو باد.';
title[369] = 'با تولد دومين گوسفند شبيه سازي شده ديگه نميتونم بگم: دنيا ديگه مثل تو نداره!';
title[370] = 'در چشمهايت نگاه كردم. تمام زيباييهاي آفرينش را ديدم... جو نگيرت. خودمو تو چشمات ديدم.';
title[371] = 'زندگي مثل شطرنج ميمونه... البته تو هنوز بچه اي. برو منچ بازي كن.';
title[372] = 'اگر يه روز يكي دستتو گرفت و قلبتو لرزاند، عجله نكن... شايد بابا برقي باشه!';
title[373] = 'هميشه مثل سنگ توالت با مردم روراست باش تا هر چي تو دلشونه واست خالي كنن!';
title[374] = 'توي بركه قلبم تو تنها قورباغه‌اي، توي صحراي قلبم تو تنها شتري!';
title[375] = 'ده درصد دلم تنگه، بيست درصد يادتم، سي درصد ميخوامت، چهل درصد بيقرارم، پنجاه درصد دل نگرانم، شصت درصد حواسم بهته، هفتاد درصد ديوونتم، هشتاد درصد نوكرتم، نود درصد دوست دارم، صد درصد سر كاري!';
title[376] = 'آسمان را مي نگرم تو را ميبينم. خورشيد را مي نگرم تو را ميبينم. ماه را مي نگرم تو را ميبينم. خوب مسخره از جلوم برو كنار ديگه!';
title[377] = 'قامتت چون سرو، چشمانت چون آهو، گيسوانت چون آبشار، نگاهت چون عقاب، خلاصه كه هيچ چيزت به آدم نرفته.';
title[378] = 'روي يك برگ نوشتم دوست دارم؛ ولي تو مثل يك بز خورديش.';
title[379] = 'خيلي دوست دارم زود به زود ببينمت؛ حيف كه بليط باغ وحش گرونه.';
title[380] = 'لرزش صدات، برق نگات، تپش قلبت، نفس هاي تند و عرقي كه روي پيشونيت نشسته همه گوياي يه چيز هستند: تيروئيدت پركاره. برو دكتر!';
title[381] = 'تو بهترين، عزيز ترين، مهربون ترين، باحال ترين، خوشگل ترين، خوش تيپ ترين دوستي كه داري منم.';
title[382] = 'براي نشون دادنه علاقم به تو 3تا كوه ميسازم: اولي كوه وفا دومي كوه صداقت سومي كوهي كه هر وقت بهم گفتي دوستت ندارم از اون بالا پرتت كنم پايين. ';
title[383] = 'تو دنيا يه قلب هست كه فقط بخاطر تو مي تپه. اون قلب فقط قلب خودته!';
title[384] = 'ميخوام روي يك تكه سنگ بنويسم دلم برات تنگ شده. بعد اون تكه سنگ بخوره تو اون سرت تا بفهمي كه دل تنگي چه دردي داره!';
title[385] = 'تو در قلب من جا داري. تو در رگ من جا داري. رفتم دكتر گفت انگل داري!';
title[386] = 'ديشب جمال رويت، در ماه ديده بودم. گويي فضانوردان، در ماه ريده بودند!';
title[387] = 'روزي تو را ز مستي تشبيه ماه كردم. لامپ 100 هم نبودي من اشتباه كردم.';
title[388] = 'ميخوام كه با بوسه گل لباتو پرپر كنم، گلهاي پرپر شده رو هديه به رهبر كنم!';
title[389] = 'اون چيه كه اولش منم بعدش تويي و آخرش زبون؟  يكمي فكر كن===> گل گاو زبون';
title[390] = 'اگر من شيرين بشم تو فرهاد، من ليلي بشم تو مجنون، من نرگس بشم تو سام، من حوا بشم عمرا تو آدم نميشي!';
title[391] = 'نگاهت همچون باران است و قلبم همچون كوير و مي داني كه كوير بدون باران زنده است. پس برو بمير!';
title[392] = 'به حرمت گوسفندي كه جان حضرت اسمعيل رو نجات داد 7 بار بگو بعععع بعععع و اين پيام  رو براي 7 تا گوسفند ديگه بفرست.';
title[393] = 'سلام، ميخوام بگم فردا ساعت 10 صبح خوشگل ها را ميگيرن. گفتم اس ام اس بدم يه وقت نري بيرونا. نه نميگيرنت، ضايع ميشي!';
title[394] = 'حقيقت زندگي: 1- تو نميتوني همه دندانهايت را با زبانت لمس كني 2- همه احمق ها بعد از خوندن حقيقت اول اونو امتحان مي كنن 3- حقيقت اول دروغه 4- الان تو لبخند زدي چون يك احمقي 5- به زودي اين پيام را واسه يك احمق ديگه مي فرستي. تو كه هنوز نيشت بازه.';
title[395] = 'مهم نيست كه با چه تيپ و لباس و ماشيني مي آيي. فقط بيا... بيا و آشغال ها را از جلوي در ببر كه خيلي بو ميده.';
title[396] = '15 . 14 . 13 . 12 . 11 . 10 . 9 . 8 . 7 . 6 . 5 . 4 . 3 . 2 . 1 . دينگ دينگ. طبقه همكف!';
title[397] = 'مثل شقايق زندگي كن، كوتاه اما زيبا، مثل پرستو، فصلي كوچ كن، اما هدفمند، مثل پروانه بمير، دردناك اما با عشق، مثل خر عرعر كن، بلند اما شمرده و خوانا!';
title[398] = 'تايتانيك با تمام مسافراش فداي تو... نشدن كه... به كوه يخ خوردن!';
title[399] = 'از خدا پول خواستم، بانك داد. درخت خواستم، جنگل داد. اتاق خواستم، خونه داد. حالا ميترسم ازش تو رو بخوام يه گله گوسفند بده.';
title[400] = 'ميدوني چرا اينقدر ستاره دورت جمع شده؟ آخه دنيا فقط يك ماه داره اونم تويي. (چوپان دروغگو)';
title[401] = 'به اندازه تمام قدمهايي كه در زندگي برداشته ام دوستت دارم. (فلج مادرزاد)';
title[402] = 'به اندازه موهاي سرم دوست دارم. به اندازه موهاي ريخته شده ام عاشقتم. به مقدار دفعه هايي كه شونه كردم بهت وفادارم. (از طرف حسن كچل)';
title[403] = 'هميشه دوستت دارم و دوستت داشتم. ولي هر وقت خواستم به لبهات نزديك بشم، منو با نفرت زمين زدي! (آب دماغ)';
title[404] = 'عزيزم؛ با من باش. از وجود من به زندگيت گرمي بده و به آن صميميت ببخش و سرماي سخت زدگيت رو با اعتماد به من از بين ببر. (از طرف ايران رادياتور)';
title[405] = 'سبزترين سبزه ها تقديم تو باد. (سازمان پخش علوفه دامي)';
title[406] = 'براي ديدن تو ثانيه ها را ميشمارم. يه روز ميام دنبالت، با هم ميريم يه جاي دور كه دست هيشكي بهت نرسه... قربانت عزرائيل!';
title[407] = 'به اندازه تمام سلولهاي بدنم دوست دارم... كوچيك شما تك سلولي!';
title[408] = 'سلام من دارم هفته ي ديگه نامزد ميكنم، يه مهموني كوچيكه، اگه بياي خوشحال ميشم. لطفا گل يا كادو نيار. فقط يكي را بيار تا من باهاش نامزد كنم!';
title[409] = 'سلام. يك خبر خوش. بالاخره من هم زن گرفتم... يك همزن برقي!';
title[410] = 'تقويم تاريخ: (پيدايش اولين عشق) آدم: منو دوست داري؟ حوا: آخه گاگول، مگه چاره ديگه اي هم دارم؟!';
title[411] = 'شرك اومده ايران داره دنبال خرش ميگرده. چقدر ميدي آدرستو بهش ندم؟';
title[412] = 'شبي ياد دارم كه چشمانم نخفت. شنيدم كه پروانه با شمع گفت. بگو چي گفت؟ در گوش من گفت. چي گفت؟ فقط به من گفت...';
title[413] = 'روي فرش دلم جوهري از عشق تو ريخت. اومدم پاكش كنم عشق تو بيشتر و بزرگتر شد، بدتر شد! خلاصه ريدي تو فرش.';
title[414] = 'جيگرم... نفسم... قلبم... همسرم... همپام... همدلم... درد ميكنه. دكتر خوب سراغ داري؟';
title[415] = 'دوستت دارم و دانم كه تويي دشمن جانم، از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم.';
title[416] = 'اگه تمام گلهاي خوشبوي دنيا رو به پات بريزم بازم كمه. چون پاهات خيلي بو ميده.';
title[417] = 'تارهاي تنهايي دلم را با جذابيت نگاهت پاك كردي، خانه قلبم را از غمها شستي؛ حالا كه داري زحمت ميكشي روي اين ميز رو هم يك دستمال بكش.';
title[418] = 'مرا هر جور خواهي در به در كن، جفايت را از اين هم بيشتر كن. بزن با عشق خود آتش به قلبم، ولي آتش نشاني را خبر كن.';
title[419] = 'از لرزش صدات، از برق نگاهت، از تپش قلبت، از نفس تندت، از عرقي كه رو پيشونيت نشسته؛ فهميدم كه جيش داري. بدو برو.';
title[420] = 'اگه يه روز از خواب بيدارشي ببيني اون كه دوستش داري گذاشته رفته، صبحونه چي ميخوري؟';
title[421] = 'اين پيام رو وقتي بخون كه كسي دورو برت نيست... پشت سرت رو هم بپا كسي نباشه... مطمئن شدي كه كسي نيست؟ خوب خدارو شكر كه كسي نيست ببينه سركاري.';
title[422] = 'با همه ي وجودم سرم رو رو شونه هاي مهربونت ميزارم و يواشكي دماغم و با لباست پاك ميكنم.';
title[423] = 'اگه يه شب با هم رفتيم بيرون، سردم شد، يه لب... يه لب... يه لب... يه لبو واسم مي خري؟';
title[424] = 'ميدونستي ما دو تا خيلي به هم مي آيم‌؟ چون من گلم تو منگلي. با هم ميشيم گلمنگلي!';
title[425] = '... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... يادم رفت چي ميخواستم بگم.';
title[426] = 'يه حلقه ي طلايي، اسمتو روش نوشتم. ميخام بدم پاكش كنن، ريدي تو سرنوشتم!';
title[427] = 'اين پيام رو تا دو روز ديگه نخون... نخونش... ميگم نخون... بي خيالش شو... نه. نميشه بهت اعتماد كرد. همون دو روز ديگه بهت پيام ميدم.';
title[428] = 'هر وقت كه احساس كردي به آخر خط رسيدي، ... از اتوبوس پياده شو!';
title[429] = 'عزيز دلم. بوسم ميدي! بوسم ميدي! بوسم ميدي... خيلي بو سم ميدي. سمپاشي كردي؟';
title[430] = 'رفته بودم سر حوض، تا ببينم عكس تنهايي خود را در آب. آب در حوض نبود...';
title[431] = 'تا سه ثانيه ديگه تو شير ميشي... 1... 2... 3... نشدي؟! خب اشكال نداره. خر كه شدي.';
title[432] = 'اگر عاشق شدي در شهر غربت، سوار خر بشو برگرد ولايت.';
title[433] = 'تمام عاشقاني كه در فراق يار ميسوزند، تا آخر امسال گازسوز ميشوند.';
title[434] = 'از كنج لبت بوسه اي از قند گرفتم، از قند لبت من مرض قند گرفتم.';
title[435] = 'چند وقته بدجوري دلم هوس تاب بازي كرده. اجازه هست بيام تو ذهنت؟ آخه شنيدم مخت تاب داره.';
title[436] = 'دوستت ندارم به اندازه اقيانوس، چون بالاخره يك روز تموم ميشه. و نه به اندازه خورشيد، چون غروب ميكنه. دوستت دارم به اندازه روت كه هيچ وقت كم نميشه!';
title[437] = 'الهي من خورشيد بشم و تو ماه... كه تا قيامت نبينمت!';
title[438] = 'پنج راه براي خوشحال بودن: 1- داشتن يك دوست خوب مثل من. 2- داشتن دوستي مثل من. 3- فقط داشتن من. 4- داشتن من. 5- من.';
title[439] = 'سلام عزيزم. ميدوني چه بلايي سرم اومده؟ پليس منو به جرم "زشت ترين شهروند ايراني" گرفته. جون هركي كه دوست داري بيا و بهشون نشون بده كه دارن اشتباه ميكنن.';
title[440] = 'دوست داري عوض شي؟ خوشگل شي؟ آماده باش براي بازيافت.';
title[441] = 'لپتو بيار جلو... 1 . 2 . 3 . 4 . . . 57 . 58 . 59 . . . 97 . 98 . 99 . . . اگه تا 1000000 هم بشمري از بوس خبري نيست!';
title[442] = 'تو مثل خورشيد هستي. آخه از همون نگاه اولت ميشه فهميد از پشت كوه اومدي.';
title[443] = 'تا حالا خر پرنده ديدي؟ 100% نديدي. پس فكر پرواز رو از سرت بيرون كن.';
title[444] = 'بي ريش ترين ايراني: رفسنجاني. زشت ترين ايراني: احمدي نژاد. جوادترين ايراني: بنيامين. بي استعدادترين بازيگر سينماي ايراني: محمدرضا گلزار. پيرترين ايراني: علي دايي. چاق ترين ايراني: رضا زاده. بي ادب ترين ايراني: علي پروين. بدبخت ترين ايراني: دوست پسر. ورزشكار ترين ايراني (البته در رشته چَتر بازي): دوست دختر. باحال ترين ايراني: من. ضايع ترين ايراني: شك نكن كه خودتي!';
title[445] = 'بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم، فكر نكن ياد تو بودم كار نداشتم ول ميگشتم.';
title[446] = 'دوست دارم. تو چي؟ خيلي ميخوامت. تو چي؟ دوريت اذيتم ميكنه. تو چي؟ بي تو ميميرم. تو چي؟ ... من الكي گفتم. تو چي؟';
title[447] = 'اگه 10 شاخه گل دستت گرفتي رفتي جلوي آينه و 11 تا ديديش، تعجب نكن. از تو اين خنگ بازيها بعيد نيست.';
title[448] = 'دست شما درد نكنه، چرا زحمت كشيدين. حالا كه زحمت كشيدين، چرا اينقدر كم كشيدين؟';
title[449] = 'پدر عشق بسوزد كه سوزاند جگرم، دوست دخترم مادر شد و من هنوزم پسرم.';
title[450] = 'ما كه رفتيم... ... ... كجا دنبال من راه افتادي؟ ... ... ... دنبالم نيا... .... ... ميگم نيا... ... ... دارم ميرم جيش كنم!';
title[451] = 'خيلي وقته ميخوام يه چيزي بهت بگم ولي روم نشده. گفتنش برام خيلي سخته... د... دو... دوس... دوسه ليتر بنزين داري به من بدي؟';
title[452] = 'اگه شب با هم رفتيم بيرون منم سردم شد، براي اينكه گرم بشم، يه لب... يه لب... يه لبو برام ميخري؟';
title[453] = 'يه گل خوشگل پشت ويترين يه مغازه ديدم. ميخواستم برات بخرمش. به فروشنده گفتم: اون گل چنده؟ گفت: اون گل نيست!... آينست.';
title[454] = 'اين پيام رو براي 5 نفر بفرست حاجت مي گيري. من خودم اول قبول نداشتم مشقامو خوب نوشتم بابام بهم عيدي داد يه توپ قلقلي داد.';
title[455] = 'برات اون آخر يه پيام نوشتم. برو بخونش. ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... پيام.';
title[456] = 'تو قندي، نباتي، شكلاتي، عسلي، يا يه چيز شيريني نداري بدي من با چاييم بخورم؟';
title[457] = 'سالها ميگذرد. فصلها پشت سر هم مي آيند. كودكان بزرگ ميشوند؛ بزرگان پير. كسي از خود نميپرسد و ما نيز از خود نپرسيديم. اما فرزندان ما از ما خواهند پرسيد و ما جوابي در پاسخ به آنها نخواهيم داشت. كه چرا... واقعآ چرا...؟ پلنگ صورتي هيچ وقت شورت نپوشيد؟';
title[458] = 'اگه ديدي يه سوسك افتاده و داره دست و پا ميزنه، فكر نكن با چيزي زدن تو سرش. اون داره به قيافت ميخنده.';
title[459] = 'اون بالا نشستي تحويل نميگيري. اس ام اس نميدي، زنگ نميزني. حداقل يه نارگيل بنداز.';
title[460] = 'ميدوني «نبات» كيلويي چنده؟ نميدوني؟ «نقل» چي؟ اونم نميدوني؟ اشكال نداره، از قديم گفتن: خر چه داند قيمت نقل و نبات!';
title[461] = 'بد ترين درد اين نيست كه عشقت بميره. بد ترين درد اين نيست كه به اوني كه دوستش داري نرسي. بد ترين درد اين نيست كه عشقت ندونه دوسش داري. بد ترين درد اينه كه دستشويي داشته باشي اما دستشويي اونورا نباشه.';
title[462] = 'دوست دارم بخورمت. نه بخاطر اينكه شيريني، به خاطر اينكه عسلي. نه بخاطر اينكه خوشمزه اي، بخاطر اينكه تو زندگي يك گويي خورده باشم.';
title[463] = 'وقتي صدام مي كني آرزو مي كنم كاش كر بودم. تو كه لال نمي شي!';
title[464] = 'مي خوامت نه بخاطر رفاقتت، نه بخاطر صداقتت، شرافتت، ظرافتت، رشادتت، حمايتت، نجابتت، فقط بخاطر خود كثافتت.';
title[465] = 'عشق يعني زندگي را باختن. چند سالي بي دليل با هر الاغي ساختن.';
title[466] = 'چشمهاي تو مثل درياست. اجازه ميدي جورابامو توش بشورم؟';
title[467] = 'در زندگي براي رسيدن به آزادي راههاي مختلفي وجود دارد، فقط بايد قيمت آن را پرداخت كرد. از رسالت 500 تومان، از شوش 900 تومان.';
title[468] = 'يه روز تو رو تو كوچه ديدم و عاشقت شدم. فرداش تو خيابون ديدمت و ديوونت شدم. امروز تو اتوبان ديدمت. خدا آخر و عاقبتم رو به خير كنه... عجب ماشيني هستي!';
title[469] = 'وقتي به چهره تو فكر مي كنم، به شوخ طبعي خدا پي مي برم!';
title[470] = 'آخه چرا؟ بگو چرا؟ تو كه اين قدر باهوشي! تو چرا؟ آخه چرا تو كه ميدوني سر كاري باز تا آخرش ميخوني؟';
title[471] = 'عرض سلامي به بلندي بيل، به محكمي كلنگ، به گردي اسامبلي، به سرعت فرغون، به تيزي شاقول، به انعطاف پذيري طناب، به لبريزي دوغاب، به سفيدي سيمان، به صافي ماله، به وسعت بشكه، به معرفت عمله، به قدرت كارگر، به ظرافت گچ كار، به لطافت معمار، به شجاعت صاحب كار، به رشادت مهندس، به صلابت جوشكار، به محبت صافكار، به رفاقت همكار، به سر كار گذاشتن توي بيكار.';
title[472] = 'بدون زشتي زيبايي معني نداره، بدون نفهمي فرزانگي معني نداره، ميبيني؟ دنيا به تو احتياج داره!';
title[473] = 'تو گلي مثل گلاي قشنگ قالي. تو به ظرافت تار و پود فرشاي زيباي ايراني. اصلا تو خود فرش پاتريسي... همون كه يه تختش كمه!';
title[474] = 'ميدوني اسكل به كي ميگن؟  برو جلوتر . . . . . . ميدوني اسكل به كي ميگن؟ . . . . . . برگرد عقب.';
title[475] = 'ميتونم يه چيزي رو بهت بگم؟ مطمئن باش از ته قلبم ميگم. هميشه از خدا ميخواستم كه تو زندگي يه همراه خوب بهم بده. همراهي كه هميشه كنارم باشه و من بتونم به راحتي باهاش ارتباط بر قرار كنم. خدا يكي رو بهم داد. همراه من نوكياست، مال تو چيه؟ ';
title[476] = 'علف زير پاتيم، حالا يه وقت خر نشي بخوريمون!';
title[477] = 'جهان بيش از ۶ ميليارد نفر جمعيت داره، يكي نيست به من احمق بگه: چرا واسه تو مسيج ميفرستم؟';
title[478] = 'نگاهم با نگاهت كرد برخورد، خدا مرگت بده حالم به هم خورد.';
title[479] = 'به خدا حيفه توي اين مملكت بموني، كسي قدر تو رو نميدونه، اگه بري هند اونجا تو رو ميپرستن!';
title[480] = 'بر سر راه عشق برايت دام پهن كردم. ولي تو با بي تفاوتي رد شدي و گفتي . . .  ميگ ميگ!';
title[481] = 'اگه فكر كردي بري قيد چشاتو مي زنم؛ اگه فكر كردي بري ازت به آسوني دل مي كنم؛ آفرين! يه بار تو عمرت درست فكر كردي.';
title[482] = 'اگه خواستي يكي هميشه دوست داشته باشه، تنهات نذاره و بهت وفادار بمونه، برو يك سگ بخر.';
title[483] = 'اگه دوست داري عميق ترين، طولاني ترين و محكم ترين بوس دنيا رو تجربه كني، بيا پيش خودم تا لباتو بذارم رو لوله جارو برقي.';
title[484] = 'من الان بالاي يه برج واستادم. شوخي هم ندارم. اگه بدونم دوستم نداري... همين الان با آسانسور ميام پايين.';
title[485] = 'پنج حقيقت زندگي: 1- تو نميتوني همه دندوناتو با زبونت لمس كني. 2- همه احمق ها بعد از خوندن حقيقت، اول اونو امتحان ميكنن. 3- حقيقت اول يه دروغه. 4- الان تو لبخند زدي، چون يه احمقي. 5- به زودي اين پيام رو براي يه احمق ديگه ميفرستي. توكه هنوز نيشت بازه!';
title[486] = 'عشق مثل ساعت شني ميمونه. همزمان كه قلبت رو پر ميكنه، مغزت رو خالي ميكنه... البته واسه اونايي كه مغزشون پره. تو نگران نباش.';
title[487] = 'به من بگو زشت، اما من به تو ميگم قشنگ. چه اشكالي داره؟ بذار جفتمون به هم دروغ گفته باشيم.';
title[488] = 'عجب! ديگه از انقلاب دور شديم، از امام حسين فاصله گرفتيم، شهدا را پشت سر گذاشتيم، داريم ميرسيم به سه راه ملك شهر نمي خواي پياده بشي؟';
title[489] = 'به دريا بنگرم دريا تو بينم، به صحرا بنگرم صحرا تو بينم. نميدونم چه كس بر عينكم ريد، كه هرجا بنگرم آنجا تو بينم.';
title[490] = 'هميشه عكس تو رو توي كيف پولم دارم. هر وقت دچار مشكل بزرگي ميشم، بهش نگاه ميكنم. اون وقت احساس ميكنم كه هيچ كدوم از مشكلاتم به اندازه اين يك دونه وحشتناك نيست.';
title[491] = 'اگه خواستي يه كسي، عاشق هم نفسي. عمرشو حيرونت كنه، جونشو قربونت كنه... رو من يكي حساب وا نكن.';
title[492] = 'خيلي دوست دارم با توبرم ماهيگيري. آخه هيچكس به اندازه تو كرم نداره! ';
title[493] = 'اگه دلتنگ باشي هيچكس نميفهمه، اگه عاشق باشي، هيچكس نميفهمه، اگه درد داشته باشي هيچكس نمي فهمه، ولي كافيه بگوزي تا همه بفهمند!';
title[494] = 'نگريستم به گريستنت. گريستم به نگريستنت. گريستم و تو نگريستي. نگريستم و تو گريستي. گريستم تا نگريستي... چي شد؟ قاطي كردي يا باز هم بگم؟ ';
title[495] = 'سرمو آروم روي شونه هاي گرمت ميذارم و يواشكي دماغمو با لباست پاك ميكنم.';
title[496] = 'خدا خيرت بده. شنيدم ميري بهزيستي براي اونايي كه انگشت ندارن دست تو دماغشون مي كني!';
title[497] = 'الهي شمع بشي پروانه شم دورت بگردم، فوتت كنم خاموش بشي هر هر بخندم.';
title[498] = 'اگر روزي برايت گريه كردم، بدان آن روز پيازي رنده كردم.';
title[499] = 'عاشق آن نيست كه براي عشقش در سرما آتش روشن كند. عاشق آن است كه كتش را بدهد به عشقش، خودش سرما بخورد و 6 تا آمپول بزنه تا ديگه از اين غلط ها نكنه!';
title[500] = 'بگذار دوستت بدارم آنچنانكه خورشيد زمين را دوست دارد. بگذار تو را در آغوش كشم همچون هم آغوشي زيباي موج وساحل. بگذار تنها با تو بمانم مثل وفاي ماهي به دريا. اين خواستگاه را نگذار ناكام بماند. بگذار براي زندگي بهانه اي زيبا همچون عشق تو داشته باشم. اين روح سرد از كجا آمده است كه من وتو را اينگونه در بر گرفته است.';
title[501] = 'ديشب دلم هواي تو كرد و تو نبودي. چشمانم براي تو باريد و تو نبودي. آن يادگاري زيبا برگ گل سرخ تصوير اسم زيباي تو بود و تو نبودي. چشمانم تمناي نگاه تو ميكرد در آتش عشقِ تو بود و تو نبودي. آن قامت رعنا كه سفر كرد دلم تنها در حسرت ديدار تو بود و تو نبودي.';
title[502] = 'چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن. وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن، براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن. اي كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست.';
title[503] = 'براي ديدن من دلت را ديده كن. ديدي كه تنهايم؟';
title[504] = 'مي خواهم فاصله ها را بشكنم تا به تو برسم ولي افسوس فاصله ها درست برعكس دلها شكستني نيستند!';
title[505] = 'يعني ميشه ما دو تا يه روزي به هم برسيم؟ مهم فقط رسيدنه حتي اگه كم برسيم.';
title[506] = 'يعني ميشه عاشقي رو رنگش كنيم با سادگي. بدون درد و دردسر بريم سراغ زندگي؟';
title[507] = 'پلكهاي مرطوب مرا باور كن، اين باران نيست كه ميبارد، صداي خسته ي من است كه از چشمانم بيرون ميريزند.';
title[508] = 'اگه تنها بودي تو تنهاييت احساس كردي كه تنها بنده تنها فقط تويي ناراحت نباش. چون يكي رو داري كه خودش تنهاست، اما هيچوقت تنهايي رو براي بنده هاش نميخواد. به اون رجوع كن ميبيني كه تنها نيستي.';
title[509] = 'يك نفر، يك جايي، تمام رويا هاش لبخند توست و زماني كه به تو فكر ميكنه احساس ميكنه كه زندگي واقعا با ارزشه. پس هر وقت احساس تنهايي كردي اين حقيقت را به خاطر بسپار يك نفر، يك جايي، در حال فكر كردن به توست.';
title[510] = 'در خواب ناز بودم شبي، ديدم كسي در ميزند. در را گشودم روي او، ديدم غم است در ميزند. اي دوستان بي وفا، از غم بياموزيد وفا، غم با همه بيگانگي، هر شب به من سر ميزند.';
title[511] = 'شبي اشك دو چشمم را برايت هديه مي آرم، دل پرخون خود را من برايت تحفه مي آرم. شبي من قصه دل را برايت بازميخوانم، تمام قصه دل را تو ميداني كه مي دانم.';
title[512] = 'يك دعا مي كنم بگين آمين... خدايا آنكه در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت خواهشي دارم... تو در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نزار.';
title[513] = 'بعضي وقتا چشمام به قلبم حسودي شون مي شه. مي دوني چرا؟ چون تو هميشه توي قلبمي ولي از چشمم دوري.';
title[514] = 'گويند غروب جاييست كه آسمان زمين را مي بوسد. من امشب براي تو غروب ميكنم. كجايي زمين من؟';
title[515] = 'دنيا كه هميشه اين جوري نمي مونه. يه روز مياي ميگم نمي خوام و نميشه. خيال نكني هميشه دلم برات مي ميره. يه روزي برمي گردي كه ديگه خيلي ديره. يه روز مياي سراغم كه خيلي وقته رفتم. هزار هزار بهونه از اون نگات گرفتم. اين روزارو يادت باشه، يه وقت نگي نگفتي. اون روزا دورنيست كه به ياد من بازم بيفتي. يه وقتي بر مي گردي كه فايده اي نداره. هر چي سرم آوردي دنيا سرت مياره. ';
title[516] = 'اگر عاشق شدم تو نذار كه بي تاب بمونم، لالايي شبام تويي نذار كه بي خواب بمونم. دارم برات شعر ميخونم شايد به يادم بموني، فقط يه چيز ازت ميخوام هميشه عاشق بموني.';
title[517] = 'شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد. بيدار باش من با سبدي پر از بو سه مي آيم و آن را قبل از چيدن ستاره هاي قلبت روي گونه هايت مي كارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم.';
title[518] = 'مانند مجنون كه ليلا را دوست دارد، مانند ماهي كه دريا را دوست دارد، مانند شاعري كه شعرش را دوست دارد، مانند بلبلي كه صدايش را دوست دارد، من هم تو را دوست دارم. بي تو بودن را براي با تو بودن دوست دارم.';
title[519] = 'مي دانم روزي با تن خسته و خيس، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهاي چشمم فرود مي آيي. در ميان انبوه مژگانم ميزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را براي هميشه مي بندم تا ديگر دوريت را حس نكنم.';
title[520] = 'هرگاه دلت هوايم را كرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببين كه همچون دل من در هوايت مي تپند.';
title[521] = 'يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است. عزيزم محبت را در پاكي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني كردم وبدان كه زيباترين لحظه هايم در كنار تو بودن است.';
title[522] = 'تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست. تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست. تنهايي را دوست دام زيرا تجربه كردم. تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست. تنهايي را دوست دارم زيرا در كلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار كشيدنم را پنهان خواهم كرد.';
title[523] = 'چه قدر دوست داشتم تمام دلتنگي هاي اين روز ها را با كسي تقسيم مي كردم؛ و يا كسي بود براي گوش دادن و درد دل كردن. بماند كه آنقدر فاصله زياد شده كه هرچه فرياد مي زنم گويا صدايم را نه تو مي شنوي و نه هيچ كس ديگر!';
title[524] = 'شايد يه كسي شبا براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه. شايد يه كسي به محض ديدن تو دستاش يخ مي كنه و تپش قلبش مرتب بيشتر مي شه. مطمئن باش يه كسي شبا به خاطر تو، تو دريايي از اشك مي خوابه. ولي تو اونو نمي بيني. بگرد پيداش كن!';
title[525] = 'بي تو در خلوت خود شب همه شب بيدارم، آه اي خفته كه من چشم براهت دارم. خانه ام ابري و چشمان تو همچون خورشيد، چه كنم دست خودم نيست اگر مي بارم. كم براي من از اين پنجره ها حرف بزن، من بدون تو از اين پنجره ها بيزارم. جان من هديه ناچيز تقديم شما، گر چه در شان شما نيست همين را دارم. من كه تا عشق تو باقيست زمين گير توام، لااقل لطف كن از روي زمين بردارم.';
title[526] = 'اگر ميدانستي كه چقدر دوستت دارم، هيچ گاه براي آمدنت باران را بهانه نمي كردي... رنگين كمان من.';
title[527] = 'اي گل خوشبو به دست كيستي؟ بوي تو آيد ولي خود نيستي!';
title[528] = 'اي خدا اين وصل را هجران نكن، سر خوشان عشق را نالان نكن. باغ جان را تازه و سر سبز دار، قصد اين مستان واين بستان نكن.';
title[529] = 'چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن اي كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست';
title[530] = 'گاه گاهي به من ازمهر پيامي بفرست، فارغ ازحال خود و جان و جهانم مگذار.';
title[531] = 'گفته بودم چو بيايي غم دل با تو بگويم، چه بگويم كه غم از دل برود چون تو بيايي.';
title[532] = 'پاي مورچه رو تصور كن. تصور كن جوراب داره. تصور كن جورابش سوراخه. دلم برات اندازه سوراخ جوراب مورچه شده.';
title[533] = 'يكي بود يكي نبود... وقتي اين يكي بود اون يكي نبود... وقتي اون يكي بود اين يكي نبود... خلاصه ما هم نفهميديم كه كي بود و كي نبود، اما فهميديم كه هيچوقت اون يكي با اين يكي نبود!';
title[534] = 'اگر رفتم تو يادم كن. اگر مردم تو خاكم كن. اگر ماندم در اين دنيا، به مهر خود تو شادم كن.';
title[535] = 'امروز كه محتاج توام جاي تو خاليست. فردا كه ميايي به سراغم نفسي نيست.';
title[536] = 'دوست داشتن هميشه گفتن نيست. گاه سكوت است و گاه نگاه. اين درد مشترك من و توست كه گاهي نمي توانيم در چشمهاي يكديگر نگاه كنيم.';
title[537] = 'كسي هست درين شهر هواخواه نگاهت نشسته است. نگاهي غريبانه به راهت. مبادا كه نيايي...';
title[538] = 'تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا عشق نيست. تنهايي را دوست دارم زيرا دروغي در آن نيست. تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه كردم. تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست. تنهايي را دوست دارم زيرا در كلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار كشيدنم را پنهان خواهم كرد. ';
title[539] = 'به جاي دسته گلي كه فردا بر قبرم نثار مي كني، امروز با شاخه گلي كوچك يادم كن. به جاي سيل اشكي كه فردا بر مزارم ميريزي، امروز با تبسمي شادم كن. به جاي آن متن هاي تسليت گونه كه فردا در روزنامه ها برايم مينويسي، امروز با پيام كوچكي خوشحالم كن. من امروز به تو نياز دارم نه فردا !!!';
title[540] = 'آنقدر در ميزنم تا در به رويم وا كني، فرصت ديدار رويت را به من اعطا كني.';
title[541] = 'اگرعالم رود يادم، تواز يادم نخواهي رفت. به شرط آنكه گهگاهي، توهم ازما كني يادي.';
title[542] = 'اي عشق مدد كن كه به سامان برسيم، چون مزرعه ي تشنه به باران برسيم. يامن برسم به يار يا يار به من، يا هر دوبميريم به پايان برسيم.';
title[543] = 'تو اين روزاي بي كسي، اگه به دادم نرسي. يه روز مياي كه دير شده، نمونده از من نفسي.';
title[544] = 'تا تو نگاه ميكني، كار من آه كردن است. اي به فداي چشم تو، اين چه نگاه كردن است.';
title[545] = 'كاش ميشد بوسه بارانت كنم، جان عاشق را به قربانت كنم. اي كه دور از من در قلب مني، با وفا باش كه دنياي مني.';
title[546] = 'اي كه دور از من در ياد مني، با خبر باش كه دنياي مني. شاديت شادي من، غصه ات غصه من. قلب من خانه تو، خانه ات قلب من است.';
title[547] = 'وقتي دلت تنگ شد، وقتي چشات تار شد. وقتي ديگه نبود كسي، نبود ديگه هم نفسي. بدون كه اينجا هست كسي، كه تو واسش همه كسي.';
title[548] = 'نگاهم ياد باران كرده امشب، مرا سر در گريبان كرده امشب. غم و فرياد من از اين و آن نيست، دلم ياد رفيقان كرده امشب.';
title[549] = 'ز چشمت اگرچه كه دورم هنوز، پر از اوج و عشق و غرورم هنوز. اگر غصه باريد از ماه و سال، به ياد گذشته صبورم هنوز.';
title[550] = 'در مكتب ما رسم فراموشي نيست، در مسلك ما عشق هم آغوشي نيست. مهر تو اگر به هستي ما افتاد، هرگز به سرش خيال خاموشي نيست.';
title[551] = 'به غم كسي اسيرم، كه ز من خبر ندارد. عجب از محبت من، كه در او اثر ندارد. غلط است هركه گويد، دل به دل راه دارد. دل من ز غصه خون شد، دل او خبر ندارد.';
title[552] = 'در خلوت من نگاه سبزت جاريست، اين قسمت بي تو بودنم اجباريست. افسوس نميشود كنارم باشي، هر ثانيه ام بدون تو تكراريست.';
title[553] = 'با خيال تو به سر بردن اگر هست گنه، با خبر باش كه من قرق گناهم همه شب.';
title[554] = 'من و يك حسرت ديدار اي دوست، قدم بر چشم من بگذار اي دوست. قدم چون مي نهي بر خاك هر دم، مرا هم خاك ره پندار اي دوست.';
title[555] = 'بنماي رخ كه باغ و گلستانم آرزوست، بگشاي لب كه قند فراوانم آرزوست.';
title[556] = 'اي آنكه نگاهت به نگاهم مينگاهد، به نگاهم بنگاه كه نگاهم به نگاهت بنگاهد. اگر نگاهت به نگاهم ننگاهد، آنقدر به نگاهت مينگاهم كه نگاهت به نگاهم بنگاهد.';
title[557] = 'از صداي سخن عشق نديدم خوشتر، يادگاري ست كه در اين گنبد دوار بماند.';
title[558] = 'گر يار كند ناز هم مي خند يم، بر ما ندهد فاز هم ميخنديم. اي دوست تو خوش باش كه ما درويشان، از گريه پريم و باز هم ميخنديم.';
title[559] = 'شمع سوزان توام اينگونه خاموشم مكن، در كنارت نيستم اما فراموشم مكن.';
title[560] = 'كاش ميشد اشك را تهديد كرد، مدتي لبخند را تمديد كرد. كاش ميشد از ميان لحظه هاي زندگي، لحظه ديدار را نزديك كرد.';
title[561] = 'حسرتي گر به دلم هست همان دوري توست، من پرستوي خزان ديده و خاموش توام.';
title[562] = 'هر وقت دلت برام تنگ شد اين متن رو بخون: ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... كلك؛ چه زود دلت برام تنگ شد!';
title[563] = 'اينجا آسمان ابريست، آنجا را نميدانم. اينجا شده پاييز، آنجا را نميدانم. اينجا فقط رنگ است، آنجا را نميدانم. اينجا دلي تنگ است، آنجا را...';
title[564] = 'به چه مشغول كنم ديده و دل را كه مدام، دل تو را ميطلبد ديده تو را ميخواهد.';
title[565] = 'تو كه آهسته ميخواني قنوت گريه هايت را، ميان ربناي سبز دستانت دعا كن.';
title[566] = 'بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم،همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم. شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم. در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد، باغ صد خاطره خنديد عطر صد خاطره پيچيد.';
title[567] = 'هنوزم در پي اونم، كه عمري مرهمم باشه. هنوزم در پي اونم، كه ميشه عاشقش باشم. مث درياي من باشه، منم چون قايقش باشم.';
title[568] = 'اگر ديدي دلي تنها نشسته، ميان رنج غمها تك نشسته. نگو آن دل چرا تنها نشسته، بدان كه دوريت آنرا شكسته.';
title[569] = 'كاش زنگ در خونمون بودي؛ حداقل روزي يكبار فشارت ميدادم!';
title[570] = 'ز ديدارت اگر دورم دليلش بي وفايي نيست، وفا آن است كه نامت را هميشه زير لب دارم.';
title[571] = '  .                   ميدوني اين چيه؟ اين دل منه كه برات يه ذره شده!';
title[572] = 'كاش بودي تا دلم تنها نبود، تا اسير غصه فردا نبود. كاش بودي تا فقط باور كني، بي تو هرگز زندگي زيبا نبود.';
title[573] = 'قانون معرفت ميگه: اگه باهام باشي، باهاتم. اگه مريضم بشي، مريضتم. اگه مردي، ميميرم. اگه تنهام بذاري، منتظرت ميمونم.';
title[574] = 'تقصير دلم نيست اگر روي تو زيباست، حاجت به بيان نيست از روي تو پيداست. من تشنه يك لحظه تماشاي تو هستم، افسوس كه يك لحظه تماشاي تو روياست.';
title[575] = 'به ياد آشنايان آشنا باش، به هر عهدي كه بستي با وفا باش. هميشه ياد تو در خاطر ماست، تو هم هرجا كه هستي ياد ما باش.';
title[576] = 'در راه رسيدن به تو گيرم كه بميرم، اصلا به تو افتاد مسيرم كه بميرم. يا چشم بپوش از من و از خويش برانم، يا تنگ در آغوش بگيرم كه بميرم.';
title[577] = 'آه... امشب بوي باران تازه است، التماس گريه بي اندازه است. تازگي ها شب برايم آشناست، من و شب هستيم غم هم پيش ماست. مي نويسم گاه زيبا گاه زشت، مانده ام در لابلاي سر نوشت. روز از گنجايش غم خالي است، شب براي گريه هايم عالي است.';
title[578] = 'ادعايي ندارم كه هميشه به ياد كسانيم كه دوستشون دارم، اما مدعي اينم با اين كه به يادشون نيستم، ولي دوستشون دارم.';
title[579] = 'اگر روزي مرا كردي فراموش، الهي بيفتي تو ديگ آبگوشت.';
title[580] = 'نبينمت نشسته اي، نبينمت شكسته اي. بيا و در حريم عاشقانه اي قدم بزن، بيا و با تبسمت شكفتن دوباره را براي من رقم بزن.';
title[581] = 'دوستت داشتم. يادت هست؟ گفتم: دوستت دارم. وتو گفتي كوچكي براي دوست داشتن. رفتم تا بزرگ شوم. اما آنقدر بزرگ شدم كه يادم رفت: دوستت دارم.';
title[582] = 'يك امشب ميهمان اين ديارم، به ديدارم بيا چشم انتظارم!';
title[583] = 'مينويسم "د ي د ا ر". تو اگر بي من و دل تنگ مني، يك به يك فاصله ها را بردار.';
title[584] = 'فرياد من از داغ توست، بيهوده خاموشم مكن. حالا كه يادت ميكنم، ديگر فراموشم مكن. همرنگ دريا كن مرا، يكبار معنا كن مرا.';
title[585] = 'دارم ميام پا به پات، اين پا و اون پا نكن، تكليف تو معلومه، امروز و فردا نكن.';
title[586] = 'بي تو كدوم ستاره، پا به شبم بذاره. ابر كدوم آسمون، رو تشنگيم بباره. بي تو چي مونده با من، جز يه صداي خسته، جز يه نگاه خاموش، جز يه دل شكسته.';
title[587] = 'دير گاهيست كه تنها شده ام، قصه غربت صحرا شده ام. وسعت درد فقط سهم من است، باز هم قسمت غمها شده ام. كاش چشمان مرا خاك كنيد، تا نبينم كه چه تنها شده ام.';
title[588] = 'يكي ميپرسد اندوه تو از چيست، سبب ساز سكوت مبهمت كيست. برايش صادقانه مينويسم، براي آنكه بايد باشد و نيست.';
title[589] = 'سنگ در بركه ميزنم و ميپندارم، با همين سنگ زدن ماه به هم ميريزد. كي به انداختن سنگ پياپي در آب، ماه را ميشود از حافظه آب گرفت؟';
title[590] = 'دو خط موازي هيچ وقت به هم نميرسند مگر اينكه يكي از اونها براي رسيدن به ديگري خود را بشكند.';
title[591] = 'كنون ترسي كه گر سوي من آيي، كني با من چو سابق آشنايي.';
title[592] = 'تو ميخواهي بگويي دير جوشي، به من هم هيزم تر مي فروشي؟';
title[593] = 'الا اي عارف نيكو شمايل، كه باشد دل به ديدار تو مايل. چو از ديدار رويت دور ماندم، تو را بي مايه و بي نور خواندم. ولي در بهترين جا خانه داري، كه صاحب خانه اي جانانه داري.';
title[594] = 'ميكشمت سوي خويش، اين كشش قلب ماست. قلب تو گر آهن است، قلب من آهن رباست.';
title[595] = 'چه خوش باشد سر راهي، نگاهي بر رخ ماهي. نصيبم كن تا ببينم، روي يارم را الهي.';
title[596] = 'من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي كسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا كن و وارد كوچه پس كوچه هاي تنهايي شو! كلبه ي غريبي ام را پيدا كن، كناربيدمجنون خزان زده و كنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! دركلبه را باز كن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را كنار بزن! مرا مي يابي';
title[597] = 'از تو اگر دورم، چاره ندارم ولي. اين همه دوري نبود، شرط مكافات من.';
title[598] = 'بين ماندن يا كه مردن، ميزنم من استخاره. جز كه با داغت بسوزم، من ندارم راه چاره.';
title[599] = 'جون گرفته گل اشكم، در بهار عشق تو. تا هميشه دل تنگم، بي قرار عشق تو.';
title[600] = 'اي دلبر ما مباش بي دل بر ما، يك دلبر ما به كه دوصد دل بر ما. نه دل بر ما نه دلبر اندر بر ما، يا دل بر ما فرست يا دلبر ما.';
title[601] = 'ياد باد آن كه ز ما وقت سفر ياد نكرد، به وداعي دل غمديده ما شاد نكرد.';
title[602] = 'قند است لب تو گر تواني، از وي قدري به من رساني.';
title[603] = 'اگه دوباره اومدي، پيشم بمون عزيزم. بدون كه از دوري تو، همش من اشك ميريزم.';
title[604] = 'اي راحت جان من كجايي، در بردن جان من چرايي. بنواز به لطف يك سلامم، جان تازه نما به يك پيامم.';
title[605] = 'جرم دل عذرخواه من چيست، جز دوري تو گناه من چيست؟';
title[606] = 'گرچه ز غمت چو شمع سوزم، هم بي غم تو مباد روزم. عشقي كه چنين به جاي خود باد، چندانكه بود يكي به صد باد.';
title[607] = 'نه صبر بود نه خورد و خوابم، تا آنچه طلب كنم بيابم.';
title[608] = 'تو غرور مرا بشكستي، كه يه نامه برام نفرستي، به غريبه مگر دلبستي. تو بيا بسر بالينم، به دو بوسه بده تسكينم، كه شكوفه غم مي چينم.';
title[609] = 'ميل دل مهربانم آنجاست، آنجا كه دل است جانم آنجاست.';
title[610] = 'بي يار منم ضعيف و رنجور، چون تشنه ز آب زندگي دور. شرطست به تشنه آب دادن، گنجي به ده خراب دادن.';
title[611] = 'چشاي عاشقم ميگه، به اين دل من شب و روز. ميگه نديدي دلبرو، تو آتيش غصه بسوز.';
title[612] = 'سكوتم را به باران هديه كردم، تمام شب به يادت گريه كردم. نبودي تا ببيني در فراغت، به هر ديوار سردي تكيه كردم.';
title[613] = 'درياب كه گر تو در نيابي، ناچيز شوم در اين خرابي. روزي آيي كه مرده باشم، مهر تو به خاك برده باشم.';
title[614] = 'تو دور و من از تو نيز هم دور، رنجور منو تو نيز رنجور.';
title[615] = 'اي كز تو وفاست بي وفايي، پيش تو خطاست بي خطايي. باشد كه وفايي از تو آيد، يا تير خطايي از تو آيد.';
title[616] = 'چون نيست مرا بر تو راهي، زين پس من و گوشه اي و آهي.';
title[617] = 'اشتياقي كه به ديدار تو دارد دل من، دل من داند و من دانم و داند دل من.';
title[618] = 'وقتي مياي قشنگترين پيرهنتو تنت كن، تاج سر سروريتو سرت كن. چشماتو مست كن همه جا رو بشكن، الا دل ساده و عاشق من.';
title[619] = 'اي مايه هر نازم، از عشق تو مي نازم. با درد فراق تو، ميسوزم و ميسازم.';
title[620] = 'سينه از آتش دل در غم جانانه بسوخت، آتشي بود در اين خانه كه كاشانه بسوخت. تنم از وسوسه دوري دلبر بگداخت، جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت.';
title[621] = 'يا رب سببي ساز كه يارم به سلامت، باز آيد و برهاندم از بند ملامت. خاك ره آن يار سفر كرده بياريد، تا چشم جهان بين كنمش جاي اقامت.';
title[622] = 'اي غايب از نظر به خدا مي سپارمت، جانم بسوختي و به دل دوست دارمت. تا دامن كفن نكشم زير پاي خاك، باور مكن كه دست ز دامن بدارمت.';
title[623] = 'دير است كه دلدار پيامي نفرستاد، ننوشت سلامي و كلامي نفرستاد. صد نامه فرستادم و آن شاه سواران، پيكي ندوانيد و سلامي نفرستاد.';
title[624] = 'امشب ز غمت ميان خون خواهم خفت، وز بستر عافيت برون خواهم خفت. باور نكني خيال خود را بفرست، تا در نگرد كه بي تو چون خواهم خفت.';
title[625] = 'در آرزوي بوس و كنارت مردم، وز حسرت لعل آبدارت مردم. قصه نكنم دراز كوتاه كنم، باز آي كه باز از انتظارت مردم.';
title[626] = 'اي خرم از فروغ رخت لاله زار عمر، بازآ كه ريخت بي گل رويت بهار عمر. از ديده گر سرشك چو باران چكد رواست، كاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر.';
title[627] = 'صمنا با غم عشق تو چه تدبير كنم، تا به كي در غم تو ناله شبگير كنم. آنچه در مدت هجر تو كشيدم هيهات، در يكي نامه محال است كه تحرير كنم.';
title[628] = 'نگاهم كن كه من محتاج آن چشمان دلتنگم. بگو با من دوباره راز هستي را، كه من بي تو به يك دنيا شقايق دل نميبندم.';
title[629] = 'اي چشم و چراغ آشنايي، اي مظهر قدرت خدايي. چون ماه نهفته در پس ابر، رخساره به ما نمي نمايي.';
title[630] = 'يارب آن آهوي مشكين به ختن باز رسان، وان سهي سرو خرامان به چمن باز رسان. ماه و خورشيد به منزل چو به امر تو رسند، يار مه روي مرا نيز به من باز رسان.';
title[631] = 'ز در درآ و شبستان ما منور كن، هواي مجلس روحانيان معطر كن. اگر فقيه نصيحت كند كه عشق مباز، پياله اي بدهش گو دماغ را تر كن.';
title[632] = 'اي پيك راستان خبر يار ما بگو، احوال گل به بلبل دستان سرا بگو. ما محرمان خلوت انسيم غم مخور، با يار آشنا سخن آشنا بگو.';
title[633] = 'ديدم به خواب دوش كه ماهي بر آمدي، كز عكس روي او شب هجران سر آمدي. تعبير رفت يار سفر كرده ميرسد، اي كاش هرچه زودتر از در آمدي.';
title[634] = 'ز دو ديده خون فشانم ز غمت شب جدايي، چه كنم كه هست اينها گل خيرآشنايي. در گلستان چشمم ز چه روهميشه باز است، به اميد آنكه شايد تو به چشم من درآيي.';
title[635] = 'به روي برگ زندگي دو خط زرد مي كشم، و چشم عاشق تو را كه گريه كرد مي كشم. تو رفتي و بدون تو كسي نگفت با خودش، كه من بدون چشم تو چقدر درد مي كشم.';
title[636] = 'گر صبحه صد دانه شماري خوبست، ور جام مي از كف نگذاري خوبست. گفتي چه كنم چه تحفه آرم بر دوست، بي درد ميا هر آنچه آري خوبست.';
title[637] = 'باز من ديوانه ام مستم، باز ميلرزد دلم دستم. لحظه ديدار نزديك است، باز گويي در جهان ديگري هستم.';
title[638] = 'عاشق نتواند كه دمي بي غم زيست، بي يار و ديار اگر بود خود غم نيست. خوش آنكه به يك كرشمه جان كرد نثار، هجران و وصال را ندانست كه چيست.';
title[639] = 'در سلسله عشق تو جان خواهم داد، در عشق تو ترك خانمان خواهم داد. روزي كه ترا ببينم اي عمر عزيز، آن روز يقين بدان كه جان خواهم داد.';
title[640] = 'ز اول ره عشق تو مرا سهل نمود، پنداشت رسد به منزل وصل تو زود. گامي دو سه رفت و راه را دريا ديد، چون پاي درون نهاد موجش بربود.';
title[641] = 'شب خيز كه عاشقان به شب راز كنند، گرد در و بام دوست پرواز كنند. هر جا كه دري بود به شب بربندند، الا در عاشقان كه شب باز كنند.';
title[642] = 'گفتم چشمم گفت به راهش ميدار، گفتم جگرم گفت پر آهش ميدار. گفتم كه دلم گفت چه داري در دل، گفتم غم تو گفت نگاهش ميدار.';
title[643] = 'تا بردي از اين ديار تشريف قدوم، بر دل رقم شوق تو دارم مرقوم. اين غصه مرا كشت كه هنگام وداع، از دولت ديدار تو گشتم محروم.';
title[644] = 'با ياد تو با ديده تر مي آيم، وز باده شوق بي خبر مي آيم. ايام فراق چون به سر آمده است، من نيز به سوي تو به سر مي آيم.';
title[645] = 'يا رب تو مرا به يار دمساز رسان، آوازه دردم به هم آواز رسان. آن كس كه من از فراق او غمگينم، او را به من و مرا به او باز رسان.';
title[646] = 'اي عشق تو مايه جنون دل من، حسن رخ تو ريخته خون دل من. من دانم و دل كه در وصالت چونم، كس را چه خبر ز اندرون دل من.';
title[647] = 'شبهاي دراز اي دريغا بي تو، تو خفته به ناز اي دريغا بي تو. دوري و فراق اي دريغا بي تو، من در تك و تاز اي دريغا بي تو.';
title[648] = 'سوداي سر بي سر و سامان يك سو، بي مهري چرخ و دور گردان يك سو. انديشه خاطر پريشان يك سو، اينها همه يك سو غم جانان يك سو.';
title[649] = 'اي دل چو فراق يار ديدي خون شو، وي ديده موافقت بكن جيحون شو. اي جان تو عزيزتر نه اي از يارم، بي يار نخواهمت ز تن بيرون شو.';
title[650] = 'بهش گفتم منو بيشتر دوست داري يا زندگيتو؟  گفت تو رو. اون ازم سؤال كرد كه تو منو بيشتر دوست داري يا زندگيتو؟  گفتم زندگيمو!  قهر كرد و براي هميشه از پيشم رفت...  ولي نميدونست كه اون تمام زندگيمه.';
title[651] = 'گر روزي مردم، تابوتم را سياه كنيد تا همه بدانند سياه بخت بودم. بر روي سينه ام تكه يخي بگذاريد تا به جاي معشوقم برايم گريه كند. چشمانم را باز بگذاريد تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم. و آخر اينكه دستانم را ببنديد تا همه بدانند خواستم ولي نتوانستم...';
title[652] = 'دوست داشتن درست مثل ايستادن در سيمان خيس ميمونه كه هر چه بيشتر توش بموني سخت تر جدا ميشي، و اگر هم بتوني ازش بيرون بياي حتما رد پات باقي ميمونه .';
title[653] = 'من فرشته اي هستم كه بلند پروازي را بيشتر مي پسندم اما زندگي به بالهايم پرواز كردن نياموخت.  خدوندا! بارالها «از تو مي خواهم نفرت هيچ انساني در فرشته تو خلا صه نشود !» ملكا!«جانم را با نورهاي قدسي ات روشن كن!»  پروردگارا!« ياريم كن تا هميشه روي نگاه كردن به آيينه را داشته باشم!» محبوبا!« روحم را زيباووجدانم را پاك نما!» مهربانا!« يا آنچه مي خواهم را به من بده يا هيچ چيزي را ، يا آن يا هيچ چيز!» .';
title[654] = 'پسربه دخترگفت: دوستم داري؟ اشك ازچشمان دخترجاري شد. مي خواست بره كه پسردستشوگرفت واشكاشوپاك كردوگفت: اگه دوستم نداري اشكال نداره مهم اينه كه من دوستت دارم وطاقت ديدن اشكاتوندارم. دخترسرشوپايين انداخت و گفت: ميدوني چيه؟ من دوستت ندارم. من... من بدجوري عاشقت شدم. پسردستاي دختر رو رها كرد و با قيافه اي غمگين ازدخترجدا شد. دخترفريادزد: مگه دوستم نداري چرا داري ميري؟ پسرجواب داد: چون دوستت دارم مي خوام تنهات بذارم .';
title[655] = 'خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره. به كسي توجه نمي كنه، از كسي خجالت نمي كشه، مي باره و مي باره و... اينقدر مي باره تا آبي شه،‌آفتابي شه. كاش... كاش مي شد مثل آسمون بود... كاش مي شد وقتي دلت گرفت، اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي. بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده؛ ‌انگار نه انگار كه غمي بوده؛ همه چيز فراموشت بشه. كاش مي شد...';
title[656] = 'عشق يعني لايق مريم شدن، عشق يعني با خدا هم دم شدن. عشق يعني جام لبريز از شراب، عشق يعني تشنگي يعني سراب. عشق يعني خواستن و له له زدن، عشق يعني سوختن و پر پر زدن. عشق يعني سال هاي عمر سخت، عشق يعني زهر شيرين ، بخت تلخ. عشق يعني با " خدايا " ساختن، عشق يعني چون هميشه باختن. عشق يعني حسرت شب هاي گرم، عشق يعني ياد يك روياي نرم. عشق يعني يك بيابان خاطره، عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره. عشق يعني گفتني با گوش كر.';
title[657] = 'عشق يعني آخرين حد جنون، عشق يعني همرنگ خون. عشق يعني بيكران درياي صبر،‌ عشق يعني انتهاي هر چه درد!';
title[658] = 'عشق يعني خاطرات بي غبار، دفتري از شعر و از عطر بهار. عشق يعني يك تمنا يك نياز، زمزمه از عاشقي با سوز و ساز. عشق يعني چشم خيس مست او، زير باران دست تو در دست او. عشق يعني ماتهب از يك نگاه، غرق در گلبوسه تا وقت پگاه. عشق يعني عطر خجلت شور عشق، گرمي دست تو در آغوش عشق. عشق يعني "بي تو هرگز" پس بمان، تا سحر از عاشقي با او بخوان. عشق يعني هر چه داري نيم كن، از برايش قلب خود تقديم كن.';
title[659] = 'عشق يعني مستي و ديوانگي، عشق يعني با جهان بيگانگي. عشق يعني شب نخفتن تا سحر، عشق يعني سجده با چشمان تر. عشق يعني در جهان رسوا شدن، عشق يعني اشك حسرت ريختن. عشق يعني لحظه هاي التهاب، عشق يعني لحظه هاي ناب ناب. عشق يعني قطره و دريا شدن، عشق يعني ديده بر در دوختن، عشق يعني در فراقش سوختن.';
title[660] = 'آنگاه كه با دستانت واژه عشق را بر قلبم نوشتي سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد داشتم حال سواد دارم اما ديگر به چشمان خود اعتماد ندارم.';
title[661] = 'گفتگوي ماه و نابينا: نابينا گفت: دوستت دارم. ماه گفت تو كه منو نمي بيني؛ چطوري دوستم داري؟ نابينا گفت اگه مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم، اما الان كه نمي بينمت عاشق خودت هستم.';
title[662] = 'زيبا ترين كلمه: عشق... پر احساس ترين كلمه: محبت... پر معنا ترين كلمه: نگاه... عاليترين كلمه: دوستي... تلخ ترين كلمه: جدايي... دردناك ترين كلمه: خيانت... بد ترين كلمه:تمسخر... و آشنا ترين كلمه:تو';
title[663] = 'عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست.';
title[664] = 'هديه اي كه براي تولد من آورده بود يك تابلو بود كه به خط درشت رويش نوشته بود: "زندگي پوچ و بي معناست" درصورتي كه او هميشه به من مي گفت: "تو تموم زندگي مني"';
title[665] = 'شايد كسي را كه با او خنديده ايد فراموش كنيد .اما كسي را كه با او گريستيد هرگز فراموش نخواهيد كرد.';
title[666] = 'تنها يك سقوط است كه جاذبه زمين مسئول آن نيست: فرو افتادن در عشق';
title[667] = 'دوستي مثل ايستادن روي سيمان خيسه هرچي بيشتر بموني رفتنت سخت تر مي شه و اگر رفتي جاي پاهات براي هميشه مي مونه';
title[668] = 'به غضنفر ميگن حال ساده رو تعريف كن. ميگه: يه بوس كوچولو!';
title[669] = 'زندگي حتي با عشق گم شده نيز شيرين تر از زندگي بي عشق است.';
title[670] = 'از شبنم عشق خاك آدم گل شد، شوري برخاست فتنه اي حاصل شد. سر نشتر عشق بر رگ روح زدند، يك قطرهً خون چكيد و نامش دل شد.';
title[671] = 'مهرباني را وقتي ديدم كه كودكي مي خواست آب شور دريا را با آبنبات كوچكش شيرين كند.';
title[672] = 'بي اراده متولد مي شويم؛ با حسرت زندگي مي كنيم و با اندوه مي ميريم. و آنچه در آن فنا راه ندارد محبت خالصانه است.';
title[673] = 'عشق آتشي است كه نمي داني قلبت را گرم مي كند يا خانه ات را مي سوزاند.';
title[674] = 'عشق يعني كوچك كردن دنيا به اندازه يك نفر و بزرگ كردن يك نفر به اندازه دنيا.';
title[675] = 'عشق آن نيست كه يك دل به صد يار دهي. عشق آن است كه صد دل به يك يار دهي!';
title[676] = 'عشق غالبا يك نوع عذاب است. اما محروم بودن از آن مرگ است. "شكسپير"';
title[677] = 'دستم بوي گل مي داد. مرا به جرم چيدن گل محكوم كردند.اما هيچ كس فكر نكرد كه شايد من يك گل كاشته باشم.';
title[678] = 'استخوان عشق رابايدشكست، تا كه مغز عاشقي آيد به دست.';
title[679] = 'عشق دق الباب نمي كند، مودب نيست، حرف شنو نيست، درس خوانده نيست، درويش نيست، سربزير نيست، مطيع نيست، عشق ديوار را باور نمي كند، كوه را باور نمي كند، گرداب را باور نمي كند، و مرگ را حتي باور ندارد!...';
title[680] = 'عشق از دوستي پرسيد: تفاوت من وتو در چيه؟ دوستي گفت: من ديگران را باسلامي آشنا مي كنم و تو با نگاهي. من آنها را با دروغ جدا مي كنم و تو با مرگ.';
title[681] = 'آخه كي تا حالا 2 تا عاشق به هم رسيدن كه ماها بخايم به معشوق هامون برسيم؟ اگه قرار باشه عاشق و معشوق بهم برسن كه ديگه عشق نميشه. تو كدوم يكي از داستانهايي ليلي مجنون و شيرين و فرهاد و ... عاشق معشوق به هم رسيدن؟؟؟ اگه به هم برسن كه عشق از بين ميره. عادت به جاش مياد. عشق يعني خواستن و نتوانستن. عشق يعني ديدن و رنج كشيدن. عشق يعني هق هق هاي شبانه. ';
title[682] = 'آغوش پاركينگي است كه جريمه ندارد. بوسه تصادفي است كه خسارت ندارد. چيه دنبالم راه افتادي؟';
title[683] = 'عشق آن نيست كه به هم خيره شويم؛ عشق آن است كه هر دو به يك سو بنگريم.';
title[684] = 'وقتي كه توقع دوست داشته شدن ما كمتر و عشق ورزيدن ما بيشتر باشد، راز عشق بشري بر ما آشكار مي گردد. ';
title[685] = 'عشق نمي پرسه اهل كجايي، فقط ميگه تو قلب من زندگي مي كني. عشق نمي پرسه چرا دور هستي، فقط ميگه هميشه با من هستي. عشق نمي پرسه كه دوستم داري، فقط ميگه: دوستت دارم.';
title[686] = 'معشوقي از عاشقش پرسيد من قشنگم؟ عاشق جواب داد: نه. پرسيد: دلش ميخواد با اون باشه؟ باز جواب داد: نه. اگه تركت كنم گريه ميكني؟ نه. معشوق با چشمان پر از اشك مي خواست عاشق رو ترك كنه كه اون دست معشوق رو گرفت و گفت: تو قشنگ نيستي بلكه زيبايي... من نميخوام با تو باشم من نياز دارم با تو باشم... اگه بري گريه نمي كنم... ميميرم.';
title[687] = 'براي هزارمين بار پرسيد: تاحالا شده من دلت رو بشكنم؟ منم براي هزارمين بار به دروغ گوفتم: نه. هيچ وقت... تا مبادا دلش بشكنه.';
title[688] = 'دخترك هميشه ميگفت: من براي نجابت وفا و زيباييت عاشق تو شدم. پسرك براي روز تولدش سه حيوان خانگي به او هديه داد... اسب، سگ و يك پرنده زيبا! تا دخترك خواست دليل اينكار را بپرسد، پسرك رفته بود. براي هميشه... ';
title[689] = 'عاشقي را شرط اول ناله و فرياد نيست، تا كسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست. عاشقي مقدور هر عياش نيست، غم كشيدن صنعت نقاش نيست.';
title[690] = 'روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند، همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند. ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند، گرگ هايي كه لباس پدري مي پوشند. آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند، عشق ها را همه با دور كمر مي سنجند. خوب طبيعيست كه يكروزه به پايان برسد، عشق هايي كه سر پيچ خيابان برسد. ';
title[691] = 'روزي ز لپ يار ربودم بوسي، گفتا كه تو هم بي ادبي هم لوسي. گفتم كه گناهم چيست كردم بوسي، گفتا كه لب و ول كردي و لپ ميبوسي.';
title[692] = 'رابطه دوستي خوب مثل رابطه دست وچشم مي مونه. وقتي دستت زخمي ميشه چشمت گريه مي كنه و وقتي چشمت گريه ميكنه دستت گريه رو پاك ميكنه.';
title[693] = 'عشق است كه خواندن آنها خالي از لطف نيست: عشق، سرطان دوست داشتن است. عشق، عقد دائمي ما با غربت است. عشق، شماره تلفني است كه سالها به دنبال آن مي گرديم. عشق، آمپول ب كمپلكس معرفت است. عشق، اتوباني است كه تا ته ابديت مي رود. عشق، آسانسور حيات بشر است. واي به حال كسي كه توي اين آسانسور گير كند. عشق، قند متافيزيكي است كه در دل آدم آب مي شود. عشق، شب نامزدي ما با جدايي است. عشق، نردباني است كه ما را از خود بالا مي كشد. عشق، همان فعل وانفعالي است كه در برابر گل سرخ به ما دست مي دهد .';
title[694] = 'زندگي عشق است عشق افسانه نيست، آنكه عشق را آفريد ديوانه نيست. عشق آن نيست كه كنارش باشي، عشق آنست كه بيادش باشي.';
title[695] = '@ => دورت بگردم. ? => گوشم با شماست. # => اسيرتم. $ => همه هستي مني. W  => تاج سرمي. V^v^ => بالا بري پايين بياي دوست دارم.';
title[696] = 'بازيچه دست يار بودن عشق است، در پنجه غم شكار بودن عشق است. در محكمه اي كه يار قاضي باشد، محكوم طناب دار بودن عشق است.';
title[697] = 'عشق است ز ما و من رميدن، در سايه دوست آرميدن. خود را ز ميانه بر گرفتن، او را به ميان جان كشيدن. انديشه خويش محو كردن، دفترچه عقل را دريدن. دست از همه غير حق بشستن، پاي از در اين و آن كشيدن. جز قصه عاشقي نخواندن، جز جلوه او به جان نديدن. جز صحبتش آرزو نكردن، جز گفته دوست ناشنيدن. از بام كسي گذر نكردن، دايم به هواي او پريدن. دنبال كسي دگر نگشتن، پيوسته به سوي او دويدن. جان و دل نوربخش دادن، حق را به ازاي آن خريدن.';
title[698] = 'عشق آنقدر مقدس است كه وقتي از در وارد ميشود نفس با همه جاه طلبيش جايش را به آن ميدهد.';
title[699] = 'ميگويند شيشه ها احساس ندارند. اما وقتي روي شيشه بخار گرفته اي نوشتم: دوستت دارم، آرام گريست.';
title[700] = 'هرگز به كسي نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري. هرگز به كسي محبت نكن وقتي قصد شكستن قلبش را داري. هرگز قلبي را قفل نكن وقتي كليدش را نداري.';
title[701] = 'اخم نكنيد هرگز نمي دانيد چه كسي ممكن است با يك تبسم عاشقتان شود.';
title[702] = 'به چشمي اعتماد كن كه به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد، به دلي دل بسپار كه جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير كه باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است.';
title[703] = 'زندگي بهاري است. گاهي ابري از خزان بر آن سايه مي افكند و دست روزگار بي وفايي وفادارترين و مهربانترين ياران را از هم جدا مي كند. محبت ابري است؛ پس ذرهاي محبت را از هم دريق نكنيم.';
title[704] = 'رنگين كمان نصيب كسي است كه تا انتهاي بارن صبر كند. ';
title[705] = 'توي زندگي 3 راهو دنبال كن: 1- دوست داشتن را براي يك تجربه 2- عاشق شدنو براي يك هدف 3- فراموش كردنو براي قبول واقعيت.';
title[706] = 'در انتظار كسي باش كه بي وقفه به ياد توبياورد كه تا چه اندازه برايش مهم هستي و نگران توست و چه قدر خوشبخت است كه تو را در كنارش دارد.';
title[707] = 'به دستات بياموز هر گلي ارزش چيدن نداره. به لبهات بياموز هر رويي ارزش بوسيدن نداره. به چشمات بياموز هر كسي ارزش ديدن نداره. به قلبت بياموز هر اشكي ارزش بودن نداره.';
title[708] = 'اگه يه روز دل كسي رو شكستي يه ميخ بكوب تو ديوار، اگه به دستش آوردي ميخ رو در بيار؛ ولي چه فايده جاش رو ديوار ميمونه.';
title[709] = 'سازنده‌ ترين كلمه گذشت است؛ آن را تمرين كن. پرمعني ‌ترين كلمه ما است؛ آن را به كار ببر. عميق ‌ترين كلمه عشق است؛ به آن ارج بنه. بي رحم ‌ترين كلمه تنفر است؛ از بين ببرش. خودخواهانه‌ ترين كلمه من است؛ از آن حذر كن. سمي ترين كلمه شانس است؛ به اميد آن نباش. لطيف ترين كلمه لبخند است؛ آن را حفظ كن. رساترين كلمه وفاداري است؛ سر عهدت بمان. روشن ترين كلمه اميد است؛ به آن اميدوار باش. دوستانه ترين كلمه رفاقت است؛ از آن سوء استفاده نكن.';
title[710] = 'عاشق كسي باش كه لياقت عشقو داشته باشه؛ نه اينكه تشنه عشق باشه. چون تشنه يه روزي سيراب ميشه!';
title[711] = 'دروغ و خيانت رو هك كن. از انسانيت كپي بگير و سند توآ ل كن. با صداقت و وفا و معرفت چت كن. از زيباترين خاطره زندگي وب بگير. تو پروفايل قلبت يه قلب تير خورده بذار و بگو عاشق عشق هستي و عاشق عشق باشين. در مسنجر قلبت عشق رو اد كن وبه احساسات زيبايي پي ام بده. غم رو ديلت كن و واژه بدي رو رينيم كن. براي غرورت آف بزار و بگو بشينه؛ آخه دنيا دو روزه...';
title[712] = 'واسه شكستن دل يك لحظه وقت ميخواد. اما واسه اينكه از دلش در بياري شايد هيچ وقت فرصت نداشته باشي.';
title[713] = 'يادت باشه دنيا گرده. هر وقت احساس كردي به آخر رسيدي، شايد در نقطه شروع باشي.';
title[714] = 'دل شكستن هنر نميباشد، تا تواني دلي بدست آور.';
title[715] = 'بهترين نوع ارتباط آنست كه در آن عشق شما به ديگران بيشتر از نيازتان به آنها باشد.';
title[716] = 'اگه كسي رو دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب. چون هردوشون مهمون زود گذرند. براش آسمون باش كه هميشه بالاي سرش باشي.';
title[717] = 'آنهايي كه باتو خنديده اند ممكن است تو را فراموش كنند. ولي آنهايي كه باتو گريه كرده اند هرگز تورا از ياد نخواهند برد.';
title[718] = 'دنيا همه هيچ و كار دنيا همه هيچ، اي هيچ براي هيچ بر هيچ مپيچ. داني كه از آدمي چه ماند پس مرگ، عشق است و محبت است و باقي همه هيچ.';
title[719] = 'دوستت را چنان دوست بدار كه شايد روزي دشمنت شود و دشمنت را چنان دشمن بدار كه روزي دوست تو شود!';
title[720] = 'نه به بهار دل ببنديد و نه از زمستان بگريزيد چرا كه هر دو زود گذرند!';
title[721] = '1- هرگز متنفر نشو حتي از اون كسي كه دوستش داشتي ولي حالا نداري 2- بسيار بخند حتي براي كسي كه در بغلش گريه كردي 3- هميشه لبخند بزن حتي به كسي كه ازش متنفري 4- نگران نباش حتي اگر ديدي دست رفيقت تو دست ديگريه 5- از ديگران كم انتظار داشته باش 6- ساده زندگي كن 7- دوست خوبي داشته باش چون تنها دوسته كه برات مي مونه.';
title[722] = 'اينو بدون كه اگه كسي وارد زندگيت شد و گذاشت و رفت علاوه بر اينكه يه خاطره به جا مي ذاره مي تونه يه تجربه هم به جا بذاره پس سعي كن خاطره هاي خوب و تجربه هاي مفيد رو به خاطر بسپاري... دوست داشته باش تا دوستت داشته باشند.';
title[723] = 'يادمان باشد عشق متعلق به لحظه هاست و نفرين براي همه ي عمر!';
title[724] = 'كسي را براي دوستي انتخاب كن كه قلب بزرگ داشته باشه تا مجبور نشي براي اينكه در قلبش جا بگيري خودت را كوچك كني...';
title[725] = 'براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش.';
title[726] = 'به محض اينكه فكركني كسي هستي ، عشق از جاري شدن مي ايستد. عشق فقط از درون كسي جاري مي شود كه "كسي" نباشد.عشق در نيستي خانه دارد. ما اطمينان داريم كه هميشه فردايي هست تا خطايي را جبران كنيم.هميشه روز ديگري خواهد بود تا عشقمان را نسبت به ديگران ابراز كنيم.اما اگر امروز تنها روزي باشد كه برايمان باقي مانده است؟';
title[727] = 'عاشق كسي باش كه لايق عشقت باشد نه تشنه عشقت. چون تشنه يه روز سيراب مي شه.';
title[728] = 'عاشق هر كه هستيد، با وفاداري به او عشق بورزيد.';
title[729] = 'ايستاده مردن بهتر از زانو زده زيستن است .';
title[730] = 'اگر كسي تو را آنطور كه ميخواهي دوست ندارد، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.';
title[731] = 'دوست داشتن كسي كه سزاوار دوستي نيست، اسراف در محبت است. اگر ميخواهي هميشه آرام باشي، دلگيريهايت را روي ماسه و شاديهاي خود را بر روي سنگ مرمر بنويس. اگر كسي را دوست داري كه تو را دوست ندارد، سعي نكن از او متنفر شوي، بلكه سعي كن او را فراموش كني ';
title[732] = 'اگه يك روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه اي كه اون كنارت نباشه و به خاطر بيار اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودت دروغ ميگي و هنوز دوستش داري ';
title[733] = 'به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند. اگر نگاه انداختند عاشق نشوند. اگر عاشق شدند وابسته نشوند. اگر وابسته شدند مجنون نشوند، و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند. اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد، با صداقت عشق را ابراز كنيد، تنها عاشق يك دل باشيد، تنها به يك نفر دل ببنديد، و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد. به عشق خود وفادارباشيد، تا پايان راه با عشق باشيد و از ته دل عشق را دوست داشته باشيد. از تمام وجود عاشق شويد.';
title[734] = 'اگر كليد قلبي را نداري، قفلش نكن. اگر خداحافظي در راه است، سلام نكن. اگر دستي را گرفتي، رهايش نكن. دفتري كه بسته شد، ديگه بازش نكن. قلبي كه شكسته شد، ديگه نازش نكن.';
title[735] = 'وقتي يكي دل به تو داد، روي صخره قلبت حك كن. ولي وقتي دلتو شكست روي شن هاي قلبت بنويس تا با يك باد از يادت بره. ';
title[736] = 'هيچ وقت دل به كسي نبند چون اين دنيا اونقدر كوچيكه كه توش دوتا دل كنار هم جا نميشه. ولي اگه دل بستيد هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اوقدر بزرگه كه پيداش نمي كني.';
title[737] = 'عشقت را رها كن. اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده. "ويليام شكسپير"';
title[738] = 'سركلاس دو خط سياه موازي روي تخته كشيد. خط اولي به دومي گفت: ما مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم. دومي قلبش تپيد و لرزان گفت: بهترين زندگي! در همان زمان معلم بلند فرياد زد: " دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند" و بچه ها هم تكرار كردند: ... دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند، مگر آنكه يكي از آن دو براي رسيدن به ديگري خود را بشكند!';
title[739] = 'عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد.';
title[740] = 'از كسي كه دوستش داري ساده دست نكش. شايد ديگه هيچ كس رو مثل اون دوست نداشته باشي و از كسي هم كه دوستت داره بي تفاوت عبور نكن. چون شايد هيچ وقت ،هيچ كس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد.';
title[741] = 'شنيدم كه شمشير يكي را دوتا مي كند. بنازم به شمشيرعشق كه دوتا رايكي مي كند .';
title[742] = 'آنگاه كه ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس ميكني، به خاطر بياور كه زيبايي شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است.';
title[743] = 'اگر لذت ترك لذت بداني، دگر شهوت نفس لذت نخواني.';
title[744] = 'از سوز محبت چه خبر اهل هوس را، اين آتش عشق است نسوزد همه كس را.';
title[745] = 'سعي كن عاشق كسي بشي كه دلش اونقدر بزرگ باشه كه نخواي براي جا شدن  تو دلش خودتو كوچيك كني .';
title[746] = 'هرگز لبخند را ترك نكن حتي وقتي ناراحتي. چون هر كسي امكان دارد عاشق لبخند تو باشد.';
title[747] = 'دوست واقعي كسي است كه دست هاي تو را بگيرد، ولي قلب تو را لمس كند.';
title[748] = 'هميشه براي گلي گلدون باش كه اگه گلش تا آسمون رفت، يادش نره ريشه هاش كجاست.';
title[749] = 'دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است. (دكتر علي شريعتي)';
title[750] = 'نذار يه ديوونه بوست كنه. بذار يه بوس ديوونت كنه.';
title[751] = 'اگه يه خر بوست كنه بهتره تا اينكه يه بوس خرت كنه.';
title[752] = 'وقتي به آسمون نگاه مي كني، دوست داري كدوم ستاره مال تو باشه؟ به اوني كه كم نور تره قانع باش چون اوني كه پر نور تره رو همه نگاه ميكنن.';
title[753] = 'از كسي كه دوستش داري ساده دست نكش. شايد ديگه هيچ كس رو مثل اون دوست نداشته باشي و از كسي هم كه دوستت داره بي تفاوت عبور نكن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ كس تو رو مثل اون دوست نداشته';
title[754] = 'هميشه براي كسي بخند كه ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه كسي گريه كن كه ميدوني وقتي غصه داري و اشك ميريزي برات اشك ميريزه... براي كسي غمگين باش كه در غمت شريكه... عاشقه كسي باش كه دوستت بداره!';
title[755] = 'اگه جرات عاشق شدن رو نداري، لااقل لياقت معشوق بودن رو داشته باش!';
title[756] = 'هر كس فقط مي تونه يك نقش داشته باشه. اگر عاشق شدي، نخواه كه نقش معشوق هم به تو داده بشه!';
title[757] = 'بوسه خوبه نه براي هوس، پرنده خوبه نه براي قفس، دوست داشتن خوبه نه براي لمس. اي كاش ميشد دوست داشتن را تحديد كرد، لبخند را تجديد كرد و بين همه لحظات لحظه ديدار را نزديك كرد.';
title[758] = 'دل آدما به اندازه حرفاشون بزرگ نيست ولي حرفي كه از ته دل باشه مي تونه آدم بزرگي بسازه.';
title[759] = 'عجيبه كه تا مريض نشي كسي برات گل نمي ياره، تا گريه نكني كسي نوازشت نمي كنه، تا فرياد نكشي كسي به طرفت بر نمي گرده، تا قصد رفتن نكني كسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري كسي تورو نمي بخشه!';
title[760] = 'فراموش كن آنچه را كه نمي تواني به دست بياوري و بدست آور آنچه را كه نميتواني فراموش كني.';
title[761] = 'گاهي اونقدر قرق آرزو ميشي كه فراموش ميكني آرزوي كسي هستي.';
title[762] = 'مهم نيست كف پات رو شسته باشي يا نه! حتي مهم نيست كه كف پات نرمه يا زبر! مهم اينه كه وقتي پات رو تو زندگيه كسي ميزاري و از زندگيش عبور مي كني، وقتي كه مهلتت تموم شد و فقط رد پات موند، انقدر اون رد پا خواستني باشه كه به كسي اجازه نده پاهاش رو روي رد پات بذاره';
title[763] = 'دل آدما مثل يه جزيره دور افتاده ميمونه. اين كه كي واسه اولين بار پا به جزيره بذاره مهم نيست، مهم اون كسيه كه هيچ وقت جزيره رو ترك نميكنه.';
title[764] = 'غمناك نبايد بود از طعن حسود اي دل، شايد كه چو وا بيني خير تو در اين باشد. جام مي و خون دل، هر يك به كسي دادند. كاين شاهد بازاري، وان پرده نشين باشد.';
title[765] = 'دست دادن معني رفاقت نيست، بوسيدن قول ماندن نيست و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست.';
title[766] = 'به همه لبخند بزن اما با 1 نفر بخند. همه را دوست داشته باش اما به1 نفر عشق بورز. توقلب همه باش اما قلبت مال 1نفر باشه.';
title[767] = '7 نگاه= يك لبخند. 7 لبخند= يك ملاقات. 7 ملاقات= يك پيشنهاد. 7 پيشنهاد= يك بوسه. 7 بوسه= يك ازدواج. يك ازدواج= 77777 مشكل. پس مراقب نگاهت باش.';
title[768] = 'سلام سلامتي مياره؛ شادي نشاط مياره؛ نشاط زندگي مياره؛ زندگي عشق مياره؛ عشق زن مياره؛ زن بچه مياره؛ بچه دردسر مياره؛ دردسر بدبختي مياره. پس: سلام سرآغاز زيباييست.';
title[769] = 'توي پشت صحنه دنياي ما، خوبي و بدي ميمونه يادگار. زندگي براي ما يه خاطرست، از تمام قصه هاي روزگار.';
title[770] = 'توي زندگييت دنبال كسي نباش كه بتوني باهاش زندگي كني؛ دنبال كسي باش كه بدون اون نتوني زندگي كني.';
title[771] = 'تاكيد مداوم بر برخي جملات شريعتي: "اگر عشق دوام يابد، به ابتذال ميكشد."';
title[772] = 'وقتي از كسي كينه‌اي به دل مي‌گيري در واقع دشمن را به قلب خود راه داده و براي او جايي تعيين كرده‌اي. سعي كن خانه دلت را تنها از دوستان پركني و هرگز گوشه‌اي از آن را در اختيار دشمنان نگذاري.';
title[773] = 'خوشبختي به كساني روي مي آورد كه براي خوشبخت كردن ديگران مي كوشند.';
title[774] = 'لذت داشتن يه دوست خوب توي يه دنياي بد مثل خوردن يه فنجون قهوه گرم زير برفه. درسته كه هوا رو گرم نميكنه ولي آدمو دلگرم ميكنه.';
title[775] = 'زندگي همچون گل سرخ است. عطر و گلبرگ و خارش را بايد با هم بخواهي. همانقدر كه عطر و گلبرگش دلنواز است، خارش دردناك است.';
title[776] = 'بدون كه اشك از لبخند با ارزشتره. چون لبخند رو به هر كسي ميتوني هديه كني ولي اشك رو به كسي كه خيلي دوستش داري و نميخواي از دستش بدي هديه ميكني!';
title[777] = 'هرگز از كسي كه هميشه با من موافق بود چيزي ياد نگرفتم!';
title[778] = 'اگر در زندگي به ناگه يكي از سيمهاي سازت پاره شد، آهنگ زندگي رو آنچنان ادامه بده كه هيچ كس نداند بر تو چه گذشت...';
title[779] = 'وقتي گريه ميكني، اونكه دوست داره، آرومت ميكنه. ولي اونكه عاشقته، باهات گريه ميكنه.';
title[780] = 'در دوري لذتي هست كه در با هم بودن نيست. چون در با هم بودن ترس از فراق است و در دوري شوق وصال.';
title[781] = 'هيچ وقت به خودت مغرور نشو. برگها هميشه وقتي مي ريزند كه فكر مي كنند طلا شدند.';
title[782] = 'غروب شد. خورشيد رفت. آفتابگردان به دنبال خورشيد مي گشت. ناگهان ستاره چشمك زد. آفتابگردان سرش را پايين انداخت. گلها هرگز به معشوقشان خيانت نمي كنند...';
title[783] = 'هميشه با به دست آوردن آن كسي كه دوستش داريم نمي توانيم صاحبش شويم. گاهي لازم است از او بگذريم تا بتوانيم صاحبش شويم.';
title[784] = 'مهم نيست كه قطره باشي يا اقيانوس. مهم اين است كه آسمان در تو منعكس شود.';
title[785] = 'لازمه خوشبختي جذب چيزهاي تازه نيست. بلكه حذف كردن افكار كهنه است. افكاري كه به هيچ دردي نمي خورند.';
title[786] = 'به همه لبخند بزن اما با يك نفر بخند. همه را دوست داشته باش اما به يك نفر عشق بورز. در قلب همه باش اما قلبت مال يك نفر باشد.';
title[787] = 'عاشقِ عاشقي باش. دوست داشتن را دوست بدار. از تنفر متنفر باش. به مهرباني مهر بورز. با آشتي آشتي كن. از جدايي جدا باش.';
title[788] = 'كوچكترين انسانها كساني هستند كه براي به دست آوردن ديگران، خودرا هم عقيده و هم فكر با او نشان مي دهند.';
title[789] = 'به ستاره ها نگاه كن. به چشمك زدنشون بخند اما دل نبند. چون چشمك زدنشون از روي عشق نيست، از روي عادته.';
title[790] = 'هميشه دليل شادي كسي باش نه قسمتي از شادي او و هميشه قسمتي از غم كسي باش نه دليل غم او.';
title[791] = 'رفاقت ايستادن زير باران و با هم خيس شدن نيست. رفاقت آن است كه يكي براي ديگري چتر شود و ديگري نفهمد چرا خيس نشد.';
title[792] = 'سعي كن به خاطر كسي كه دوستش داري غرورتو از دست بدي ولي مواظب باش به خاطر غرورت كسي رو كه دوست داري از دست ندي.';
title[793] = 'آن زمان كه بايد دوست بداريم، كوتاهي ميكنيم؛ آن زمان كه دوستمان دارند، لجبازي ميكنيم؛ و بعد براي آنچه از دست رفته آه ميكشيم.';
title[794] = 'تا هستي تو دل كسي نيستي، وقتي نيستي تو دل همه هستي.';
title[795] = 'اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد ميشي برميگرده نگات ميكنه، بدون براش مهمي. اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي برميگرده با عجله مياد به سمتت، بدون براش عزيزي. اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري ميخندي برميگرده نگات ميكنه، بدون براش قشنگي. اگه يكي رو ديدي كه وقتي گريه ميكني باهات اشك ميريزه، بدون دوستت داره. اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف ميزني تركت ميكنه، بدون عاشقته.';
title[796] = 'هوس بازان كسي را كه زيبا ميبينند دوست دارند؛ اما عاشقان كسي را كه دوست دارند زيبا مي بينند.';
title[797] = 'هرگز عشق را گدايي نكن. چون هيچ گاه چيز با ارزشي به گدا داده نميشود.';
title[798] = 'مهم نيست كه در زندگي چه داري، بلكه مهم اينست كه چه كسي را داري.';
title[799] = 'دوستي را كه چشم انتخاب كند، چه بسا محبوب دل نشود. ولي آنرا كه دل انتخاب كند، بي گمان نور چشم خواهد شد.';
title[800] = 'اگر بگريم گويند كه عاشق است. اگر بخندم گويند كه ديوانه است. پس ميگريم و ميخندم! كه بگويند يك عاشق ديوانه است! ';
title[801] = 'عزيزم 1000 مرتبه 900 نامه عاشقانه را به 800 جاي مختلف به 700 زبان پيش 600 نفر مطرح كردم 500 نفرآنها400 با ر300 زبان را در 200 برگ ترجمه كردند .100 باربراي تو در 90 روز روزي80 دقيقه خواندم 70 بار 60 جمله را در 50 روز روزي 40 مرتبه براي خودت تكرار كردي 30 بار را آموختي 20 روز 10تاي آ نرا حفظ كرذي از تو 9 سوا ل كردم 8 بار 7 سوال را در فاصله 5 روز دادي 4 مرتبه در مدت 3 روز تو را دعوت كردم 2 ساعت خواهش كردم تا 1 بار گفتي دوستت دارم.';
title[802] = 'قانون 14 نيوتون ميگه:زمين هيچ جاذبه‌اي ندارد سيبها تنها به‌ خاطره تو به زمين مي‌افتند تنها جاذبه‌ي زمين تو هستي .';
title[803] = 'اگر ميخواي براي1 روز خوش باشي، با يكي قرار بزار. اگر ميخواي براي1 هفته خوش باشي، با يكي دوست شو. اگر ميخواي براي1 سال خوش باشي، ازدواج كن. اگر ميخواي براي1 عمر خوش باشي، با كسي مثل من آشنا شو.';
title[804] = 'اگه به من 60 ثانيه وقت بدي بگي بگو، ميگم تو 10 ثانيه اول به يادم باش و50 ثانيه رو ميدم به تو تو برام حرف بزني. چون مقدسي ... .';
title[805] = 'اگر قرار باشد من هم مثل ژول ورن دور دنيا را درهشتاد روز بچرخم، ترجيح ميدهم دور تو بچرخم، چون تودنياي مني.';
title[806] = 'آخر يه روز پرينت قلبم رو مي گيرم تا باورت بشه كه با هر نفسم صد بار مي گم: دوستت دارم.';
title[807] = 'دوستت دارم كمتر از خدا و بيشتر از خودم چون به خدا ايمان دارم و به تو احتياج!! دستانم تشنه دستان توست. شانه هايت تكيه گاه خستگي هايم. با تو مي مانم بي آنكه دغدغه هاي فردا داشته باشم. زيرا مي دانم فردا بيش از امروز دوستت خواهم داشت.';
title[808] = 'شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد. بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت مي كارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم.';
title[809] = 'بابا 10مت گرم، 9كرتيم، 8تابلكوتيم، 7تير باباتيم، 6شه ماشينتيم، 5جره خونتيم، 4كرتيم، 3لولاي وجودتيم، 2رشكتيم ،1كم مارو درياب.';
title[810] = 'اين سيب؛ بهترين سيب؛ شكل سيب؛ سر سيب؛ كار سيب؛ گذاشتن سيب؛ يه سيب؛ بچه سيب؛ دوست داشتنيه سيب...! (حالا سيب رو حذف كن دوباره بخون)';
title[811] = 'گل قشنگم اگر صد سال پس از مرگم گورم را بشكافي وقلبم وجود داشته باشد خواهي ديد روي ان نوشته شده فقط تورا دوست دارم.';
title[812] = 'مي دونستي اگه خداوند كيف پول داشت حتما عكس تو رو داخل اون قرار مي داد ؟ مي دونستي اين خداست كه هر بهار واست گلهاي زيبا به نشوني دلت پست مي كنه ؟ مي دونستي اين خداست كه هر سپيده دم خورشيد رو مهمون خونه ت مي كنه ؟ مي دونستي كه خدا هميشه دستشو زده زير چونه ش و داره به حرفات گوش ميده ؟ مي دونستي اين قلب مهربوني كه داري انتخاب خدا بوده ؟ اگه نمي دونستي خوب حالا كه دونستي پس معطل نكن و با قلب بي همتات ازش تشكر كن.';
title[813] = 'لاتي رنگ فقط شكلاتي، عرق سگي با آبجو قاطي، شش ماه حبس بدون ملاقاتي، خيال نكن خيلي لاتيم، ما فقط خاطر خواتيم.';
title[814] = 'اگر دنياي ما سنگ است، بدان سنگيني  سنگ هم قشنگ است. اگر دنياي ما دنياي درد است، بدان عاشق شدن از بهر رنج است. اگر عاشق شدن پس يك گناه است، دل عاشق شكستن صد گناه است. شكستم بي صدا يك بار ديگر، خطا كردم من يك بار ديگر. دو چشم تو مرا از راه به در كرد، شكستم توبه را يك بار ديگر.';
title[815] = 'وقتي كه بارون مياد دستتو بگير زيرش، هر چند تا قطره كه گرفتي تو منو دوست داري؛ هر چند تا كه نتونستي بگيري من تو رو دوست دارم.';
title[816] = 'الهي ميدون بشي من وانت بشم دورت بگردم.';
title[817] = 'كي چه گلي دوست داره: نجار: گل ميخك، دندان پزشك: گل مينا، دزد: گل شب بو، چشم پزشك: گل مژه، قصاب: گل گاو زبون، روزنامه فروش: گل كاغذي، پارچه فروش: گل اطلسي و من گلي رو كه بوي تو رو بده.';
title[818] = 'شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميكارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم';
title[819] = 'تو شايد براي دنيا فقط يك آدم باشي. ولي براي آدمي مثل من يك دنيا هستي.';
title[820] = '1000 تا قابلمه، با هر چي لب تو عالمه، ميبوسمت قبل همه. به شرطي كه بهم ‏بگي، دوست دارم يه عالمه. نميگم عاشقم چون عاشقا به هم نمي رسن. نمي گم دوستت دارم شايد بگي همه اين و مي گن. نمي گم مي خوامت مي ترسم بگي نه. ولي اينو مي خوام بگم كه ... بي تو مي ميرم!';
title[821] = 'شراب را دوست دارم، چون رنگ خون است. خون را دوست دارم، چون در رگ جريان دارد. رگ را دوست دارم، چون به قلب راه دارد. قلب را دوست دارم، چون جايگاه توست.';
title[822] = 'چشمانت را براي زندگي مي خواهم؛ اسمت را براي دلخوشي مي خوانم؛ دلت را براي عاشقي مي خواهم؛ صدايت را براي شادابي مي شنوم؛ دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم؛ عطرت را براي مستي مي بويم؛ خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش.';
title[823] = 'يه سنگ كافيست براي شكستن يه شيشه. يه جمله كافيست براي شكستن يه قلب. يه ثانيه كافيست براي عاشق شدن. يه دوست مثل تو كافيست براي تمام زندگي.';
title[824] = 'در دفتر يادبود دوستان بر روي درختان كهنسال بر روي شنهاي ساحلي نوشتم دوستت دارم ، اما دفتر ياد بود دستان پاره شد، باد درختان كهنسال را شكست ، امواج شنهاي ساحل را شست و برد اما ! هيچ چيز نتوانست ياد تو را از صحنه ي قلبم پاك كند .... ';
title[825] = 'انواع قهوه: شيرين مثل لبات. رقيق مثل قلبت. تلخ مثل دوريت...';
title[826] = 'اشكي كه بي صداست، پشتي كه بي پناست، دستي كه بسته است، پايي كه خسته است، دلي كه عاشق است، حرفي كه صادق است، شعري كه بي بهاست، شرمي كه آشناست، دارايي من است، ارزاني شماست.';
title[827] = 'همه ميگن آدم براي رسيدن به عشقش بايد از تموم دنيا بگذره. آخه تو تموم دنياي مني. چطور ازت بگذرم؟';
title[828] = 'ميگم مر30 بهش بر30 با كمپر30 نگي به ك30 منو ميبو30 اگر نبو30 خيلي لو30';
title[829] = 'هرگز نديدم بر لبي لبخند زيباي تو را، هرگز نميگيرد كسي در قلب من جاي تو را.';
title[830] = 'علم ثابت كرده شكر در آب حل ميشه. پس زير بارون نرو چون شيرين ترين دوستمو از دست ميدم.';
title[831] = 'اگر دبير رياضي بودم،ثابت ميكردم كه چگونه شعاع نگات از مركز قلبم ميگذره. اگر دبير شيمي بودم، از اشك چشمات محلول محبت ميساختم. اگر دبير ديني بودم، ثابت ميكردم كه بعد از خدا بايد تو رو پرستيد. اگر دبير جغرافي بودم، ثابت ميكردم خوش آب و هوا ترين منطقه آغوش گرم توست و اگر دبير زبان بودم، با زبان بي زباني ميگفتم: دوستت دارم.';
title[832] = '4 چيز رو 4 جا دوست دارم: 1- تو آسمون خدا رو 2- تو زمين خودمو 3- تو خودم بلبمو 4- تو قلبم تو رو';
title[833] = 'نخواهم گل كه گل بي اعتبار است، تمام عطر آن فصل بهار است. تو را خواهم من از گلهاي عالم، كه عطر تو هميشه ماندگار است.';
title[834] = 'آنچه زيباست عزيز نيست. آنچه عزيز است زيباست. و تو... عزيزتريني!';
title[835] = 'ميگن خنديدن به مرگ ربطي نداره. اما تو بخند تا من برات بميرم.';
title[836] = 'سفر كردن به شهر ديدگانت، به جان شمعداني كار من نيست. فقط لطفي كن و دل را بيانداز، به رسم يادگاري زير پايت. شبي پرسيدم از خود هستيم چيست، بجز اشك و نياز و ياد و تقدير. و حالا با صداقت مينويسم، همينهايي كه من دارم فدايت.';
title[837] = 'فكر بلبل همه آنست كه گل شد يارش، گل در انديشه كه چون عشوه كند در كارش. دل ربايي همه آن نيست كه عاشق بكشن، عاشق آن است كه غم باشد خدمتكارش.اي كه از كوچه معشوقه ما ميگذري، بر حذر باش كه سر ميشكند ديوارش.';
title[838] = 'بر لوح دلم نام تو حك خواهم كرد، در قصه ي عشق تو را كمك خواهم كرد. گر بي نمكم به من بگو دلبركم، در عمر كمم فكر نمك خواهم كرد.';
title[839] = 'هر وقت تونستي پرواز ماهي رو ببيني! هر وقت تونستي اشك سنگ رو ببيني! هر وقت تونستي به آتش بوسه بزني! بدون كه فراموشت كردم! ';
title[840] = 'دوست دارم تو سيب باشي و من چاقو  تا پوستتو بكنم. مي دوني چرا؟ چون چاقو بخواد پوست سيب رو بكنه بايد همش دورش بگرده.';
title[841] = 'از برگ گل نازك تري، از هرچه گويم بهتري. خوبان فراوان ديده ام، اما تو چيز ديگري.';
title[842] = 'تويي اون ماه و ستاره، كه تو كهكشون مي تابه. تويي اون بارون رحمت، كه از آسمون مي باره.';
title[843] = 'امروز روز بلاياي طبيعيه. بلا روزت مبارك!';
title[844] = 'در هلند نمايشگاه گل برپا شد. اما ازش استقبال نشد. چون قشنگترين گل دنيا هنوز در ايرانه و داره اين پيام رو ميخونه!';
title[845] = 'اگه پروانه اي روي شونت نشست نپرونش. چون من آدرس قشنگترين گل دنيا رو بهش دادم.';
title[846] = 'هرجا بري ما باهاتيم، مثل علف زير پاتيم، مثل عسل رو لباتيم، مثل اشك تو چشاتيم، مثل غنچه رو لپاتيم، بذار بگم خاك پاتيم، آخه بدجور خاطرخاتيم.';
title[847] = 'بيب بيب... برو كنار خيس نشي... اين پيام آب داره... چون يك ماچ گنده همراهش داره. م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م ماچ.';
title[848] = 'شراب را دوست دارم چون رنگ خون است. خون را دوست دارم چون در رگ جريان دارد. رگ را دوست دارم چون به قلب راه دارد. قلب را دوست دارم چون جايگاه توست... ';
title[849] = 'يه جون نا قابلي هست، بذار فداي تو بشه. بيفته زير قدمات، كه خاك پاي تو بشه.';
title[850] = 'هزار بار گر افتد به خاك پاي تو دستم، هنوز از تو از هديه كمم خجل هستم.';
title[851] = 'دستانم تشنه ي دستان توست. شانه هايت تكيه گاه خستگي هايم. با تو مي مانم بي آنكه دغدغه هاي فردا داشته باشم. زيرا مي دانم فردا بيش از امروز دوستت خواهم داشت!';
title[852] = 'من بخال لبت اي دوست گرفتار شدم، چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم.';
title[853] = 'اگه ديدي تو يه اتاق تنگ و تاريكي كه از ديوارش خون ميچكه، اصلا نترس... تو توي قلب مني!';
title[854] = 'اگه اين پيغام رو خوندي: يعني دوستم داري. اگه پاكش كني: يعني عاشقمي. اگه جواب بدي: يعني ديوونمي. اگه جواب ندي: يعني منو ميخواي. حالا چي كارش ميكني ؟!';
title[855] = 'تولدت مبارك. ها؟!؟ ببخشيد پيوندتان ... نه، يعني برد غرور آفرين تيم ... نه، چيزه...! اصلا ولش كن. دوستت دارم.';
title[856] = 'بر لوح دلم نام تو حك خواهم كرد، در قصه ي عشق تو را كمك خواهم كرد. گر بي نمكم به من بگو دلبركم، در عمر كمم فكر نمك خواهم كرد.';
title[857] = 'سرسبز ترين بهار تقديم تو باد، آواز خوش هزار تقديم تو باد. گويند كه لحظه اي ايست روييدن عشق، آن لحظه هزار بار تقديم تو باد.';
title[858] = 'اگه براي تمام دنيا يه نفر باشي، براي من تموم دنياي.';
title[859] = 'مي خواهم گلي را برايت بفرستم اما مي ترسم از اينكه پژمرده شود. پس "س" را از "گل سرخ" و "ل" را از گل " لاله" ، "ا" را از گل "اطلسي" و "م" را از گل " مريم" بر ميدارم و سلام را تقديمت مي كنم.';
title[860] = 'اگه يه خرس دنبالت كرد نترس. چون فهميده توچه عسلي هستي!';
title[861] = 'روز به خورشيد مى نازد، شب به ماه، ما به داشتن دوستي مثل شما!';
title[862] = 'پنج راه براي عزيزتر شدن:      ...     تو كه عزيزتريني دنبال چي ميگردي؟';
title[863] = '1تاي مني، 2نياي مني، 3تاره شبهاي مني، 4ره دردمني، 5جه آفتاب مني، 6يه عمرمني.';
title[864] = 'من آهنگ غريب روزگارم، غمي در انتهاي سينه دارم. تمام هستي ام يك قلب پاك است، كه آن را زير پايت ميگذارم.';
title[865] = 'عادت و عشق و عاطفه، هر چه لغت تو عالمه. براي حس من و تو، يه اسم گنگ و مبهمه.';
title[866] = 'من اگر روح پريشان دارم، من اگر غصه هزاران دارم. به تن و زندگي ام زخم فراوان دارم، به تو و دوستي تو ايمان دارم.';
title[867] = 'وقتي قرار شد من بي قرار تو باشم و تو تنها قرار زندگي من باشي، از هرچه قرار غير تو باشد خواهم گذشت.';
title[868] = 'ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم. وقتي فالنامه رو باز كردم چشمم به شعري افتاد كه هيچ ربطي به دل من نداشت. تازه فهميدم كه دلم مال خودم نيست.';
title[869] = 'آرزويم اين است، نتراود اشك ز چشمان تو هرگز مگر از شوق زياد. نرود لبخند ز عمق نگاهت هرگز، و به اندازه هر روز تو عاشق باشي. عاشق آنكه تو را ميخواهد، و به لبخند تو از خويش رها ميگردد. و تو را دوست بدارد به همان اندازه، كه دلت ميخواهد.';
title[870] = 'ناپلئون ميگه: حرفي رو بزن كه بتوني بنويسيش. چيزي بنويس كه بتوني امضاش كني. و چيزي رو امضا كن كه بتوني پاش وايسي. پس... خيلي دوست دارم. امضاء';
title[871] = 'ديشب فرشته اي به خوابم اومد. دستاشو به طرفم آورد. گفت گل يا پوچ؟ گفتم گل. دستاشو باز كرد و تو رو به من نشون داد.';
title[872] = 'تو را سپيد و هر چه جز تو را سياه مي كشم - به چشم تو كه مي رسم سه بار آه مي كشم _ گلي؟ ستاره اي؟ پرنده اي؟ فرشته اي - تو كاملي؛ تو را شبيه قرص ماه مي كشم.';
title[873] = 'دوستت دارم چه توي خواب چه توي مرگ و بيداري، فداي يه تار موهات كه تو منو دوس نداري.';
title[874] = 'اگه شكلات بودي شيرين ترين بودي، اگه عروسك بودي قشنگترين بودي، اگه ستاره بودي روشن ترين بودي و تا زماني كه دوست مني، عزيز تريني.';
title[875] = 'سر فداي دوست كردن نزد ما دشوار نيست، گر چه اين ناقابليها قابل گفتار نيست.';
title[876] = 'اگر يادت كنم ديوانه ميشم، فراموشت كنم بيگانه ميشم. اگر تركت كنم ميميرم از غم، فراموشت كنم ميپاشم از هم.';
title[877] = 'اگر قلبم از چوب بود، آنرا به آتشكده چشمانت مي سپردم تا با شمع نگاهت بسوزد و به خاكستر تبديل شود.';
title[878] = 'ميگن يه ماه تو آسمونه، يه فرشته رو زمينه... خسته نميشي دو شيفته كار ميكني؟';
title[879] = 'تقديم به آنكه دارمش دوست، تقديم به آنكه قلبم از اوست. اگر مهتاب از تن بركند پوست، جدا هرگز نگردد يادم از دوست.';
title[880] = 'اگه من و تو دوتا برگ باشيم، هنگام خزان من زودتر از تو ميشكنم تا زماني كه مي‌افتي در آغوشم بگيرمت.';
title[881] = 'به حساب بانكي شما مليونها بوسه عشق واريز كردم. شما مي توانيد بطور شبانه روزي از طريق مهر كارت برداشت نمائيد.';
title[882] = 'وقتي داري فكر مي كني كه من دارم فكر مي كنم كه تو داري فكر مي كني كه من به چي فكر مي كنم دلم مي خواد كه فكر كني كه من به تو فكر مي كنم.';
title[883] = 'يك روز من و تو با هم وارد بهشت ميشيم. تو به خاطر اون قلب پاكي كه داري و من به خاطر اينكه توي اون قلب جا دارم!';
title[884] = 'اي دوست مهربان هرشب دعايت ميكنم، گر ندارم ثروتي جانم فدايت ميكنم.';
title[885] = 'شكوفه هاي صورتي، هديه مهربونيات. دار و ندارم يه دله، اونم فداي خنده هات.';
title[886] = 'اگه ديروز اگه فردا، اگه با هم اگه تنها. با توام خود خود تو، اگه حتي توي رويا. نه مي افتم به پاي تو، نه مي ميري براي من. هميشه رد پات پيداست، كنار رد پاي من. كاش دوباره بودن من، رنگ بودن تو باشه. كه در بسته قلبم، باز با دستاي تو وا شه.';
title[887] = 'نه دل دارم كه بشكني، نه جون دارم فدات كنم. نه پاي موندن مني، نه ميتونم رهات كنم.';
title[888] = 'دنيام تاريكه مثل شب؛ تنهام مثل ماه؛ كوچيكم مثل ستاره؛ اما دوست دارم به اندازه آسموني كه اندازه نداره.';
title[889] = 'اَ 10+10+10 رتم. نتونستي بخونيش؟ با هم جمع بزن بعد بخون.';
title[890] = 'بوسه بر عكست زنم ترسم كه قابش بشكند، قاب عكس توست اما شيشه عمر من است. بوسه بر مويت زنم ترسم كه تارش بشكند، تار موي توست اما رشته عمر من است.';
title[891] = 'طعنه بر خاري من اي گل بي خار مزن، من به پاي تو چنين خار و گرفتار شدم.';
title[892] = 'ديوانه وار دوست دارم. چون فقط تو عالم ديوانگي ميشه تو رو كنار خود احساس كرد.';
title[893] = 'روي گلاي نرگس، با يه مداد قرمز. هزار دفعه نوشتم، زندگي بي تو هرگز.';
title[894] = 'آسمان وقف نگاهت گل من، مانده ام چشم به راهت گل من. هركجا هستي و باشي گويم، كه خدا پشت و پناهت گل من.';
title[895] = 'به هرجا ميروي خلقند حيران، كه اين عارف بود يا ماه تابان.';
title[896] = 'اگه بخوام توي يك دوبيتي تو رو توصيف كنم، ميگم: مؤدب باحيا عاقل فروتن، مهذب پاكدل پاكيزه ديدن. خليل و مهربان و راست گفتار، توانا با توانايي كم آزار.';
title[897] = 'ميون گلها نرو، سخته پيدا كردنت. آخه تو خود گلي، چه قشنگه ديدنت.';
title[898] = 'سينوس چشمانت برابر است با كسينوس لبات. اگر عشق ما از معادله ي فيثاغورس حل نميشود ولي از معادله دو مجهولي حل مي شود. وقتي در خيابان ها موازي مستطيل شكل قدم مي زني. در زير راديكال گيرت خواهم آورد و چند بوسه از تو خواهم گرفت. آنگاه مي فهمم كه تجزيه شده اي.';
title[899] = 'تو قبله گاه مني، آخه پناه مني. حالا عاشقم آره عاشقم، تو رفيق راه مني. نكنم دگر به كسي نظر، كه تو تكيه گاه مني.';
title[900] = 'روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو، كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو. درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم، بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم.';
title[901] = 'بازم شادي و بوسه  گلاي سرخ و ميخك، ميگن كهنه نمي شه تولدت مبارك. تولدت عزيزم پراز ستاره بارون، پر از باد كنك و شوق، پر از آينه و شمعدون.';
title[902] = 'عزيزم هديه من برات يه دنيا عشقه، زندگيم با بودنت درست مثل بهشته. تو خونه سبد سبد گلهاي سرخ و ميخك، عزيزم دوست دارم تولدت مبارك.';
title[903] = 'اي چارده ساله مه كه در حسن و جمال، همچون مه چارده رسيدي به كمال. يا رب نرسد به حسنت آسيب زوال، در چارده سالگي بماني صد سال.';
title[904] = 'وقتي مياي تو صحرا، راستي قيامت ميشه. دشت به اين بزرگي، غرق حسادت ميشه. هرجا قدم ميذاري، هزار تا دل نصيبه. شقايق از خجالت، سرشو پايين ميگيره. ياسمن و بنفشه، انگار كه گيج گيجن. عقاقيا ميدونن، پيش تو هيچ هيچن.';
title[905] = 'تو گلي تنت گله، اون عطر پيرهنت گله. خنده هات خنده گل، طرز شكفتنت گله.';
title[906] = 'تو خودت، ناز تنت، ناز دلت، نازه و نازه گل من. تو چشات، ناز صدات، ناز دلم، غرق نياز گل من.';
title[907] = 'هيچكي نديدم تو نخت نباشه، نكنه يه وقت از تو نگام جدا شه. مخلصتم چاكرتم جونمي، عشقِ مني عمرِ مني جونمي. چشم نخوري خاطر خواهها حسودن، يه عمره كه تو خطِ من و تو بودن. مردمِ اين دور و زمونه چه گيرن، نمي ذارم تو رو ازم بگيرن. مي دزدنت مي برنت بيابون، طاقت ندارم بشي درب و داغون.';
title[908] = 'هميشه دنيا به روت لبخند خواهد زد؛ چون لبخند رو بر لب ديگران ميكاري.';
title[909] = 'تو ايران خراب تر از بم كه نداريم. بمتم رفيق.';
title[910] = 'ميخوام يه اتوبوس بسازم. اتو دارم ولي بوس ندارم. يه بوس ميدي بسازمش؟';
title[911] = 'ميخوام قلكم رو بشكنم و با نصف پولش نازت رو بخرم و با نصف ديگه اش مداد رنگي بخرم تا نازت رو بكشم.';
title[912] = 'ماهي قرمز كوچكي هستم در دل شيشه اي تو. مواظب باش دلت نشكنه كه من ميميرم.';
title[913] = 'يادم باشه، كه يادت بيارم، كه يادم بندازي، كه يادت بمونه، ياد بگيري، به ياد بياري، كه هميشه به يادتم و يادت هيچ وقت از يادم نميره. اين رو يادت باشه و يات نره كه دوست دارم.';
title[914] = 'همه عمر بر ندارم، سر از اين خمار مستي. كه هنوز من نبودم، كه تو در دلم نشستي.';
title[915] = 'نگاهي به گل ياس كردم، تو را در برگ گل احساس كردم. خلاصه در كلاس ناز چشمت، دو واحد عاشقي را پاس كردم.';
title[916] = 'ويرانه نه آنست كه جمشيد بنا كرد، ويرانه نه آنست كه فرهاد فرو ريخت. ويرانه دل ماست كه با هر نگه تو، صد بار بنا گشت و دگر باره فرو ريخت.';
title[917] = 'آنكه ميگفت ز يك گل نشود فصل بهار، چه خبر داشت كه همچون تو گلي ميرويد؟';
title[918] = 'يه سمبوسه بهت هديه ميكنم. دو حرف اولش براي دشمنت، باقيش براي تو.';
title[919] = 'چه كسي ميداند كه تو در پيله تنهايي خود تنهايي؟ چه كسي ميداند كه تو در حسرت يك روزنه در فردايي؟ پيله ات را بگشا. تو به اندازه يك پروانه، زيبايي!';
title[920] = 'دل ما را بردي، نگار من با نگاهي. ربودي تو عقلم را، دگر از من چه ميخواهي.';
title[921] = 'اي تو جاري توي رگهام، صداي پاي نفسهام. اي هميشه از تو روشن، لحظه هاي خواب و رؤيام.';
title[922] = 'من به غير از تو نخواهم، چه بداني چه نداني. از درت روي نتابم، چه بخواني چه براني. دل من ميل تو دارد، چه بجويي چه نجويي. من كه بيمار تو هستم، چه بپرسي چه نپرسي. جان به راه تو سپارم، چه بداني چه نداني. شعرم آهنگ تو دارد، چه بخواني چه نخواني.';
title[923] = 'مهر دل ما مدام تقديم شما، عمري كه شود به كام تقديم شما. پيدا نشد آن هديه كه در شان شماست، يك باغ گل سلام تقديم شما.';
title[924] = 'دل و دين و عقل و هوشم، همه را به باد دادي. ز كدام باده ساقي، به من خراب دادي؟';
title[925] = 'كسي كه ياري مثل تو داره بياره، يه سر زلف تو تموم عالم نداره.';
title[926] = 'عشق تو ز دل نهادني نيست، وين راز به كس گشادني نيست.';
title[927] = 'گويند كه خو ز عشق واكن، ليلي طلبي ز دل رها كن. يارب تو مرا به روي ليلي، هر لحظه بده زياد ميلي.';
title[928] = 'عشق ار ز تو آتشي بر افروخت، دل سوخت تو را مرا جگر سوخت. تو رود زني و من زنم ران، تو جامه دري و من درم جان.';
title[929] = 'عابر شهر چشاتم، دل من اهل ريا نيست. اوني كه مثل تو باشه، حتي توي قصه ها نيست.';
title[930] = 'اي تماشايي ترين مخلوق خاكي در زمين، آسماني ميشوم وقتي نگاهت ميكنم.';
title[931] = '5نجره چشاتيم. 4پايه نگاتيم. 3تاره شباتيم. 2رشكه صفاتيم. 1كلام خاك پاتيم.';
title[932] = 'جز نام تو بر زبان نيارم، غير تو كس از جهان ندارم.';
title[933] = 'من گر از عشق تو ديوانه نشم ديوانم، عاقلم من اگر از عشق تو ديوانه شوم.';
title[934] = 'دنياي ديوونه ها، دنياي دوست داشتنه. فداي چشمات بشم، وقتي نگات با منه.';
title[935] = 'تا هست ز هستي تو يادم، آسوده و تندرست و شادم. زين پس تو و من و من تو زين پس، يك دل به ميان ما دو تن بس.';
title[936] = 'در دير مغان آمدي اي يار قدحي در دست، مست از مي و ميخواران از نرگس مستت مست. در نعل سمند تو شكل مه نو پيداست، وز قد بلند تو بالاي صنوبر پست.';
title[937] = 'زلفت هزار دل به يكي تار مو ببست، راه هزار چاره گر از چارسو ببست. شيدا از آن شدم كه نگارم چو ماه نو، ابرو نمود و جلوه گري كرد و رو ببست.';
title[938] = 'مرحبا اي پيك مشتاقان بده پيغام دوست، تا كنم جان از سر رغبت فداي نام دوست. زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من، بر اميد دانه اي افتاده ام در دام دوست.';
title[939] = 'به حسن و خلق و وفا كس به يار ما نرسد، تو را در اين سخن انكار كار ما نرسد. اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده اند، كسي به حسن وملاحت به يار ما نرسد.';
title[940] = 'عزيزم همدم شبهاي سردم، نميدوني نميدوني تو دردم. الهي چوب بشي يك چوب خوشگل، منم پشمك بشم دورت بگردم.';
title[941] = 'درد عشقي كشيده ام كه مپرس، زهر هجري چشيده ام كه مپرس. گشته ام در جهان و آخر كار، دلبري برگزيده ام كه مپرس.';
title[942] = 'فاش ميگويم و از گفته خود دلشادم، بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم. نيست بر لوح دلم جز الف قامت دوست، چه كنم حرف دگر ياد نداد استادم.';
title[943] = 'چو گل هر دم به بويت جامه در تن، كنم چاك از گريبان تا به دامن. من از دست غمت مشكل برم جان، ولي دل را تو آسان بردي از من.';
title[944] = 'هزار جهد بكردم كه يار من باشي، مراد بخش دل بي قرار من باشي. سه بوسه كز دو لبت كرده اي وظيفه من، اگر ادا نكني قرض دار من باشي.';
title[945] = 'گفتند خلايق كه تويي يوسف ثاني، چون نيك بديدم به حقيقت به از آني. گويي بدهم كامت و جانت بستانم، ترسم ندهي كامم و جانم بستاني.';
title[946] = 'محض گل روي شما، ميگذرم از جون خودم. تا اينكه ثابت بكنم، عاشقي رو خوب بلدم.';
title[947] = 'دل به دلداران سپردن كارهر دلدار نيست، من به تو جان مي سپارم دل كه قابل دار نيست.';
title[948] = 'ميگفتم يار و نميدانستم كيست، ميگفتم عشق و نميدانستم چيست. گر يار اينست چون توان بي او بود، ور عشق اينست چون توان بي او زيست.';
title[949] = 'اي مقصد خورشيد پرستان رويت، محراب جهانيان خم ابرويت. سرمايه عيش تنگدستان دهنت، سر رشته دلهاي پريشان مويت.';
title[950] = 'عزيزا كاسه چشمم سرايت، ميان هر دو چشمم جاي پايت. از آن ترسم كه غافل پا نهي تو، نشيند خار مژگانم به پايت.';
title[951] = 'شادم به دمي كه آرزويت گذرد، خوشدل به حديثي كه به سويت گذرد. نازم به دو چشمي كه به سويت نگرد، بوسم كف پايي كه به كويت گذرد.';
title[952] = 'در دل درديست از تو پنهان كه مپرس، تنگ آمده چندان دلم از جان كه مپرس. با اين همه حال و در چنين تنگ دلي، جا كرده محبت تو چندانكه مپرس.';
title[953] = 'چندانكه به كوي سلمه تارست و پود، چندانكه درخت ميوه دارست و مرود. چندانكه ستاره است بر چرخ كبود، از ما بر دوست سلامست و درود.';
title[954] = 'گر در سفرم تويي رفيق سفرم، ور در حضرم تويي انيس  حضرم. القصه به هر كجا كه باشد گذرم، جز تو نبود هيچ كسي در نظرم.';
title[955] = 'از خاك درت رخت اقامت نبرم، وز دست غمت جان به سلامت نبرم. بردار نقاب از رخ و بنماي جمال، تا حسرت آن رخ به قيامت نبرم.';
title[956] = 'يادت كنم ار شاد و اگر غمگينم، نامت برم ار خيزم اگر بنشينم. با ياد تو خو كرده ام اي دوست چنانك، در هرچه نظر كنم تو را مي بينم.';
title[957] = 'داني كه چه ها چه ها چه ها مي خواهم، وصل تو من بي سر و پا مي خواهم. فرياد و فغان و ناله ام داني چيست، يعني كه تو را تو را تو را مي خواهم.';
title[958] = 'اي چشم من از ديدن رويت روشن، از ديدن رويت شده خرم دل من. رويت شده گل خرم و خندان گشته، روشن مه من گشته ز رويت دل من.';
title[959] = 'اي زلف مسلسلت بلاي دل من، وي لعل لبت گره گشاي دل من. من دل ندهم به كس براي دل تو، تو دل به كسي مده براي دل من.';
title[960] = 'اي در دل من اصل تمنا همه تو، وي در سر من مايه سودا همه تو. هرچند به روزگار در مي نگرم، امروز همه تويي و فردا همه تو.';
title[961] = 'اي كاش مرا به نفت آلايندي، آتش بزدندي و نبخشايندي. در چشم عزيز من نمك سايندي، وز دوست جدا شدن نفرمايندي.';
title[962] = 'دل داغ تو دارد ارنه بفروختمي، در ديده تويي وگرنه مي دوختمي. دل منزل توست ورنه روزي صد بار، در پيش تو چون سپند مي سوختمي.';
title[963] = 'بگير از من تو اين دل ياد بودي، كه تنها لايق اين دل تو بودي. هزاران خواستند اين دل بگيرند، ندادم چون عزيز دل تو بودي.';
title[964] = 'براي چشم خاموشت بميرم، كنار چشمه ي نوشت بميرم. نميخواهم در آغوشت بگيرم، كه ميخواهم در آغوشت بميرم.';
title[965] = 'وقتي از تو دل بريدم، جز خودت چيزي نديدم. پي هر كسي كه رفتم، آخرش به تو رسيدم. حالا كه رفتم و گشتم، ميبينم تكي تو دنيا. نميشه تو رو عوض كرد، حتي با شباي رويا.';
title[966] = 'چشم تو از كهكشان راه شيري هم سر است، پيش چشمان تو ياس و ناز و مريم پرپر است. من نميدانم چه رازي بين عشق و اسم توست، اسم تو از هرچه زيبا ديده ام زيباتر است.';
title[967] = 'در گلستان خيالم ندهد هيچ گلي بوي تو را، تو گل ناز مني از دور مي بوسم تو را.';
title[968] = 'گفتمت در عشق پا برجاست دل، گر گشايي چشم دل زيباست دل. گر تو ذورق بان شوي درياست دل، بي تو شام بي فرداست دل. دل ز عشق روي تو حيران شده، در پي عشق تو سر گردان شده.';
title[969] = 'گفتمت عشقت به دل افزون شده، دل ز جادوي رخت افسون شده. جز تو هر يادي به دل مدفون شده، عالم از زيباييت مجنون شده.';
title[970] = 'گر بر سر چشم ما نشيني، نازت بكشم كه نازنيني.';
title[971] = 'مي دوني چرا من هيچوقت صدقه نمي دم؟ چون نمي خوام تو از من دور بشي. آخه ميگن صدقه بلا رو از آدم دور مي كنه.';
title[972] = 'ميدوني بني آدم اعضاي يكديگرند يعني چي؟ يعني تو قلب مني !';
title[973] = 'ديوانه را محبت آرام ميكند. ما را محبت تو ديوانه ميكند.';
title[974] = 'دوست دارم يه عالمه، اندازه يه قابلمه. من عاشق تو هستم، تو قابلمه نشستم. يه لنگه كفش تو دستم، منتظر تو هستم.';
title[975] = 'اگر فاصله ي بين من وتو يك نفس است، نفس من را بگير.';
title[976] = 'چون غروب خيلي قشنگه، تو خود خود غروبي. چي بگم قحطي واژه است، هر چي هستي خيلي خوبي.';
title[977] = 'شب تار است و گرگان ميزنند ميش، دو زلفانت حمايل كن بده پيش. از آن كنج لبت بوسي به من ده، بگو راه خدا دادم به درويش.';
title[978] = 'به روي ماهت اي ماه ده و چار، به سرو قدت اي زيبنده رخسار. كه جز عشقت خيالي در دلم نيست، به دياري ندارم من سر و كار.';
title[979] = 'دل عاشق به پيغامي بسازد، خمار آلوده با جامي بسازد. مرا كيفيت چشم تو كافيست، رياضت كش به بادامي بسازد.';
title[980] = 'سياهي دو چشمانت مرا كشت، درازي دو زلفانت مرا كشت. به قتلم حاجت تير و كمان نيست، خم ابرو و مژگانت مرا كشت.';
title[981] = 'يكي درد و يكي درمان پسندد، يكي وصل و يكي هجران پسندد. من از درمان و درد و وصل و هجران، پسندم آنچه را جانان پسندد.';
title[982] = 'دلم در حلقه غمها نشسته، زبانم بسته و سازم شكسته. وجودم پر ز شعر عاشقانست، تو را مي خواهم و اينها بهانست.';
title[983] = 'بوره اي روي تو باغ بهارم، خيالت مونس شبهاي تارم. خدا داند كه در دنياي فاني، بغير عشق تو كاري ندارم.';
title[984] = 'به سر غير تو سودايي ندارم، به دل جز تو تمنايي ندارم. خدا داند كه در بازار عشقت، بجز جان هيچ كالايي ندارم.';
title[985] = 'چنديست كه بيمار وفايت شده ام، در بستر غم چشم به راحت شده ام. اين را تو بدان اگر بميرم روزي، مسئول تويي كه من فدايت شده ام.';
title[986] = 'تو درمان مني من غم ندارم، تو ايمان مني من كم ندارم. اگر درمان تويي دردم فزون باد، اگر عشق مني عشقم جنون باد.';
title[987] = 'غم عشق تو مادرزاد دارم، نه از آموزش استاد دارم. بدان شادم كه از يمن غم تو، خراب آباد دل آباد دارم.';
title[988] = 'آسمان با وسعتش تقديم تو، رقص ماهي هاي دريا مال تو. هرچه دارم از تو دارم مهربان، زندگيم امروز و فردا مال تو.';
title[989] = 'به شب ياد تو اي مه پاره هستم، به روز از درد و غم بيچاره هستم. تو داري در مقام خود قراري، منم كه در جهان آواره هستم.';
title[990] = 'قلم بتراشم از هر استخوانم، مركب گيرم از خون رگانم. بگيرم كاغذي از پرده دل، نويسم بهر يار مهربانم.';
title[991] = 'به خنجر گر بر آرند ديدگانم، در آتش گر بسوزند استخوانم. اگر بر ناخنانم ني بكوبند، نگيرم دل ز يار مهربانم.';
title[992] = 'الهي دشمنت را خسته بينم، به سينه اش خنجري تا دسته بينم. سر شب آيم احوالش بپرسم، سحر آيم مزارش بسته بينم.';
title[993] = 'به والله و به بالله و به تالله، قسم بر آيه نصر من الله. كه دست از دامنت من بر ندارم، اگر كشته شوم الحكم لله.';
title[994] = 'غم عشقت ز گنج رايگان به، وصال تو ز عمر جاودان به. كفي از خاك كويت در حقيقت، خدا داند كه از ملك جهان به.';
title[995] = 'سرم بالين تنم بستر ندارد، دلم جز شوق تو در سر ندارد. اگر اين دل بدون ياد تو خفت، الهي سر ز بالين بر ندارد.';
title[996] = 'اگر دل دلبري دلبر كدام است، وگر دلبر دلي دل را چه نام است، دل و دلبر به هم آميخته بينم، ندانم دل كه و دلبر كدام است.';
title[997] = 'ز دل مهر تو اي مه رفتني نيست، غم عشقت به هر كس گفتني نيست. وليكن شعله مهر و محبت، ميان مردمان بنهفتني نيست.';
title[998] = 'هزاران لاله و گل در جهان است، همه زيبا به چشم ديگران است. وليكن لاله من اندر اين باغ، سرافراز از همه آلالگان است.';
title[999] = 'از گندم پرسيدند: عاشق كيستي؟ زرد شد. از گل پرسيدند، سرخ شد. از يخ پرسيدند، آب شد. از من پرسيدند، با افتخار گفتم عاشق كسي كه اين پيام رو ميخونه.';
title[1000] = 'اي كاش اگه كسي به دلمون پا گذاشت، ديگه دلمونو تنها نميذاشت. اي كاش اگه يه روزي دلمونو تنها گذاشت، رد پاشو رو دلمون جا نميذاشت. ';
title[1001] = 'ياد گرفتم كه عشق با تمام عظمتش 3-2 ماه بيشتر زنده نيست. ياد گرفتم كه عشق يعني فاصله و فاصله يعني 2 خط موازي كه هيچگاه به هم نمي رسند. ياد گرفتم در عشق هيچكس به اندازه خودت وفادار نيست و ياد گرفتم هر چه عاشق تري، تنهاتري.';
title[1002] = 'آنكس كه مي گفت دوستم دارد، عاشقي نبود كه به شوق من آمده باشد. رهگذري بود كه روي برگهاي خشك پاييزي راه مي رفت. صداي خش خش برگها همان آوازي بود كه من گمان مي كردم ميگويد: دوستت دارم.';
title[1003] = 'ومن تورا به كسي هديه مي دهم كه از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر.';
title[1004] = 'كاش قبل از خداحافظي بهت مي گفتم كه چشمات فقط يه بهونه بود واسه آروم كردن خودم. اصل كار خودت بودي وگرنه چشماي همرنگ چشماي تورو بازم ميشد پيدا كرد.';
title[1005] = 'در شيريني بوسه غرق بوديم كه ناگهان شوري اشك را بر لبانم احساس كردم و فهميدم كه اين بوسه جدايست.';
title[1006] = 'اي دوست دلت هميشه زندان من است، آتشكده عشق تو از آن من است. آن روز كه لحظه وداع من و توست، آن شوم ترين لحظه عمر من است.';
title[1007] = 'گفتمش بي تو چه ميبايد كرد؟ عكس رخساره ي ماهش را داد. گفتمش همدم شبهايم كو؟ تاري اززلف سياهش راداد. وقت رفتن همه روميبوسيد، به من ازدور نگاهش راداد. يادگاري به همه داد و به من، انتظار سرراهش را داد.';
title[1008] = 'گفتمش دل ميخري گفتا به چند، گفتمش دل مال تو تنها بخند. خنده اي مستانه كرد و دل ربود، تا به خود باز آمدم او رفته بود. دل ز دستش روي خاك افتاده بود، جاي پايش روي دل جا مانده بود.';
title[1009] = 'مرد تنها بودم اما بي تو تنها تر شدم، آتشي افسرده بودم ليك خاكستر شدم. باغ جانم از بهار مهر تو گلخيز بود، فصل پاييز جدايي آمد و پر پر شدم.';
title[1010] = 'دوست خوب و مهربون خيلي زود از دست مي ره، ولي يه دوست بد و نامهربون تا ابد واست مي مونه. دلم مي خواست اوني كه دوستش داشتم بد بود!';
title[1011] = 'زباغ خاطراتم هرگز نخواهي رفت. ومن هرگز نخواهم برد از ياد، نگاه مهربانت را...';
title[1012] = 'زندگي به من آموخت چگونه اشك بريزم، ولي اشك نياموخت چگونه زندگي كنم. تو به من آموختي چگونه دوستت بدارم، ولي نياموختي چگونه فراموشت كنم.';
title[1013] = 'به من ميگفت: آنقدر دوستت دارم كه اگر بگويي بمير مي ميرم. باورم نمي شد. فقط براي يك امتحان ساده به او گفتم بمير. سالهاست كه در تنهايي پژمرده ام. كاش امتحانش نمي كردم.';
title[1014] = 'يافتن دوستان خوب سخت است. سخت تر از آن ترك آنهاست. فراموش كردنشان غير ممكن است.';
title[1015] = 'آنگاه ندانسته عاشق شدم. دانسته گريه كردم و دانسته درون خود شكستم. نگاهم سراسر اشتياق بود، نگاهم حاكي از تپيدن قلبم بود، نگاهم لبا لب نياز بود، نگاهم شِكوه از تنهايي بود. نگاهش... نگاهش خنده بود، نگاهش شيطنت بود، نگاهش بي مهري بود، نگاهش شكستن قلبم بود، نگاهش ردِ نگاهم بود.';
title[1016] = 'به آساني در يك دقيقه مي توان يك نفر را خرد كرد، مي توان در يك ساعت يك نفر را دوست داشت، مي توان در يك روز عاشقش شد، اما يك عمر طول مي كشد تا بتوان يك نفر را فراموش كرد!';
title[1017] = 'كاش قلبم درد تنهايي نداشت، چهره ام هرگز پريشاني نداشت. برگهاي آخر تقويم عشق، حرفي از يك روز باراني نداشت.';
title[1018] = 'چي بگم باز بگم دوست دارم؟ باز بگم ديوونتم، عاشقتم، چي بگم؟ ازعشق هميشه ماندگار بگم يا از آرزوهاي محال؟ عشقي كه من به تو دارم هميشه موندگاره، اما رسيدن به تو آرزوي محاله. تو بمون با دل خوشيهات، من ميمونم با دلواپسيهام. تو بمون با عشق هميشه موندگار، من ميمونم با آرزوهاي محال.';
title[1019] = 'نگو بار گران بوديم رفتيم، نگو نا مهربان بوديم و رفتيم. آخه اينها دليل محكمي نيست، بگو با ديگران بوديم و رفتيم.';
title[1020] = 'سر كلاس رياضي بود كه استاد اومد و دو خط موازي كشيد خط پاييني نگاهي به خط بالايي كرد و عاشقش شد. خط بالايي هم نگاهي به خط پاييني كرد و تو دلش عاشقش شد، در همين هنگام بود كه استاد داد زد دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند.';
title[1021] = 'عاشقي يكشب است و پشيماني هزار شب. حالا هزار شب پشيمانم كه چرا يكشب عاشق نبودم!';
title[1022] = 'عشق بها دارد! من و تو بوديم و يك دريا عشق. حالا من هستم و يك دنيا اشك. آري... عشق بها دارد!';
title[1023] = 'زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد. با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد. اين پرپر شدن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است...';
title[1024] = 'شدي چند روزي مهمونم، ولم كردي و داغونم. فريبم دادي انگاري، گمون كردي نميدونم.';
title[1025] = 'در اين دنيا كسي را كه دوست داري، تو را دوست نمي دارد. كسي كه تو را دوست دارد ،تو دوستش نمي داري. اما كسي كه تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد، به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است... زندگي يعني اين!';
title[1026] = 'چطور دلت اومد تنهام بذاري بري؟ آخه مگه حرف يا زخم زبوني زدم؟ آره... همش بهونه بود. برو با يارت عزيزم. رها كن منو. الهي عشق قشنگت 100 ساله شه عزيزم. اما يه قول بهم بده. يارتو تنها نذاري كه مثل من اسير بشه. منم يه قول بهت ميدم كه يه روزي فراموشت كنم!';
title[1027] = 'ميشه مثل يه قطره اشك بعضي ها رو از چشمات بندازي! ولي هيچ وقت نميتوني جلوي اشكي رو بگيري كه با رفتن بعضي ها از چشات جاري ميشه!';
title[1028] = 'شنبه: با نگاهي عاشقانه مست شدم! يكشنبه: به او گفتم گرفتارت شدم. دوشنبه: همچو ليلي عاشق صحرا شدم! سه شنبه: بي وفايي كرد و من گريان شدم. چهارشنبه: اسير هجرانش شدم. پنج شنبه: او رفت و من درعاشقي فاني شدم! جمعه: بي او تنها شدم و از تنهايي...';
title[1029] = 'مرگ آن نيست كه در قبر سيه دفن شوم، مرگ آن است كه از خاطر تو با همه خاطره ها محو شوم.';
title[1030] = 'پيداست هنوز شقايق نشدي، زنداني زندان دقايق نشدي. وقتي كه مرا از دل خود مي راني، يعني كه تو هيچ وقت عاشق نشدي. زرد است كه لبريز حقايق شده است، تلخ است كه با درد موافق شده است. شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي، پاييز بهاريست كه عاشق شده است.';
title[1031] = 'قانون دوم نيوتن: عشق در پسرها از بين نميرود، بلكه از دختري به دختر ديگر انتقال پيدا ميكند.';
title[1032] = 'آنچه ما كرديم با خود هيچ نابينا نكرد، در ميان خانه گم كرديم صاحبخانه را.';
title[1033] = 'توي هر گوشه اين شهر، دارم از عشق تو يادي. ميسوزونه منو ياد، دلي كه به من ندادي.';
title[1034] = 'دل در پي عشق دلبرانست هنوز، وز عمر گذشته در گمانست هنوز. گفتيم كه ما و او بهم پير شويم، ما پير شديم و او جوانست هنوز.';
title[1035] = 'رحم كن بر دل بي طاقت ما اي قاصد، نا اميدي خبري نيست كه يك بار آري.';
title[1036] = 'آرزوي من خوشبختي توست، با من باشي يا نباشي فرقي نميكنه.';
title[1037] = 'تو هم خوشگلي، هم باهوشي، هم زرنگي. آدمهايي خيلي بهتر از من گيرت مياد.';
title[1038] = 'ميرسد روزي كه بي من روزها را سر كني، ميرسد روزي كه مرگ عشق را باور كني. ميرسد روزي كه تنها در كنار عكس من، خاطرات كهنه ام را مو به مو از بر كني.';
title[1039] = 'پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت، بيچاره از اين عشق فقط سوختن آموخت. فرق من و پروانه در اين است، پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت.';
title[1040] = 'يه روز سراب من و خواب من و شراب من تو بودي و تو، امروز شهاب من و تاب من و عذاب من تو هستي و تو. يه روز بهار من و يار من و قرار من تو بودي و تو، امروز خزان من و زمان من و زيان من تو هستي و تو.';
title[1041] = 'اشك عاشق ديدني نيست، همه حرفها گفتني نيست. رفتي اما عشقت هرگز، ديگه از ياد رفتني نيست.';
title[1042] = 'افسوس... آن زمان كه بايد دوست بداريم، كوتاهي مي كنيم. آن زمان كه دوستمان دارند، لجبازي مي كنيم. وبعد براي آنچه از دست رفته آه مي كشيم.';
title[1043] = 'گل اگر خشك شود ساقه آن ميماند، دوست اگر دور شود خاطره اش ميماند.';
title[1044] = 'مگر نسرين تني داري در آغوش، كه كردي صحبت ما را فراموش؟';
title[1045] = 'بگويم پاك و صاف و پوست كنده، كه علت چيست كه ميترسي ز بنده؟';
title[1046] = 'ازش پرسيدم چقدر دوستم داري؟ گفت: به اندازه شكوفه هاي بهاري. و چه راست ميگفت، چون شكوفه هاي بهاري مهمون 2 ماه بودند.';
title[1047] = 'ازش پرسيدم چقدر دوستم داري؟ گفت: از اينجا تا خدا. ولي يادش رفت كه بهم گفته بود: خدا از همه چيز به ما نزديكتره.';
title[1048] = 'اگه گلي رو دوست داري نچينش. چيدي پرپرش نكن. پرپرش كردي دور نيانداز. دور انداختي لگدش نكن. لگدش كردي ديگه يادش نكن.';
title[1049] = 'تو اين دنياي ديوونه، كسي عاشق نميمونه. ببين ساختن چقدر سخته، ولي ويروني آسونه.';
title[1050] = 'بادوست خود زياد دوستي مكن كه روزي دشمن توگردد؛ بادشمن خود زياد دشمني نكن كه روزي دوست تو گردد. (امام علي عليه السلام)';
title[1051] = 'چه زشت است بريدن بعد از پيوستن؛ بي وفايي بعد از پيوند برادري؛ دشمني بعد از دوستي. (امام علي عليه السلام)';
title[1052] = 'از زمين خوردن كسي شاد مشو كه نمي داني گردش روزگار براي تو چه در آستين دارد. (امام علي عليه السلام)';
title[1053] = 'عابد بي عمل همچون خر آسياب است كه همواره در يكجا ميچرخد و گام پيش نميرود. (امام علي عليه السلام)';
title[1054] = 'هر كس مؤمني را بر انجام دادن گناهي سرزنش كند، نمي ميرد تا آنكه خود آن گناه را مرتكب شود. (حضرت امام صادق عليه السلام)';
title[1055] = 'اگر مثل گاو گنده باشي، ميدوشنت. اگر مثل خر قوي باشي، بارت مي كنند. اگر مثل اسب دونده باشي، سوارت مي شوند... فقط از فهميدن تو مي ترسند. (معلم شهيد دكتر علي شريعتي)';
title[1056] = 'سكوت سخن بزرگي است كه خداوند به گوياترين زبانها بخشيده است.';
title[1057] = 'هيچ وقت رازت رو به كسي نگو. وقتي خودت نمي توني حفظش كني، چطور انتظار داري كسي ديگه‌اي برات رازت رو نگهداره.';
title[1058] = 'هر وقت احساس كردي در اوج قدرتي به حباب فكر كن...';
title[1059] = 'هر كجا محرم شدي چشم از خيانت بازدار، اي بسا محرم كه با يك نقطه مجرم مي شود.';
title[1060] = 'يك بچه همواره مي تواند سه چيز به يك آدم بزرگ بياموزد : 1- شاد بودن بدون دليل 2- دائم به كاري مشغول بودن 3- تقاضا كردن آنچه با تمام وجود مي خواهد.';
title[1061] = 'غم و شادي در يك خانه زندگي مي كنند به آهستگي شادي كن تا غم بيدار نشود.';
title[1062] = 'هميشه دو درس را در زندگي خود به ياد داشته باشيد: جسارت در بيان عقيده؛ جرأت در پذيرش اشتباه.';
title[1063] = 'عزيزم اينو بدون كه زندگي بد ترين معلمه چون اول امتحان ميگيره وبعد درس ميده پس سعي كن از اين امتحان سر بلند بيرون بياي';
title[1064] = 'دستت رو بذار روي قلبت. اين ساعت عمرت كه داره تيك تيك ميكنه. جالبه هموني كه بهت زندگي ميده برات شمارش معكوس رو شروع كرده. منتظر باش اما معتل نشو! تحمل كن اما توقف نكن! قاتع باش اما لج باز نباش! صريح باش اما گستاخ نباش! بگو آره اما نگو حتما! بگو نه اما نگو ابدا...';
title[1065] = 'عالم همه هيچ اهل عالم همه هيچ، اي هيچ براي هيچ بر هيچ مپيچ. داني كه ز آدمي چه ماند پس مرگ، لطف است و محبت است و ديگر همه هيچ.';
title[1066] = 'زندگي كتابي است پرماجرا، هيچگاه آنرا به خاطر يك ورقش دور مينداز.';
title[1067] = 'همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند به جز مداد سفيد. هيچ كسي به او كار نمي داد. همه مي گفتند: تو به هيچ دردي نمي خوري. يك شب كه مداد رنگي ها توي سياهي كاغذ گم شده بودند، مداد سفيد تا صبح كار كرد. ماه كشيد، مهتاب كشيد و آنقدر ستاره كشيد كه كوچك وكوچك و كوچك تر شد. صبح توي جعبه ي مداد رنگي جاي خالي او با هيچ رنگي پر نشد! (خدا هيچ كس و هيچ چيز بدرد نخوري نيافريده)';
title[1068] = 'درياي بيكران باشي يا گودال كوچك آب، فرقي نميكند. زلال كه باشي آسمان در توست.';
title[1069] = 'زندگي مثل بازي شطرنج مي مونه. اگه بازي بلد نباشي همه ميخوان يادت بدن. ولي اگه خوب بازي كني همه مي خوان شكستت بدن!';
title[1070] = 'وقتي با يك انگشت به طرفه كسي اشاره ميكني و اون رو مسخره مي كني، اگر خوب نگاه كني مي بيني سه ‌تا انگشت ديگه به طرفه خودته.';
title[1071] = 'هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده دوباره اعتماد نكني!';
title[1072] = 'قدر دست هايم را بيشتر دانستم و قدر چشم هايم را و تازه فهميدم چه شكوهي دارد ايستادن بر روي دو پا... آن لحظه كه به زمين خوردم!';
title[1073] = 'خوشبين كسي است كه جدول را با خودنويس حل ميكند.';
title[1074] = 'سازنده ترين كلمه "گذشت" است، آن را تمرين كن. پرمعني ترين كلمه "ما" است، آن را به كار ببر. عميق ترين كلمه "عشق" است، به آن ارج بنه. بي رحم ترين كلمه "تنفر " است، از بين ببرش. سركش ترين كلمه" تنفر" است، با آن بازي نكن. خودخواهانه ترين كلمه "من" است، از آن حذر كن. ناپايدارترين كلمه "خشم" است، آن را فرو ببر.';
title[1075] = 'به چيزي كه گذشت غم نخور، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.';
title[1076] = 'كاش كودك بودم تا بزرگترين شيطنت زندگي ام نقاشي روي ديوار بود، اي كاش كودك بودم تا از ته دل مي خنديدم نه اينكه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم، اي كاش كودك بودم تا در اوج ناراحتي و درد با يك بوسه همه چيز را فراموش مي كردم.';
title[1077] = 'به شيطان گفتم: «لعنت بر شيطان»! لبخند زد. پرسيدم: «چرا مي خندي؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام مي گيرد» پرسيدم: «مگر چه كرده ام؟» گفت: «مرا لعنت مي كني در حالي كه هيچ بدي در حق تو نكرده ام» با تعجب پرسيدم: «پس چرا زمين مي خورم؟!» جواب داد: «نفس تو مانند اسبي است كه آن را رام نكرده اي. نفس تو هنوز وحشي است؛ تو را زمين مي زند.» پرسيدم: «پس تو چه كاره اي؟» پاسخ داد: «هر وقت سواري آموختي، براي رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو';
title[1078] = 'ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي كرد بهت چي گفت؟ جايي كه ميري مردمي داره كه مي شكننت. نكنه غصه بخوري من همه جا باهاتم. تو تنها نيستي. توكوله بارت عشق ميزارم كه بگذري، قلب ميزارم كه جا بدي، اشك ميدم كه همراهيت كنه، ومرگ كه بدوني برميگردي پيشم.';
title[1079] = 'در ميان هر سيب، دانه ها محدود است. در دل هر دانه، سيبها نامحدود. چيستانيست عجيب، دانه باشيد نه سيب.';
title[1080] = 'خوشا آنانكه بذر آدميت، در اين ويرانه پاشيدند و رفتند.';
title[1081] = 'دواي همه دردها نيكي است، به شرط آنكه ندانند شما نيكيد، وگرنه نخواهند گذاشت نيك بمانيد.';
title[1082] = 'گذشته كتابي است كه بايد بارها خواند واز آن تجربه آموخت. آينده كتابي است كه اكنون توسط تو نوشته مي شود. بكوش تا آنچه را مي نگاري بعد از خواندنش لذت ببري.';
title[1083] = 'مردي نبود فتاده اي پاي زدن، گر دست فتاده اي بگيري مردي.';
title[1084] = 'آدمك آخر دنياست بخند، آدمك مرگ همينجاست بخند. دست خطي كه تو را عاشق كرد، شوخي كاغذي ماست بخند. آدمك خر نشوي گريه كني، كل دنيا يه سراب است بخند. آن خدايي كه بزرگش خواندي، بخدا مثل تو تنهاست بخند.';
title[1085] = 'خدايا كمك كن: قاطع باشيم اما لجباز نباشيم، صبور باشيم اما مظلوم نباشيم، حاكم باشيم اما ظالم نباشيم، شجاع باشيم اما احمق نباشيم، راضي باشيم اما قانع نباشيم، بذله گو باشيم اما هرزه گو نباشيم، جاري باشيم اما ويرانگر نباشيم، صريح باشيم اما گستاخ نباشيم، ساكت باشيم اما بي صدا نباشيم، طناز باشيم اما لوده نباشيم، منتظر باشيم اما علاف نباشيم، راحت باشيم اما بي خيال نباشيم، محتاط باشيم اما ترسو نباشيم، سرشار باشيم اما لبريز نباشيم، متواضع باشيم اما ذليل نباشيم، حساس باشيم اما زود رنج نباشيم، تيز بين باشيم اما عيب بين نباشيم، سريع باشيم اما عجول نباشيم، بزرگ باشيم اما متكبر نباشيم.';
title[1086] = 'در حيرتم از مرام اين مردم پست، اين طايفه زنده كش مرده پرست. چون هست به ذلت بكشندش و جفا، چون مرد به عزت ببرندش سر دست.';
title[1087] = 'به مد پوشان بگوييد آخرين مد كفن است!';
title[1088] = 'سرنوشت ننوشت، گر نوشت بد نوشت. اما باور كن نمي توان سرنوشت را از سر نوشت.';
title[1089] = 'ايستاده مردن بهتر از زانو زده زيستن است.';
title[1090] = 'انسان هيچ وقت بيشتر از آن موقع خود را گول نمي زند كه خيال مي كند ديگران را فريب داده است.';
title[1091] = 'روزي دروغ به حقيقت گفت: ميل داري باهم به دريا برويم وشِنا كنيم. حقيقتِ ساده لوح پذيرفت وگول خورد. آن دو باهم به كنار ساحل رفتند. وقتي به ساحل رسيدند. حقيقت لباسهايش را در آورد. دروغِ حيله گر، لباسهاي او را پوشيد ورفت. از آن روز هميشه حقيقت عريان ولخت وزشت است. اما دروغ در لباسِ حقيقت با ظاهري آراسته نمايان وآشكار مي شود.';
title[1092] = 'در شرايط دشوارِ زندگي، مردِ بزرگ به خود سخت مي گيرد و مردِ كوچك به ديگران سخت مي گيرد.';
title[1093] = 'دريا باش كه اگر كسي سنگي به سويت پرتاب كرد، سنگ غرق شود نه اينكه تو متلاطم شوي.';
title[1094] = 'به سحر مرغ حق زد اين ترانه، كه جهان سر به سر بود فسانه. مخوري تو فريب رنگ دنيا، سر سازش ندارد اين زمانه. بده ساقي آن شراب معرفت سوز، تو بزن مطرب نواي عارفانه. كه اگر ماند ز تو نام و يادي، بود اين تفسير عمر جاودانه.';
title[1095] = 'ز حق توفيق خدمت خواستم، دل گفت پنهاني. چه توفيقي از اين بهتر، كه خلقي را بخنداني؟';
title[1096] = 'هرچه داريم از اوست، هرچه نداريم صلاح اوست.';
title[1097] = 'بيا عارف كه دنيا حرف مفت است، گهي نازك گهي پخ گه كلفت است. گهي عزت دهد گه خوار آيد، از اين بازيچه ها بسيار دارد. يكي را افكند امروز در بند، كند روز دگر او را خداوند. اگر كارش وفاقي يا نفاقيست، تمام كار عالم اتفاقيست. نه مهر هيچكس در سينه دارد، نه با كس كينه ديرينه دارد. دهد بر دهخدا نعمت همانجور، كه صد چندان دهد بر قاسم كور. به نادان آنچان روزي رساند، كه صد دانا در آن حيرت بماند. ';
title[1098] = 'دريا كه چنين فراخ روي است، پالايش قطره هاي جوي است. وان كوه بلند كه ابرناك است، جمع آمده ريزه هاي خاك است.';
title[1099] = 'اين شعر توسط يك بچه آفريقايي نوشته شده: وقتي به دنيا ميام، سياهم. وقتي بزرگ ميشم، سياهم. وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم. وقتي مي ترسم، سياهم. وقتي مريض ميشم، سياهم. وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم... و تو آدم سفيد، وقتي به دنيا مياي، صورتي اي. وقتي بزرگ ميشي، سفيدي. وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي. وقتي سردت ميشه، آبي اي. وقتي مي ترسي، زردي. وقتي مريض ميشي، سبزي. و وقتي مي ميري، خاكستري اي... و تو به من ميگي رنگين پوست!';
title[1100] = 'يه ضرب المثل چيني ميگه: اگه از دوران مجردي لذت نميبري ازدواج كن! اون وقت حتما از فكر كردن به دوران مجرديت لذت ميبري.';
title[1101] = 'روي هر پله كه باشي خدا يه پله از تو بالاتره. نه به خاطر اينكه خداست. به خاطر اينكه دستتو بگيره.';
title[1102] = 'چهار چيز را در زندگيت نشكن: اعتماد، قول، رابطه و قلب. چون وقتي اين‌ها مي شكنند صدا ندارند، ولي درد بسياري دارند.';
title[1103] = 'در بيكرانه زندگي مرا دو چيز افسون ميكند: 1- آبي آسمان كه ميبينم و ميبينم كه نيست. 2- خدايي كه نميبينم و ميبينم كه هست.';
title[1104] = 'زندگيمون يه فرصته، نكته به نكته خط به خط. بايد به مقصد برسيم، مثل يه مشق بي غلط.';
title[1105] = 'آن كوه كه سيل از آن گريزد، در زلزله بين كه چون بريزد.';
title[1106] = 'بازنده ها در هر جوابي مشكلي را مي بينند ولي برنده ها در هر مشكلي جوابي را مي بينند.';
title[1107] = 'در راه رسيدن به اوج با مردم مهربان باش چرا كه هنگام سقوط با همان مردم رو به رو خواهي شد.';
title[1108] = 'فرشتگان از خدا پرسيدند: خدايا! تو كه بشر رو آنقدر دوست داري، چرا غم را آفريدي؟ خدا گفت: غم را به خاطر خودم آفريدم. چون اين مخلوق من تا غمگين نباشه به ياد خالقش نمي افته.';
title[1109] = 'اينو به ياد داشته باش كه: نقطه هاي سياه هستند كه به صفحه سفيد جلوه ميدن.';
title[1110] = 'آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است، با دوستان مروت با دشمنان مدارا.';
title[1111] = 'هنگام تنگدستي در عيش كوش و مستي، كاين كيمياي هستي قارون كند گدا را.';
title[1112] = 'راستگويي موجب آرامش و دروغ مايه پريشانيست.';
title[1113] = 'هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته ميشود، دري ديگر باز مي شود. ولي ما اغلب چنان به دربسته چشم مي دوزيم كه درهاي باز را نمي بينيم.';
title[1114] = 'در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند، هرچه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد.';
title[1115] = 'هر آنكه جانب اهل خدا نگه دارد، خداش در همه حال از بلا نگه دارد. حديث دوست نگويم مگر به حضرت دوست، كه آشنا سخن آشنا نگه دارد.';
title[1116] = 'حريص ترين جانور مگسه و قانع ترين جانور عنكبوته. جالبه كه بدوني حريص ترين موجود هميشه خوراك قانع ترين ميشه.';
title[1117] = 'كوچيك كه بوديم تنها كفشامون رو اشتباه مي پوشيديم. اما حالا كه بزرگ شديم تنها كار درستمون پوشيدن كفشامونه!';
title[1118] = 'راز بزرگ زندگي در شكيبايي است و نبايد به خاطر يك آينده ي مبهم زمان حال را بر خود تلخ كرد.';
title[1119] = 'بشنو اين نكته كه خود را ز غم آزاد كتي، خون خوري گر طلب روزي ننهاده كني. آخرالامر گل كوزه گران خواهي شد، حاليا فكر سبو كن كه پر از باده كني.';
title[1120] = 'زندگي صحنه يكتاي هنرمندي ماست. هر كسي نغمه خود خواند و از صحنه رود. صحنه پيوسته به جاست. خوشتر آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد.';
title[1121] = 'نيكي و بدي كه در نهاد بشر است، شادي و غمي كه در قضا و قدر است. با چرخ مكن حواله كاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بيچاره تر است.';
title[1122] = 'بر چرخ فلك هيچ كسي چير نشد، وز خوردن آدمي زمين سير نشد. مغرور به آني كه نخورده است تو را، تعجيل نكن  هم بخورد دير نشد.';
title[1123] = 'آنها كه كهن شدند و اينها كه نوند، هركس به مراد خويش يك تك بدوند. اين كهنه جهان به كس نماند باقي، رفتند و رويم و ديگر آيند و روند.';
title[1124] = 'اي بس كه نباشيم و جهان خواهد بود، ني نام زما و ني نشان خواهد بود. زاين پيش نبوديم و نبود هيچ خلل، زاين پس چو نباشيم همان خواهد بود.';
title[1125] = 'خاكي كه به زير پاي هر ناداني است، زلف صنمي و چهره جاناني است. هر خشت كه بر كنگره ايواني است، انگشت وزيري و لب سلطاني است.';
title[1126] = 'اين يك دو سه روزه نوبت عمر گذشت، چون ابر به كوهسار و چون باد به دشت. هرگز غم دو روز مرا ياد نكرد، روزي كه نيامده است و روزي كه گذشت.';
title[1127] = 'پرسيدم اين همه حرف است معجزه، كو معجزه؟ ندا رسيد از آسمان، يافت كن در اين جهان، چيزي بغير از معجزه.';
title[1128] = 'يك چند به كودكي به استاد شديم، يك چند به استادي خود شاد شديم. پايان سخن شنو كه ما را چه رسيد، از خاك بر آمديم و بر باد شديم.';
title[1129] = 'اي دوست بيا تا غم فردا نخوريم، واين يك دم عمر را غنيمت شمريم. فردا كه از اين دير فنا در گذريم، با هفت هزار سالگان سر به سريم.';
title[1130] = 'از دي كه گذشت هيچ ازو ياد مكن، فردا كه نيامده است فرياد مكن. بر نامده و گذشته بنياد مكن، حالي خوش باش و عمر بر باد مكن.';
title[1131] = 'تا كي غم آن خورم كه دارم يا نه، واين عمر به خوشدلي گذارم يا نه. پركن قدح باده كه معلومم نيست، اين دم كه فرو برم برآرم يا نه.';
title[1132] = 'شيخي به زني فاحشه گفتا مستي، هر لحظه به دام دگري پابستي. گفتا شيخا هر آنچه گويي هستم، آيا تو چنان كه مي نمايي هستي؟';
title[1133] = 'از چرخ فلك گردش يكسان مطلب، وز دور زمانه عدل سلطان مطلب. روزي پنج در جهان خواهي بود، آزار دل هيچ مسلمان مطلب.';
title[1134] = 'آلوده دنيا جگرش ريشتر است، آسوده ترست هر آنكه درويشتر است. هر خر كه بر او زنگي و زنجيري هست، چون به نگري بار بر او بيشتر است.';
title[1135] = 'گفتار نكو دارم و كردارم نيست، از گفت نكوي بي عمل عارم نيست. دشوار بود كردن و گفتن آسان، آسان بسيار و هيچ دشوارم نيست.';
title[1136] = 'گر كار تو نيكست به تدبير تو نيست، ور نيز بدست هم ز تقصير تو نيست. تسليم و رضا پيشه كن و شاد بزي، چون نيك و بد جهان به تقدير تو نيست.';
title[1137] = 'روزم به غم جهان فرسوده گذشت، شب در هوس بوده و نابوده گذشت. عمري كه دمي ازو جهاني ارزد، القصه به فكرهاي بيهوده گذشت.';
title[1138] = 'در دل همه شرك و  روي بر خاك چه سود، با نفس پليد جامه پاك چه سود. زهرست گناه و توبه ترياك وي است، چون زهر به جان رسيد ترياك چه سود.';
title[1139] = 'گر ملك تو شام و گر يمن خواهد بود، وز سر حد چين تا به ختن خواهد بود. روزي كه ازين سرا كني عزم سفر، همراه تو هفت گز كفن خواهد بود.';
title[1140] = 'خواهي كه خدا كار نكو با تو كند، ارواح ملايك همه رو با تو كند. يا هرچه رضاي او در آنست بكن، يا راضي شو هر آنچه او با تو كند.';
title[1141] = 'با علم اگر عمل برابر گردد، كام دو جهان ترا ميسر گردد. مغرور مشو به خود كه خواندي ورقي، زان روز حذر كن كه ورق برگردد.';
title[1142] = 'چون تيشه مباش و جمله بر خود متراش، چون رنده ز كار خويش بي بهر مباش. تعليم ز اره گير در امر معاش، نيمي سوي خود مي كش و نيمي مي پاش.';
title[1143] = 'شاهي طلبي برو گداي همه باش، بيگانه ز خويش و آشناي همه باش. خواهي كه ترا چو تاج بر سر دارند، دست همه گير و خاك پاي همه باش.';
title[1144] = 'عنان مركب خويش به دست غير مسپار، كه باز ستاندنش كمتر از گدايي نيست.';
title[1145] = 'يا رب تو چنان كن كه پريشان نشوم، محتاج برادران و خويشان نشوم. بي منت خلق خود مرا روزي ده، تا از در تو بر در ايشان نشوم.';
title[1146] = 'افسوس كه ما عاقبت انديش نه ايم، داريم لباس فقر و درويش نه ايم. اين كبر و مني جمله از آنست كه ما، قانع به نصيب و قسمت خويش نه ايم.';
title[1147] = 'ما با مي و مستي سر تقوي داريم، دنيا طلبيم و ميل عقبي داريم. كي دنيا و دين هردو به هم آيد راست، اينست كه ما نه دين نه دنيا داريم.';
title[1148] = 'دنيا گذران محنت دنيا گذران، ني بر پدران ماند و ني بر پسران. تا بتواني عمر به طاعت گذران، بنگر كه فلك چه ميكند با دگران.';
title[1149] = 'چون باز سفيد در شكاريم همه، با نفس و هواي نفس ياريم همه. گر پرده ز روي كارها برگيرند، معلوم شود كه در چه كاريم همه.';
title[1150] = 'هركه دنيا خواهد، علم آموزد و هركه آخرت خواهد در عمل كوشد.';
title[1151] = 'شش چيز را شعار خود سازيد: 1- در شروع هر كاري بسم الله بگوييد. 2- در هر نعمتي الحمدلله بگوييد. 3- در هر كار كه قصد انجامش را داريد، انشاءالله بگوييد. 4- در هر مصيبتي استغفرالله بگوييد. 5- در هر مصيبتي كه به شما وارد ميشود، انالله و انا اليه راجعون بگوييد. 6- ذكر مرتب لااله الا الله را فراموش نكنيد.';
title[1152] = 'مردان كوچك به آسايش مردان بزرگ فكر ميكنند و مردان بزرگ در آرزوي آرامش مردان كوچك مي ميرند.';
title[1153] = 'خواهي چو خليل كعبه بنياد كني، وآنرا به نماز و طاعت آباد كني. روزي دوهزار بنده آزاد كني، به زان نبود كه خاطري شاد كني.';
title[1154] = 'گر درويشي مكن تصرف در هيچ، نه شادي كن به هيچ و نه غم خور هيچ. خرسند بدان باش كه در ملك خداي، در دنيا و آخرت نباشي بر هيچ.';
title[1155] = 'توانگران كه زر و سيم را شمار كنند، هزار حيله به راه خدا به كار كنند. قفا زنند به مردم كه ما به از خلقيم، جفا كنند به آنان كه كسب و كار كنند.';
title[1156] = 'زندگي مثل يه جاده است، من و تو مسافراشيم. قدر لحظه ها رو بدونيم، ممكنه فردا نباشيم.';
title[1157] = 'بر نيايد اين دو كار از اين دو فرد، مردي از نامرد و نامردي ز مرد.';
title[1158] = 'اگه با گذشت كردن كسي كوچيك ميشد، خدا اينقدر بزرگ نبود.';
title[1159] = 'ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ام ميكرد بهم چي گفت؟ جايي كه ميري مردمي داره كه ميشكننت. نكنه غصه بخوري. من همه جا باهاتم. تو تنها نيستي. تو كوله بارت عشق ميزارم كه بگذري، قلب ميذارم كه جا بدي، اشك ميدم كه همكاريت كنه و مرگ كه بدوني بر ميگردي پيشم.';
title[1160] = 'آنكس كه بداند و بداند كه بداند، اسب شرف از گنبد گردون برهاند. وآنكس كه بداند و نداند كه بداند، بيدارش نماييد كه بس خفته نماند. آنكس كه نداند و بداند كه نداند، لنگان خرك خويش به منزل برساند. وآنكس كه نداند و نداند كه نداند، در جهل مركب ابدالدهر بماند.';
title[1161] = 'در انديشه آنچه كرده اي مباش؛ در انديشه آنچه نكرده اي باش.';
title[1162] = 'در قرض دادن به دوستان احتياط كن. مبادا هر دو را از دست بدهي!';
title[1163] = 'داشتن علم بهتر از داشتن ثروت است؛ ولي نداشتن ثروت بدتر از نداشتن علم است.';
title[1164] = 'در هر كاري اگه اولش به فكر آخرش نباشي، آخرش به فكر اولش ميفتي!';
title[1165] = 'مرگ داشت با زندگي درد و دل ميكرد. بهش گفت: تو چرا واسه همه دوست داشتني هستي و همه دوست دارن با تو باشن؟ ولي من واسه هيچكس ارزش ندارم! زندگي بهش گفت: چون تو يه حقيقتي و من يه دروغ!';
title[1166] = 'جهان اي برادر نماند به كس، دل اندر جهان آفرين بند و بس. مكن تكيه بر ملك دنيا و پشت، كه بسيار چون تو پرورد و كشت.';
title[1167] = 'حاصل نشود رضاي سلطان، تا خاطر بندگان نجويي. خواهي كه خداي بر تو بخشد، با خلق خداي كن نكويي.';
title[1168] = 'هر كه عيب دگران پيش تو آورد و شمرد، بي گمان عيب تو پيش دگران خواهد برد.';
title[1169] = 'بر در كعبه سائلي ديدم، كه همي گفت و مي گرستي خوش. من نگويم كه طاعتم بپذير، قلم عفو بر گناهم بخش.';
title[1170] = 'اگر دانش به روزي در فزودي، ز نادان تنگ روزي تر نبودي. چو كيمياگر به غصه مرده و رنج، ابله اندر خرابه يافته گنج.';
title[1171] = 'چو كاري بي فضول بر تو آيد، تو را در وي سخن گفتن نشايد. وگر بيني كه نابينا و چاه است، اگر خاموش بنشيني گناه است.';
title[1172] = 'چه سالهاي فراوان و عمر دراز، كه خلق بر سر ما بر زمين بخواهد رفت. چنانكه دست به دست آمده است ملك به ما، به دستهاي دگر همچنين بخواهد رفت.';
title[1173] = 'شرّ با شرّ خاموش نشود، چنانكه آتش با آتش. بلكه شرّ را خير فرو مي نشاند و آتش را آب.';
title[1174] = 'به مرگ كسي شادي مكن، گرفتار را مسخره مكن، خير خود را دريغ مدار. آنچه نمي داني از علما فراگير و آنچه مي داني به ديگران بياموز.';
title[1175] = 'شادي را علت باش، نه شريك. و غم را شريك باش، نه دليل.';
title[1176] = 'خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد: او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد. او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد';
title[1177] = 'نه بر اشتري سوارم نه چو خر به زير بارم، نه خداوند رعيت نه غلام شهريارم. غم موجود و پريشاني معدوم ندارم، نفسي ميزنم آسوده و عمري به سر آرم.';
title[1178] = 'چو كم خوردن طبيعت شد كسي را، چو سختي پيشش آيد سهل گيرد. وگر تن پرور است اندر فراخي، چو تنگي بيند از سختي بميرد.';
title[1179] = 'تا به دكان و خانه در گروي، هرگز اي خام آدم نشوي. برو اندر جهان تفرج كن، پيش از آن روز كز جهان بروي.';
title[1180] = 'وقتي از كار دست بكشيد كه كار شما انجام شده باشد، نه آنگاه كه خسته شده ايد.';
title[1181] = 'سالها بر تو بگذرد كه گذار، نكني سوي تربت پدرت. تو به جاي پدر چه كردي خير، تا همان چشم داري از پسرت.';
title[1182] = 'خداوندان كام و نيكبختي، چرا سختي خورند از بيم سختي. برو شادي كن اي يار دل افروز، غم فردا نشايد خورد امروز.';
title[1183] = 'فراموشت نكرد ايزد در آن حال، كه بودي نطفه مدفون و مدهوش. روانت داد و طبع و عقل و ادراك، جمال و نطق و راي و فكرت و هوش. كنون پنداري از ناچيز همت، كه خواهد كردنت روزي فراموش.';
title[1184] = 'چو انسان را نباشد فضل و احسان، چه فرق از آدمي با نقش ديوار. بدست آوردن دنيا هنر نيست، يكي را گر تواني دل به دست آر.';
title[1185] = 'آنكه در نعمت و آسايش و آساني زيست، مردنش زين همه شك نيست كه دشوار آيد. به همه حال اسيري كه ز بندي برهد، بهتر از حال اميري كه گرفتار آيد.';
title[1186] = 'كسيكه غرور دارد حاضر است گم شود و راه را از ديگران نپرسد.';
title[1187] = 'ميان دو كس جنگ چون آتش است، سخن چشن بدبخت هيزم كش است. كنند اين و آن خوش دگرباره دل، وي اندر ميان كور بخت و خجل.';
title[1188] = 'در سخن با دوستان آهسته باش، تا ندارد دشمن خونخوار گوش. پيش ديوار آنچه گويي هوش دار، تا نباشد در پس ديوار موش.';
title[1189] = 'شهوت چو آتش است از وي بپرهيز، به خود بر  آتش دوزخ مكن تيز. در آن آتش نداري طاقت سوز، به صبر آبي برين آتش زن امروز.';
title[1190] = 'هركه تامل نكند در جواب، بيشتر آيد سخنش ناصواب. يا سخن آراي چو مردم به هوش، يا بنشين چون حيوانان خموش.';
title[1191] = 'اگر شبها همه قدر بودي، شب قدر بي قدر بودي. گر سنگ همه لعل بدخشان بودي، پس قيمت لعل و سنگ يكسان بودي.';
title[1192] = 'توان شناخت به يك روز در شمايل مرد، كه تا كجاست رسيده است پايگاه علوم. ولي ز باطنش ايمن مباش و غره مشو، كه خبث نفس نگردد به سالها معلوم.';
title[1193] = 'اسير بند شكم را دو شب نگيرد خواب، شبي ز معده سنگي شبي ز دلتنگي.';
title[1194] = 'نيك سهل است زنده بي جان كرد، كشته را باز زنده نتوان كرد. شرط عقل است صبر تير انداز، كه چو رفت از كمان نيابد باز.';
title[1195] = 'آنكه در راحت و تنعم زيست، او چه داند كه حال گرسنه چيست. حال درماندگان كسي داند، كه به احوال خويش درماند.';
title[1196] = 'نه هر بازو كه در وي قوتي هست، به مردي عاجزان را بشكند دست. ضعيفان را مكن بر دل گزندي، كه درماني به جور زورمندي.';
title[1197] = 'موحد چه در پاي ريزد زرش، چه شمشير هندي نهي بر سرش. اميد و هراسش نباشد ز كس، بر اين است بنياد توحيد و بس.';
title[1198] = 'وامش مده آنكه بي نماز است، گرچه دهنش ز فاقه باز است. كو فرض خدا نميگذارد، از قرض تو نيز غم ندارد.';
title[1199] = 'نردبان اين جهان ما و منيست، عاقبت اين نردبان افتادنيست. لاجرم آنكس كه بالاتر نشست، استخوانش سخت تر خواهد شكست.';
title[1200] = 'مي بخشمت بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي، بخاطر تمام خنده هايي كه به صورتم نشاندي. نمي بخشمت به خاطر دلي كه برايم شكستي، بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي. نمي بخشمت بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي، بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاشتي و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي.';
title[1201] = 'ما نگوييم بدوميل به ناحق نكنيم، جامه كس سيه ودلق خود ارزق نكنيم. گر بدي گفت حسودي ورفيقي رنجيد. گوتوخوش باش كه ماگوش به احمق نكنيم.';
title[1202] = 'ديگه بسه تشنگي بدون آب، خوردن فريب و نيرنگ سراب. واسه هركي دل من تنگ ميشه، تا ميفهمه دلش از سنگ ميشه.';
title[1203] = 'يادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد، طلب عشق ز هر بي سر و پايي نكنيم.';
title[1204] = 'كاش كه معشوقه از عاشق طلب جان ميكرد، تا كه هر بي سر و پايي نشود يار كسي.';
title[1205] = 'وقتي يه بار از دوستت ضربه مي خوري، درست مثل اين مي مونه كه با ماشين بهت زده و داغونت كرده. ولي وقتي مي بخشيش، درست مثل اين مي مونه كه بهش فرصت دادي تا دنده عقب بگيره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چيزي ازت نمونده.';
title[1206] = 'نازم به ناز آن كس كه ننازد به ناز خويش، ما را به ناز ناز فروشان نياز نيست.';
title[1207] = 'سكوتم از رضايت نيست، دلم اهل شكايت نيست.';
title[1208] = 'ماه من غصه نخور زندگي جذر و مد داره، دنيامون يه عالمه آدم خوب و بد داره.';
title[1209] = 'كاش همان لحظه كه تقديم تو شد هستي من، مي سپردم كه مواظب باشي، جنس اين جام پر از عشق، بلور است! مبادا كه بازيچه شود، مي شكند... ';
title[1210] = 'به من گفتي كه دل دريا كن اي دوست، همه دريا از آن ما كن اي دوست. دلم دريا شد ودادم به دستت، مكش دريا به خون پروا كن اي دوست.';
title[1211] = 'زندگي مثل يك ديكته است؛ هي غلط مينويسيم پاك ميكنيم. دوباره مينويسيم هي پاك ميكنيم. غافل از اينكه يكهو عزرائيل داد ميزنه: برگه ها بالا.';
title[1212] = 'تورا من ميشناسم بهتر از خويش، تو را من آوريدستم به اين ريش. خبر دارم از اعماق خيالت، به من يك ذره مخفي نيست حالت.';
title[1213] = 'محبت را به دل دادن صفاي سينه ميخواهد، به ياد يكدگر بودن دلي بي كينه ميخواهد.';
title[1214] = 'چه ميگويي مگر ديوانه هستي، گمان دارم عرق خوردي و مستي.';
title[1215] = 'نميگويم چه گفتي شرمم آيد، ز بي آزرميت آزرمم آيد. چنين گفتند كز آن چيز عادي، همي خوردي ولي قدر زيادي. تو آهويي مكن جانا گرازي، تو شاعر نيستي تصنيف سازي.';
title[1216] = 'چه خندون چه گريون، داره ميگذره عمرا. خودت رو نرنجون، به كامت باشه دنيا.';
title[1217] = 'ميگي گل رو دوست داري ولي ميچينيش... ميگي بارون رو دوست داري ولي با چتر ميري زيرش... ميگي پرنده رو دوست داري ولي تو قفس ميندازيش... چه جوري ميتونم نترسم وقتي ميگي دوستم داري؟';
title[1218] = 'دلم پر از شكايته، اما صدام در نمياد. ميترسم از دستم بري، كاري ازم بر نمياد.';
title[1219] = 'يه دل ميگه برو فراموشش كن، يه دل ميگه ترك آغوشش كن. يه دل ميگه زندگي دو روزه، عاشق نباشي دل تو ميسوزه.';
title[1220] = 'من غروب عشق را در نگاهت ديده ام، من بناي آرزوها را ز هم پاشيده ام. آنچه من بايد بفهمم اين زمان فهميده ام، در دل خود من به عشق پوچ تو خنديده ام.';
title[1221] = 'وقتي كسي ناراحتت ميكنه، 42 تا ماهيچه استفاده ميشه تا اخم كني. اما فقط 4 تا ماهيچه لازمه تا دستت رو دراز كني و بزني پس كله اش.';
title[1222] = 'كسي كه رنگ پريدگي خزان را درك كرده باشد، به نيرنگ گلهاي رنگارنگ دل نخواهد سپرد.';
title[1223] = 'داني كه چرا راز نهان با تو نگفتم؟ طوطي صفتي طاقت اسرار نداري.';
title[1224] = 'گله از دشمنان ندارم كه خنجر از پشت زدند، گله از رفيقان دارم كه عهد و پيمان شكستند.';
title[1225] = 'اگر با من نبودش هيچ ميلي، چرا ظرف مرا بشكست ليلي؟';
title[1226] = 'اي شمع نهانخانه جان، پروانه خويش را مرنجان.';
title[1227] = 'دلداري بي دلي نمودن، وانگه به خلاف قول بودن. قولي كه در او وفا نبينم، از چون تو كسي روا نبينم.';
title[1228] = 'صد زخم زبان شنيدم از تو، يك مرهم دل نديدم از تو. صبرم شد و عقل رخت بر بست، درياب وگرنه رفتم از دست.';
title[1229] = 'اگر بوي گلي را دوست نداري، شاخه هايش را نشكن.';
title[1230] = 'تو كه قدر وفامو ندونستي، ميشد يه رنگ بموني نتونستي. گمون نكن تو دستات يه اسيرم، ديگه قلبمو از تو پس ميگيرم.';
title[1231] = 'در تو به چه دل اميد بندم، وز تو به چه روي باز خندم؟';
title[1232] = 'تو آن نكني كه من شوم شاد، وانكس نه منم كه نارمت ياد. با اين همه رنج كز تو سنجم، رنجيده شوم گر از تو رنجم.';
title[1233] = 'شبا ستارش خوبه، ماه شب چهاردش خوبه. يار اگه بي وفا شد، دلبر تازش خوبه.';
title[1234] = 'آن روز كه دل به تو سپردم، بر دشمنيت گمان نبردم.';
title[1235] = 'كاش خداوند هيچ وقت به كلمات غرور و عشق و دروغ فكر نميكرد كه تا هيچ وقت هيچ عاشقي به خاطر غرورش به عشقش دروغ بگه.';
title[1236] = 'هركسي هم نفسم شد، دست آخر قفسم شد. من ساده بخيالم، كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد، خنده هاي منو دزديد. زير چشم مهربوني، خواب يك توطئه ميديد.';
title[1237] = 'هر كس به طريقي دل ما ميشكند، بيگانه جدا دوست جدا ميشكند. بيگانه اگر ميشكند حرفي نيست، از دوست بپرسيد كه چرا ميشكند.';
title[1238] = 'همه حرف خوب ميزنن اما كي خوبه اين وسط. بد و خوبش به شما، ما كه رسيديم ته خط.';
title[1239] = 'كاش در دهكده عشق فراواني بود، توي بازار صداقت كمي ارزاني بود. كاش اگر گاه به هم كمي لطف ميكرديم، مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود.';
title[1240] = 'بگو اين همه خواب است، بگو اين همه كابوس من خانه خراب است...';
title[1241] = 'گفتي جگر مني به تقدير، وانگه بدين جگر زني تير. خون جگرم خوردي بدين روز، خواني جگرم زهي جگرسوز.';
title[1242] = 'ما حسادت در مرام خويش دور انداختيم، هر كه حسي از حسادت داشت بر او تاختيم.';
title[1243] = 'با كار خودت مرا تو سخت آزردي، قلبم بشكستي مرا اشك به چشم آوردي.';
title[1244] = 'من كه عاشق تو بودم، چرا عشقمو نديدي. چرا قلب عاشقم رو، تو به خاك و خون كشيدي؟';
title[1245] = 'گر عاشقي تو صداقتت كو، با من نفس موافقت كو. اين است كه عهد من شكستي، در عهده ديگري نشستي. با من به زبان فريب بازي، با او به مراد عشق بازي.';
title[1246] = 'يه روز مياد كه دنبالم بگردي، اونوقت ميفهمي كه با من چه كردي. يه روز مياد همش با چشم گريون، بپرسي من كجام از اين و از اون.';
title[1247] = 'گر ز دست زلف مشكينت خطايي رفت رفت، ور ز هندوي شما بر ما جفايي رفت رفت. عشقبازي را تحمل بايد اي دل پايدار، گر ملالي بود بود و گر خطايي رفت رفت.';
title[1248] = 'ديدي كه يار جز سر جور و ستم نداشت، بشكست عهد و ز غم ما هيچ غم نداشت. يارب مگيرش ار چه دل چون كبوترم، افكند و كشت و عزت صيد حرم نداشت.';
title[1249] = 'زان يار دلنوازم شكريست با شكايت، گر نكته دان عشقي بشنو تو اين حكايت. بي مزد بود و منت هر خدمتي كه كردم، يا رب مباد كس را مخدوم بي عنايت.';
title[1250] = 'اگر زيستن را دوست داشتم، هرگز به هنگام به دنيا آمدن نمي گريستم.';
title[1251] = 'روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است، بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است. بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست، او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است. صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست، در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است. بنويسيد اگر شعري ازاومانده بجاي، مردي از طايفه ي شعر معاصر بوده است. مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست، بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است. غزل هجرت من را همه جا بنويسيد، روي قبرم بنويسيد مهاجر بوده است.';
title[1252] = 'هيچ كس اشكي براي ما نريخت، ‌هر كه با ما بود از ما مي گريخت. چند روزي هست حالم ديدني است، حال من از اين و آن پرسيدني است. گاه بر روي زمين زل مي زنم، گاه بر حافظ تفال مي زنم. حافظ ديوانه فالم را گرفت، يك غزل آمد كه حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم، خود غلط بود آنچه ما پنداشتيم.';
title[1253] = 'وقتي كوچيك بوديم دلمون بزرگ بود، ولي حالا كه بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم. كاش كوچيك مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن، نه حالا كه بزرگ شديم و فرياد هم كه مي زنيم، باز كسي حرفمون رو نميفهمه.';
title[1254] = 'آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم، از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم. تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم، شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم.';
title[1255] = 'اي شمع آهسته بسوز كه شب دراز است، اي اشك آهسته بريز كه غم زياد است.';
title[1256] = 'دلم مثل يه جعبست، جعبه پر جواهر. خونه به رنگ ياقوت، اما خوشه به ظاهر.';
title[1257] = 'آنقدر آه كشيدم ز جهان سير شدم، صورتم گرچه جوان است ولي پير شدم.';
title[1258] = 'اي اشك نگاه خسته ام را درياب، اين چشم به خون نشسته ام را درياب. از زندگي ام فقط تو مانده اي اشك، اين عمر زهم گسسته ام را درياب.';
title[1259] = 'دوست داشتم ابر باشم. چون ابر آنقدر شهامت داره كه هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه كنه.';
title[1260] = 'دلم گرفت از اين روزها، از اين روزهاي بي نشون. تو هم كه بي صدا شدي، آهاي خداي آسمون. آهاي خداي عاشقم، تويي فقط دل خوشيمون.';
title[1261] = 'برين تابوت سياهمو بيارين دارم از دنيا ميرم، رحمتم كنيد گناهمو ببخشيد دارم آتيش ميگيرم.';
title[1262] = 'امشب اي ماه به درد دل من تسكيني، آخر اي ماه تو همدرد من مسكيني.';
title[1263] = 'خانه ام را وقف نيلوفر كنيد، پيكرم را غرق در شبنم كنيد، روي قبرم لاله ها را خم كنيد. روز مرگم دوست را دعوت كنيد، دور قبرم را كمي خلوت كنيد. بعد مرگم خنده را از سر كنيد، رفتنم را دوستان باور كنيد.';
title[1264] = 'هرچه باشي نازنين ايام خارت ميكند، هرچه باشي شيردل دنيا شكارت ميكند. هرچه باشي با لب خندان ميان ديگران، عاقبت دست طبيعت اشكبارت ميكند.';
title[1265] = 'لالا لالا نخواب دنيا خسيسه، واسه كمتر كسي خوب مينويسه. يكي لبهاش هميشه غرق خندست، يكي پلكاش تو خوابم خيس خيسه.';
title[1266] = 'بر خاك بخواب نازنين تختي نيست، آواره شدن حكايت سختي نيست. از پاكي اشكهاي خود فهميدم، لبخند هميشه راز خوشبختي نيست.';
title[1267] = 'سوختم باران بزن شايد تو خاموشم كني، شايد امشب سوزش اين زخم ها را كم كني. آه باران من سراپاي وجودم آتش است، پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم كني.';
title[1268] = 'نه دستي كه بفشارم به كس خويش، نه ياري كه بگويم غم اين سينه پر نيش. چه سازم چه بجويم، چه بگويم به كه گويم. در دل اين شب تب دار، مگر سر بگذارم به همين شانه ديوار.';
title[1269] = 'به گيسوي تو سوگند، مرا غصه ز جا كند. من و اين شب خون بار، من و ديده بيدار. من و شرم ز دلدار، من و دار من و دار...';
title[1270] = 'بي دل و خسته در اين شهرم و دلداري نيست، غم دل با كه توان گفت كه دلداري نيست. شب به بالين من خسته به غير از غم دوست، ز آشنايان كهن يار پرستاري نيست. يا رب اين شهر چه شهريست كه صد يوسف دل، به كلافي بفروشيم و خريداري نيست.  بهر بهبود خود اي دل بكن از جاي دگر، كه در اين شهر طبيب دل بيماري نيست.';
title[1271] = 'قايقي خواهم ساخت، خواهم انداخت به آب. دور خواهم شد از اين خاك غريب...';
title[1272] = 'اي بي خبران ز درد و آهم، خيزيد و رها كنيد راهم. من گم شده ام مرا مجوييد، با گمشدگان سخن مگوييد.';
title[1273] = 'از پاي فتاده ام چه تدبير، اي دوست بيا و دست من گير. كاري بكن اي نشان كارم، زين چه كه فرو شدم برآرم.';
title[1274] = 'يارب تو از اين گزاف كاري، توفيق دهم به رستگاري. درياب كه مبتلاي عشقم، آزاد كن از بلاي عشقم.';
title[1275] = 'هيچ كس ويرانيم را حس نكرد، وسعت حيرانيم را حس نكرد. در ميان خنده هاي تلخ من، ديده بارانيم را حس نكرد. در هجوم لحظه هاي بي كسي، غربت پنهانيم را حس نكرد. آن كه با آغاز من مانوس بود، لحظه پايانيم را حس نكرد.';
title[1276] = 'چون شمع به خنده رخ فروزم، ميخندم و زير خنده سوزم.';
title[1277] = 'گويند مرا چرا نخندي، گريه ست نشان دردمندي. ترسم چو نشست خنده خيزد، سوز از دهنم برون گريزد.';
title[1278] = 'ميخوام برم پا ندارم، ميخوام نرم جا ندارم. گريه كنم دل ندارم، داد بزنم نا ندارم.';
title[1279] = 'گريه كردم، اشك بر دلم مرهم نشد. ناله كردم، ذره اي از دردهايم كم نشد.';
title[1280] = 'بعد از اين با بي كسي خود مي كنم، هر چه در دل داشتم رو مي كنم. نيستم از مردم خنجر به دست، بت پرستم بت پرستم بت پرست.';
title[1281] = 'با اينكه چو ديده نازنيني، بدرود كه ديگرم نبيني. بدرود كه رخت راه بستم، در كشتي رفتگان نشستم. بدرود كه عزم كوچ كردم، رفتم نه چنان كه باز گردم.';
title[1282] = 'شمع اين حوصله را بر همه كس روشن كرد، كه توان تا به سحر گريه ي بي شيون كرد.';
title[1283] = 'خون ميخورم اين چه مهربانيست، جان ميكنم اين چه زندگانيست. چندان جگر نهفته خوردم، كز دل به دهن رسيد دردم.';
title[1284] = 'گريه هايم بي صداست، عشق من بي انتهاست. ردپاي اشكهايم را بگير، تا بداني خانه عاشق كجاست.';
title[1285] = 'دلي دارم كه گلداني ندارد، دلي دارم كه دلداري ندارد. گلي دارم كه گلدانش شكسته، دلي دارم كه غم در آن نشسته.';
title[1286] = 'خرم آن روز كز اين منزل ويران بروم، راحت جان طلبم وز پي جانان بروم. نذر كردم گر از اين غم به در آيم روزي، تا در ميكده شادان و غزل خوان بروم.';
title[1287] = 'چون حاصل آدمي در اين شورستان، جز خوردن غصه نيست تا كندن جان. خرم دل آنكه زين جهان زود برفت، وآسوده كسي كه خود نيامد به جهان.';
title[1288] = 'اي خالق خلق رهنمايي بفرست، بر بنده بي نوا نوايي بفرست. كار من بيچاره گره در گرهست، رحمي بكن و گره گشايي بفرست.';
title[1289] = 'ما را نبود دلي كه خرم گردد، خود بر سر كوي ما طرب كم گردد. هر شادي عالم كه به ما روي نهد، چون بر سر كوي ما رسد غم گردد.';
title[1290] = 'اي جمله بي كسان عالم را كس، يك جو كرمت تمام عالم را بس. من بي كسم و تو بي كسان را ياري، يا رب تو به فرياد من بي كس رس.';
title[1291] = 'به جهنم گر غمت پايان ندارد، به درك گر سرت سامان ندارد. بشاشم من به اين دنياي فاني، كه ضايع تر از اين امكان ندارد.';
title[1292] = 'هرگز نبود شكست كس مقصودم، آزرده نشد دلي ز من تا بودم. صد شكر كه چشم عيب بينم كور است، شادم كه حسود نيستم محسودم.';
title[1293] = 'غمناكم و از كوي تو با غم نروم، جز شاد و اميدوار و خرم نروم. از درگه همچون تو كريمي هرگز، نوميد كسي نرفت و من هم نروم.';
title[1294] = 'يا رب تو به فضل مشكلم آسان كن، از فضل و كرم درد مرا درمان كن. بر من منگر كه بي كس و بي هنرم، هر چيز كه لايق تو باشد آن كن.';
title[1295] = 'ما را نبود دلي كه كار آيد از او، جز ناله كه هر دمي هزار آيد از او. چندان گريم كه كوچه ها گل گردد، ني رويد و نالهاي زار آيد از او.';
title[1296] = 'اي خالق ذوالجلال هر جانوري، وي رهرو رهنماي هر بي خبري. بستم كمر اميد بر درگه تو، بگشاي دري كه من ندارم هنري.';
title[1297] = 'اي شمع نمونه اي ز سوزم داري، خاموشي و مردن رموزم داري. داري خبر از سوز شب هجرانم، آيا چه خبر ز سوز روزم داري.';
title[1298] = 'گر طاعت خود نقش كنم بر ناني، وآن نان بنهم پيش سگي بر خواني. وآن سگ سالي گرسنه در زنداني، از ننگ بر آن نان ننهد دنداني.';
title[1299] = 'خنده بر لب ميزنم تا كس نداند راز من، ورنه اين دنيا كه ما ديديم خنديدن نداشت.';


function pickRandom(range) { 
if (Math.random) 
	return Math.round(Math.random() * (range-1)); 
else { 
var now = new Date(); 
return (now.getTime() / 1000) % range; } } 
var choice = pickRandom(ic);
document.writeln('<p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 0">' + title[choice] + '</p><p align="center" style="margin-bottom: 0">==><a target="_blank" href="http://mtxt.blogfa.com" style="text-decoration: none">دريافت كد</a></p>');
